درباره موسسهتاريخچه موسسهنمودارسازماني - شرح وظايفمديريت نمايندگي اصفهاندفترشورای سياستگذاری و برنامه ريزیشورای فرهنگی و هنریروابط عمومي و ارتباطاتواحد نمايشگاههاي استان و تبليغاتواحد سمعي و بصريواحد توزيع و فروشواحد اجرائي نگارستانراهنما و مترجم نگارستاندفتر و آرشيوخدمتگزار و نگهباناطلاعات و برنامه ريزيدفتر مشاركتهاي علمي ، فرهنگی و هنريواحد كارگاه ادبيات و هنرواحد كتابخانهاداري ماليجمعدار و متصدی انبار لوازم اداره و نگارستانكارگزيني بايگاني و دبيرخانهامور پشتيباني تداركات و حمل و نقلخدمهنمودار سازمانيفعاليتهاي پژوهشي - تحقيقيمعاونت پژوهشيكتابخانه تخصصيپايان نامه ها و پروژه هاي تحقيقاتي
تاريخچه موسسهنمودارسازماني - شرح وظايفمديريت نمايندگي اصفهاندفترشورای سياستگذاری و برنامه ريزیشورای فرهنگی و هنریروابط عمومي و ارتباطاتواحد نمايشگاههاي استان و تبليغاتواحد سمعي و بصريواحد توزيع و فروشواحد اجرائي نگارستانراهنما و مترجم نگارستاندفتر و آرشيوخدمتگزار و نگهباناطلاعات و برنامه ريزيدفتر مشاركتهاي علمي ، فرهنگی و هنريواحد كارگاه ادبيات و هنرواحد كتابخانهاداري ماليجمعدار و متصدی انبار لوازم اداره و نگارستانكارگزيني بايگاني و دبيرخانهامور پشتيباني تداركات و حمل و نقلخدمهنمودار سازماني
مديريت نمايندگي اصفهاندفترشورای سياستگذاری و برنامه ريزیشورای فرهنگی و هنریروابط عمومي و ارتباطاتواحد نمايشگاههاي استان و تبليغاتواحد سمعي و بصريواحد توزيع و فروشواحد اجرائي نگارستانراهنما و مترجم نگارستاندفتر و آرشيوخدمتگزار و نگهباناطلاعات و برنامه ريزيدفتر مشاركتهاي علمي ، فرهنگی و هنريواحد كارگاه ادبيات و هنرواحد كتابخانهاداري ماليجمعدار و متصدی انبار لوازم اداره و نگارستانكارگزيني بايگاني و دبيرخانهامور پشتيباني تداركات و حمل و نقلخدمهنمودار سازماني
معاونت پژوهشيكتابخانه تخصصيپايان نامه ها و پروژه هاي تحقيقاتي
زندگينامهپيشينه تاريخياز ولادت تا هجرت به قمتحصيل و تدريسمبارزات و قيام 15خردادنخستين بيانيه سياسيامام در تبعيدانقلاب اسلاميجنگ تحميلي و دفاع مقدسارسال پيام به رهبر شوروي سابقحكم ارتداد سلمان رشديسالهاي آخر عمر و ارتحالآرمانها و اهدافمعرفي آثار منتشره(آثارو تاليفات امام خميني (س(مجموعه آثار موضوعي حضرت امام (س(آثار و تأليفات انديشمندان و محققين در بررسي انديشه امام خميني(سديدگاههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي امام (س)زندگينامه و خاطرات از امام (س)ادبياتكتابشناسي آثار امام خميني (س)ديدگاههاي فلسفي ، عرفاني ، اخلاقي و تربيتي امام (س)(مجموعه مقالات در زمينه آراء و شخصيت امام خميني(سفصلنامهامام و انقلاب اسلاميآثار و تأليفات يادگاران امامآثار ترجمه شدهكلمات قصارخداشناسي و عبوديتانبياي الهياسلامدين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ماقرآنتشيعائمه معصومينمعاد و قيامتاداي تكليفخودسازي و مبارزه بانفسحب نفس و هواهاي نفسانيقيام للهانقلاب اسلاميحكومت اسلامينظم و قانونسياستوزارت امور خارجه و سفارتخانه هادولتهاي كشورهاي مسلمانقدس و فلسطينرژيم اشغالگر قدس (اسرائيل)آفريقاي جنوبيمستكبرين و ابر قدرتهاآمريكاماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكاغرب و غربزدگيمشرق زمينكمونيسمسازمانهاي بين المللي و حقوق بشرجنگ و دفاع مقدسجنگ تحميلي عراق عليه ايرانقواي مسلحروابط و ضوابطبسيجسپاه پاسدارانارتشجهاد سازندگيانسان شناسيانسان شناسيفرهنگ و تمدنتاريختبليغاترسانه هاي گروهيرسالت قلمهنرورزشتعليم و تربيتتعليم و تربيتعلم و عالممنزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و روحاني نماياندانشگاه و دانشگاهيانپيوند حوزه و دانشگاهمعلمسواد آموزيانجمن هاي اسلامينقش زن در اجتماعحقوق زنمقام مادرروز زنياوران انقلابجوانان و نوجوانانعدالت اجتماعيحمايت از مستضعفان و محرومانكاخ نشينان و كوخ نشينانكار و كارگربازگشت متخصصان به كشوربازار و سرمايهكشاورزيامام خميني رحمت اله عليهديوان اشعارغزلياترباعياتقصيدهمسمطترجيع بندقطعات و اشعار پراكندهخاطراتمعرفي بيت امام در خمينآشنائي با بخشهائي از رساله امام خميني
پيشينه تاريخياز ولادت تا هجرت به قمتحصيل و تدريسمبارزات و قيام 15خردادنخستين بيانيه سياسيامام در تبعيدانقلاب اسلاميجنگ تحميلي و دفاع مقدسارسال پيام به رهبر شوروي سابقحكم ارتداد سلمان رشديسالهاي آخر عمر و ارتحالآرمانها و اهداف
(آثارو تاليفات امام خميني (س(مجموعه آثار موضوعي حضرت امام (س(آثار و تأليفات انديشمندان و محققين در بررسي انديشه امام خميني(سديدگاههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي امام (س)زندگينامه و خاطرات از امام (س)ادبياتكتابشناسي آثار امام خميني (س)ديدگاههاي فلسفي ، عرفاني ، اخلاقي و تربيتي امام (س)(مجموعه مقالات در زمينه آراء و شخصيت امام خميني(سفصلنامهامام و انقلاب اسلاميآثار و تأليفات يادگاران امامآثار ترجمه شده
ديدگاههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي امام (س)زندگينامه و خاطرات از امام (س)ادبياتكتابشناسي آثار امام خميني (س)ديدگاههاي فلسفي ، عرفاني ، اخلاقي و تربيتي امام (س)
خداشناسي و عبوديتانبياي الهياسلامدين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ماقرآنتشيعائمه معصومينمعاد و قيامتاداي تكليفخودسازي و مبارزه بانفسحب نفس و هواهاي نفسانيقيام للهانقلاب اسلاميحكومت اسلامينظم و قانونسياستوزارت امور خارجه و سفارتخانه هادولتهاي كشورهاي مسلمانقدس و فلسطينرژيم اشغالگر قدس (اسرائيل)آفريقاي جنوبيمستكبرين و ابر قدرتهاآمريكاماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكاغرب و غربزدگيمشرق زمينكمونيسمسازمانهاي بين المللي و حقوق بشرجنگ و دفاع مقدسجنگ تحميلي عراق عليه ايرانقواي مسلحروابط و ضوابطبسيجسپاه پاسدارانارتشجهاد سازندگيانسان شناسيانسان شناسيفرهنگ و تمدنتاريختبليغاترسانه هاي گروهيرسالت قلمهنرورزشتعليم و تربيتتعليم و تربيتعلم و عالممنزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و روحاني نماياندانشگاه و دانشگاهيانپيوند حوزه و دانشگاهمعلمسواد آموزيانجمن هاي اسلامينقش زن در اجتماعحقوق زنمقام مادرروز زنياوران انقلابجوانان و نوجوانانعدالت اجتماعيحمايت از مستضعفان و محرومانكاخ نشينان و كوخ نشينانكار و كارگربازگشت متخصصان به كشوربازار و سرمايهكشاورزيامام خميني رحمت اله عليه
انبياي الهياسلامدين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ماقرآنتشيعائمه معصومينمعاد و قيامت
دين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ما
وزارت امور خارجه و سفارتخانه هادولتهاي كشورهاي مسلمانقدس و فلسطينرژيم اشغالگر قدس (اسرائيل)آفريقاي جنوبيمستكبرين و ابر قدرتهاآمريكاماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكاغرب و غربزدگيمشرق زمينكمونيسمسازمانهاي بين المللي و حقوق بشر
ماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكا
جنگ تحميلي عراق عليه ايرانقواي مسلحروابط و ضوابطبسيجسپاه پاسدارانارتشجهاد سازندگي
روابط و ضوابطبسيجسپاه پاسدارانارتشجهاد سازندگي
انسان شناسيفرهنگ و تمدنتاريختبليغاترسانه هاي گروهيرسالت قلمهنرورزش
تعليم و تربيتعلم و عالممنزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و روحاني نماياندانشگاه و دانشگاهيانپيوند حوزه و دانشگاهمعلمسواد آموزيانجمن هاي اسلامي
منزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و روحاني نمايان
حقوق زنمقام مادرروز زنياوران انقلابجوانان و نوجوانان
حمايت از مستضعفان و محرومانكاخ نشينان و كوخ نشينانكار و كارگربازگشت متخصصان به كشوربازار و سرمايهكشاورزي
غزلياترباعياتقصيدهمسمطترجيع بندقطعات و اشعار پراكنده
(آثارو تاليفات امام خميني (س(مجموعه آثار موضوعي حضرت امام (س(آثار و تأليفات انديشمندان و محققين در بررسي انديشه امام خميني(سديدگاههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي امام (س)زندگينامه و خاطرات از امام (س)ادبياتكتابشناسي آثار امام خميني (س)(مجموعه مقالات در زمينه آراء و شخصيت امام خميني(سفصلنامهامام و انقلاب اسلاميآثار و تأليفات يادگاران امامآثار ترجمه شدهساير كتب
ديدگاههاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي امام (س)زندگينامه و خاطرات از امام (س)ادبياتكتابشناسي آثار امام خميني (س)
معرفیفعاليت های هنریگالرینمايشگاهسال 1383سال 1382سال 13811386فعاليت های فرهنگیکارگاه ادبياتکارگاه فيلمنمايشگاه
سال 1383سال 1382سال 13811386
کارگاه ادبياتکارگاه فيلمنمايشگاه
نامه اي به جوان(نامه اي به حضرت امام خميني (سنامه ای به آژانس انرژی اتمینقاشی اینترنتی
خداشناسي و عبوديتانبياي الهي اسلامدين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ماقرآنتشيّعائمه معصومينمعاد و قيامتاداي تكليفنمازدعاو مناجاتمسجدحجمحرم و عاشورا شهادت و شهيدخود سازي و مبارزه با نفسايمان و ارزشهاي معنويتقوا ملاك برترياخلاصاخلاق پسنديدهاعتماد به نفسقناعت و ساده زيستيصبرتوبهحب نفس و هواهاي نفسانيدنيا دوستي و قدرت طلبيخودبيني و خودخواهيعيبجوييغفلتياس و نااميديمفاسد و انحرافات اجتماعيامر به معروف و نهي از منكرنفاق و منافقينقيام للهدعوت به قياممستضعفين به پا خيزيدمبارزه با ظلم و ظلم پذيريانقلاب اسلاميپيروزي و عوامل آنايام اللهوحدت و برادرياختلاف و تفرقهآزادياستقلال و نفي وابستگيحكومت اسلاميولايت فقيهجايگاه و نقش مردمحضور مردم در صحنهملت بزرگحفظ نظام و استمرار نهضتملي گرايياحزاب و حزب گرايينظم و قانونشوراي نگهبانانتخابات و مجلسقوه قضاييه و قضاتدولت و دولتمردانسياستسياست خارجيوزارت امور خارجه و سفارتخانه هادولتهاي كشورهاي مسلمانقدس و فلسطينرژيم اشغالگر قدس - اسرائيلآفريقاي جنوبيمستكبرين و ابر قدرتها آمريكاماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكاغرب و غربزدگيمشرق زمينكمونيسمسازمانهاي بين المللي و حقوق بشرجنگ و دفاع مقدسجنگ تحميلي عراق عليه ايرانقواي مسلحروابط و ضوابطبسيجسپاه پاسدارانارتشجهاد سازندگيانسان شناسيفرهنگ و تمدنتاريختبليغاترسانه هاي گروهيرسالت قلمهنرورزشتعليم و تربيتعلم و عالممنزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و رو حاني نماياندانشگاه و دانشگاهيانپيوند حوزه و دانشگاهمعلمسواد آموزيانجمن هاي اسلامينقش زن در اجتماعحقوق زنروز زنمقام مادرياوران انقلاب - خانواده شهدا ، جانبازان ، آزادگانجوانان و نوجوانانعدالت اجتماعيحمايت از مستضعفان و محرومانكاخ نشينان و كوخ نشينانكار و كارگركشاورزيبازار و سرمايهبازگشت متخصصان به كشورامام خميني - رحمت الله عليه
انبياي الهي اسلامدين اسلامحفظ اسلامتبليغ اسلاماسلام خواهياسلام و عمل ماقرآنتشيّعائمه معصومينمعاد و قيامت
نمازدعاو مناجاتمسجدحجمحرم و عاشورا شهادت و شهيد
ايمان و ارزشهاي معنويتقوا ملاك برترياخلاصاخلاق پسنديدهاعتماد به نفسقناعت و ساده زيستيصبرتوبه
دنيا دوستي و قدرت طلبيخودبيني و خودخواهيعيبجوييغفلتياس و نااميديمفاسد و انحرافات اجتماعيامر به معروف و نهي از منكرنفاق و منافقين
دعوت به قياممستضعفين به پا خيزيدمبارزه با ظلم و ظلم پذيري
پيروزي و عوامل آنايام اللهوحدت و برادرياختلاف و تفرقهآزادياستقلال و نفي وابستگي
ولايت فقيهجايگاه و نقش مردمحضور مردم در صحنهملت بزرگحفظ نظام و استمرار نهضتملي گرايياحزاب و حزب گرايي
شوراي نگهبانانتخابات و مجلسقوه قضاييه و قضاتدولت و دولتمردان
سياست خارجيوزارت امور خارجه و سفارتخانه هادولتهاي كشورهاي مسلمانقدس و فلسطينرژيم اشغالگر قدس - اسرائيلآفريقاي جنوبيمستكبرين و ابر قدرتها آمريكاماهيت دولت آمريكامبارزه با آمريكارابطه با آمريكاغرب و غربزدگيمشرق زمينكمونيسمسازمانهاي بين المللي و حقوق بشر
فرهنگ و تمدنتاريختبليغاترسانه هاي گروهيرسالت قلمهنرورزش
علم و عالممنزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و رو حاني نماياندانشگاه و دانشگاهيانپيوند حوزه و دانشگاهمعلمسواد آموزيانجمن هاي اسلامي
منزلت روحانيت و حوزه هاي علميهوظايف و مسئوليتهاي روحانيتفقه سنتي و اجتهاد جواهريتحجر گرايان و رو حاني نمايان
حقوق زنروز زنمقام مادرياوران انقلاب - خانواده شهدا ، جانبازان ، آزادگانجوانان و نوجوانان
حمايت از مستضعفان و محرومانكاخ نشينان و كوخ نشينانكار و كارگركشاورزيبازار و سرمايهبازگشت متخصصان به كشور
غزلياتآتش عشقآتش فراقاخگر غمآرزوهااسرار جانآفتاب نيمه شبانتظارآواز سروشآيينه جانباده حضورباده عشقباده هوشياريبار امانتبارياربا كه گويمبت يكدانهبوي نگاربهاربهار آرزوبهار جانپرتو حسنپرتو خورشيدپرتو عشقپرده نشينپرواز جانپير مغانجام ازلجام جانجام جمجامه درانجان جهانجلوه جامجلوه ديدارجلوه جمالچشم بيمارحسرت رويحسن ختامخانقاه دلخانه عشقخرقه تزويرخرقه فقرخضرراهخلوتگه عشاقخلوت مستانخم ميدر هواي دوستدرگاه جمالدرياو سرابدرياي جمالدرياي عشقدرياي فنادرياي هستيدعوي اخلاصدلجويي پيرديار دلدارديار قدسديدار يارراز بگشاراز گشاييراز مستيراز نهانراه و رسم عشقرخ خورشيدروز وصلروي يارزنجير دلساحل وجودساغر فناسايه سروسايه عشقسايه لطفسبوي دوستسبوي عاشقانسخن دلسراپرده عشقسرّ جانسرّ عشقسفر عشقسرود عشقسلطان عشقشب وصلشرح پريشانيشرح جلوهشمس كاملشمع وجودشهره شهرصاحب دردصبح اميدطبيب عشقطريق عشقعاشق سوختهعاشق دلباختهعروس صبحعشق چاره سازعشق دلدارعشق مسيحا دمعطر يارعيد نوروزغمزه دوستغم يارفارغ از عالمفتواي منفراق يارفصل طربفنون عشققبله عشققبله محرابقصه مستيكاروان عشقكاروان عمركتاب عمركعبه در زنجيركعبه دلكعبه عشقكعبه مقصودگلزار جانگنج نهانگواه دللب دوستلذت عشقمبتلاي دوستمحراب انديشهمحراب عشقمحرم اسرارمحرم رازمحرم دلمحرم عشقمحفل دلسوختگانمحفل رندانمذهب رندانمژده ديدارمژده وصلمستي عاشقمستي عشقمستي نيستيمسلك نيستيمعجز عشقمكتب عشقمي چاره سازميگسارانميلاد گلنسيم عشقنهانخانه اسرارنيم غمزهوادي ايمنهست و نيستهمت پيرهواي وصالياد دوسترباعياتآن روزآن كيستاز دست تواسيراسير نفسافسوساي پيراي عشقايماناي مهرباده الستباغ زيباييبتبردار حجاببنما نظريبيدار شوبيراههبيگانه خويشبيقرارپرچمپريشانپناهپناهي نرسيدپندتشنه پاسخثناي حقجامجفاجلوه حقجمال مطلقجمهوري اسلاميجمهوري ماجوينده توچراغچراغ فطرتچه كنمحجابحجاب اكبرحذرخار راهخبرخودبينخورشيدخورشيد جهاندام دلدر وصلدر يتيمدل خوابدور فكندوستراحت دلراهراه ديوانگيراه معرفترسواي تورها بايد شدرهروانسايهسفرسوي اوشاديشمع محفلشيرينشيفتگانطريقطفل طريقطورطوطي وارطوفانعارفعشق عقل و عشقعيانعيدغرق كمالفارغفرزانه منفروغ رخفريادفرياد ز منفرياد رسفكر راهفلسفهفنافيض وجودقبلهقرارقطرهكوي دوستكوي غمگمانگناهلاف انا الحقلاف عرفانلن ترانيماعرفناكمجنونمجنون شومحفل دوستمددنمامدعيمراد دلمستيمعرفتمفتونمهجورمهماننتوان يافتنشانوالههستي دوستهماهمرازهيهاتيادياد توياران نظريقصائدمديحه نوريْن نيّرين فاطمه زهرا و فاطمه معصومه، سلام اللّه عليهمابهاريه انتظاردر مدح ولىعصر (عج)مسمط در توصيف بهاران و مديح ابا صالح امام زمان(عج) و تخلّص به نامحديث دلترجيع بندنقطه عطفقطعات و اشعار پراكندهآب زندگانياستخارهاگر بگذاردبادهبراي احمدبشارت بادبلاي هجرانپيام بلبلتكرار مكرراتجام چشمخراب چشمدخترمدرياي وصالعبادتعلي (ع)كوثرگلبرگ ترمايه نازناز پروردناله هزارنوش بادبا عشق رُخت، خليل را نارى نيستروى تو، كعبه دلِ عشّاقِ زنده استبسترم بر در ميخانه فكن تا ساقىكاش، از حلقه زلفت گرهى وا مىشدشاعر اگر سعدى شيرازى استدر غم دورى رويش، همه در تاب و تبندحاصل عمر صرف شد در طلب وصال توپيوستهتر از ابروى تو، يافت نگرددبلبل از دورى گل، ناله و افغان بكنداز باد بهار بوي دلدار آمد
آتش عشقآتش فراقاخگر غمآرزوهااسرار جانآفتاب نيمه شبانتظارآواز سروشآيينه جانباده حضورباده عشقباده هوشياريبار امانتبارياربا كه گويمبت يكدانهبوي نگاربهاربهار آرزوبهار جانپرتو حسنپرتو خورشيدپرتو عشقپرده نشينپرواز جانپير مغانجام ازلجام جانجام جمجامه درانجان جهانجلوه جامجلوه ديدارجلوه جمالچشم بيمارحسرت رويحسن ختامخانقاه دلخانه عشقخرقه تزويرخرقه فقرخضرراهخلوتگه عشاقخلوت مستانخم ميدر هواي دوستدرگاه جمالدرياو سرابدرياي جمالدرياي عشقدرياي فنادرياي هستيدعوي اخلاصدلجويي پيرديار دلدارديار قدسديدار يارراز بگشاراز گشاييراز مستيراز نهانراه و رسم عشقرخ خورشيدروز وصلروي يارزنجير دلساحل وجودساغر فناسايه سروسايه عشقسايه لطفسبوي دوستسبوي عاشقانسخن دلسراپرده عشقسرّ جانسرّ عشقسفر عشقسرود عشقسلطان عشقشب وصلشرح پريشانيشرح جلوهشمس كاملشمع وجودشهره شهرصاحب دردصبح اميدطبيب عشقطريق عشقعاشق سوختهعاشق دلباختهعروس صبحعشق چاره سازعشق دلدارعشق مسيحا دمعطر يارعيد نوروزغمزه دوستغم يارفارغ از عالمفتواي منفراق يارفصل طربفنون عشققبله عشققبله محرابقصه مستيكاروان عشقكاروان عمركتاب عمركعبه در زنجيركعبه دلكعبه عشقكعبه مقصودگلزار جانگنج نهانگواه دللب دوستلذت عشقمبتلاي دوستمحراب انديشهمحراب عشقمحرم اسرارمحرم رازمحرم دلمحرم عشقمحفل دلسوختگانمحفل رندانمذهب رندانمژده ديدارمژده وصلمستي عاشقمستي عشقمستي نيستيمسلك نيستيمعجز عشقمكتب عشقمي چاره سازميگسارانميلاد گلنسيم عشقنهانخانه اسرارنيم غمزهوادي ايمنهست و نيستهمت پيرهواي وصالياد دوست
آن روزآن كيستاز دست تواسيراسير نفسافسوساي پيراي عشقايماناي مهرباده الستباغ زيباييبتبردار حجاببنما نظريبيدار شوبيراههبيگانه خويشبيقرارپرچمپريشانپناهپناهي نرسيدپندتشنه پاسخثناي حقجامجفاجلوه حقجمال مطلقجمهوري اسلاميجمهوري ماجوينده توچراغچراغ فطرتچه كنمحجابحجاب اكبرحذرخار راهخبرخودبينخورشيدخورشيد جهاندام دلدر وصلدر يتيمدل خوابدور فكندوستراحت دلراهراه ديوانگيراه معرفترسواي تورها بايد شدرهروانسايهسفرسوي اوشاديشمع محفلشيرينشيفتگانطريقطفل طريقطورطوطي وارطوفانعارفعشق عقل و عشقعيانعيدغرق كمالفارغفرزانه منفروغ رخفريادفرياد ز منفرياد رسفكر راهفلسفهفنافيض وجودقبلهقرارقطرهكوي دوستكوي غمگمانگناهلاف انا الحقلاف عرفانلن ترانيماعرفناكمجنونمجنون شومحفل دوستمددنمامدعيمراد دلمستيمعرفتمفتونمهجورمهماننتوان يافتنشانوالههستي دوستهماهمرازهيهاتيادياد توياران نظري
مديحه نوريْن نيّرين فاطمه زهرا و فاطمه معصومه، سلام اللّه عليهمابهاريه انتظاردر مدح ولىعصر (عج)
در توصيف بهاران و مديح ابا صالح امام زمان(عج) و تخلّص به نامحديث دل
نقطه عطف
آب زندگانياستخارهاگر بگذاردبادهبراي احمدبشارت بادبلاي هجرانپيام بلبلتكرار مكرراتجام چشمخراب چشمدخترمدرياي وصالعبادتعلي (ع)كوثرگلبرگ ترمايه نازناز پروردناله هزارنوش بادبا عشق رُخت، خليل را نارى نيستروى تو، كعبه دلِ عشّاقِ زنده استبسترم بر در ميخانه فكن تا ساقىكاش، از حلقه زلفت گرهى وا مىشدشاعر اگر سعدى شيرازى استدر غم دورى رويش، همه در تاب و تبندحاصل عمر صرف شد در طلب وصال توپيوستهتر از ابروى تو، يافت نگرددبلبل از دورى گل، ناله و افغان بكنداز باد بهار بوي دلدار آمد
امام خميني (ره) از منظر خانوادهنظم ورزش را رها نمي كردند نظم روزانهنظم در اوقات خوابيدن كسي كه كارش ضابطه داردموقع تفريح بايد تفريح كني در ساعت تفريح درس نخوانيدساده زيستي هميشه به سادگي توصيه مي كردند عروسي ما ساده برگزار شدقناعت و زهدوقتي مادرم صحبت مي كندبا همين مقدار بايد زندگي كنيم آقا شهريه نمي گرفتند اين باقيمانده آب واجبات وضو بود ليوان را تا حدي كه مي خوريد پر كنيد اتاق بايد پر نور باشدلطافت روحدر تميزي ضرب المثل بودند لباس ملاقاتشان جدا بود كمتر كسي به نظافت امام پيدا مي شد شما هم همين كار را بكنيد همه نوع عطري مصرف مي كردند روزي هفت بار ادوكلن مي زدند قرص را با قاشق مي خورند قاشق براي ماست هست شنا مي دانستند هرگز فروتني را فراموش نكردند كدام درخت قشنگ تر است تيغ دست علي را اذيت نكند اينها چه زيبا هستندپژمرده شده ام و دارم مي روماين گل سه روزه استفكر مي كني اين غنچه چند روزه است؟ مگر من شاعرمعطوفت و مهربانينگاهشان پر محبت بود امام شديداً عاطفي هستند اگر كسي بيمار بشود مگر صندلي نيست كه بنشينيد اين عكس را به تو امانت مي دهمصداي زنگ را شنيدي؟ بهشتي مظلوم زيست اكثراً به بچه ها نگاه مي كنندوقتي تصوير مجروحين را مي ديدند از همسايگان عذر بخواهيد وقتي مي خواستند بخوابند در گوش ما دعا مي خوانند رقت قلب نسبت به كارگر منزلاگر بگويي فقيري آمده است از سخت ترين شبهاي زندگي امامنصف ثواب مستحبات براي حاج آقا مصطفيبسيار گرم و مهربان بودند خودكار در چشمتان نرودآرامش خاطر مستحبات را نسبت به ايشان انجام دهيد تنها كسي كه آرام بود آرامش در مسير عراق به فرانسهنماز شب خود را خيلي آرام خواندند ما حريف امام نمي شديمشجاعت شما چرا اين جور مي كنيد ؟صلابت و وقار بدنم به لرزه در مي آيدمطالعه و پركاري دايم مشغول مطالعه بودندبه درسشان خيلي مقيّد بودند گاهي پشت كتابها ديده نمي شدند اكثر داستانهاي معروف را خوانده اند مطالعه را دوست دارند گاهي ده دقيقه امام را مي ديدمهوش و دقت واي به وقتي كه پولي گرفته شودتقيد به آداب شرع با اين پولها نمي شود چاپ كرد وقت جشن گرفتن نيستپرداخت ديه را وظيفه خود دانستند از محرمات دوري كنيد در مسأله نامحرم سختگير بودند در واجبات و محرمات برخورد شديد دارند كسي اينجا هست ديوار را بردارنداگر دستمان بيرون مي آمد براي نماز صبح كسي را بيدار نمي كردند بايد پيش از من تكليف كارها را گفت با ديدن فعل حرام بدن امام لرزش پيدا مي كند انگشتر طلا را در بياوريد من اين حق را ندارمخوراك امامبه اندازه غذا درست كنيد سخت به فكر سلامتي خود بودنداگر خوشمزه بود مي خورم پيرمرد باغبان دلم مي خواهد هر لقمه را با يك قاشق بخورمحالات معنویانس با قرآن در هفت سالگي قرآن ختم شد هميشه قرآن نزديكشان استعشق به ولایت اول به كربلا مي روم دشمن مرا به اين موهبت رساند با ديدن تصوير گريه مي كردند تربت مي خوردند خيلي به اين عكس علاقه دارم سعي كن دعاي عهد را بخوانينماز من كه اسلحه اي ندارم وقت فضيلت نماز مي گذرد وقت نمازاست گويي صدايي نشنيده اند موقع نماز حتماً عطر مي زدند برويد وقت نمازاست نماز امام با صداي اذان همراه بود نماز اول وقت امام براي ما عادي بود چرا در نمازت اهمال مي کني يک مرتبه ما را براي نماز صدا نکردند منظور امام صادق اين بود خيلي نماز اول وقت را توصيه مي کردند بچه ها نماز را اول وقت بخوانند زود برو نمازت را بخوان نمازت را خوب بخوان تا مغرب مي شد نماز مي خواندندانجام مستحبات و ترک مکروهات روزهاي بلند را روزه بودند عطر زدند و به نماز ايستادند براي مستحب به زحمت مي افتادند قبل از حمد استعاذه مي کردند تسبيحات حضرت زهرا را انجام مي دادند در نوافل هم مستحبات را رعايت مي کردند آيا نافله بخوانم؟ کلاه به سر مي گذاشتند کلاه به سر مي گذاشتند اذکاري پيش از خواب مي خواندند الآن اين را نمي خوانم اين طور نخنديد دعا را رها نمي کردند سعي کنيد مستحبات را انجام دهيد اجازه مي دهيد؟ هر کاري مي کني در جواني بکن به همان تعداد ذکر مي گفتند هر چند ماهي يک بار صحافي مي شدتهجد و شب زنده داری خوب که نگاه کردم ديدم امام است ترک نشده است نماز شب در مسير تهران مثل هميشه برخاستند مکّه کدام طرف است؟ کار هر شب امام است مثل هر شب نماز شب خواندند ديدني است نه گفتني کاري مي کردند که نشنويم از چراغ قوه کوچک استفاده مي کردند هنوز شبي پيش نيامده حتي يکبار هم نشد ساعت را مي پوشانيدند انسان را به گريه مي انداختکرامات اينها امامان من هستند اين دعا براي اوست ان شاءالله خوب مي شودان شاءالله حل مي شودایمان و توکل همه دعاهاي شب جمعه را مي خواندندان شاءالله حل مي شوداين بچه ملکوتي است به تمام معني راضي بودند خدا را قادر نمي دانيد؟ از خدا طلب خير کردند علي را از اطاق بيرون کردندتواضعتلويزيون را خاموش کردندصداي تلويزيون را کاملاً خاموش کردنددو سطل آب روي من ريختندصداقتچرا حسن اينطور آشفته است؟فرقي بين بيرون و داخل خانه نيستنامه را برگردانيدپرهیز از غیبتگناه بي مزه اي استنبايد آبرويش را ببريدخانمها از خودشان صحبت کنندمگر خودتان حرف نداريد؟در مجالس غيبت شرکت نکنيداخلاص و تقویدرس خود را تعطيل کردراهش را ياد گرفته استبراي پست انقلاب نکرديملازم نيست بداننداخلاق حسنههمواره لبخند مي زدندعزت نفساگر نان و پنير خودمان را بخوريمعدالتهيچ فرقي نيستاگر بتوانند به هر دو کمک مي کنندنمي دانيم کدام را بيشتر دوست دارندامام ،علما و روحانیونبراي اساتيد خود ارزش والايي قائل بودندگاهي شصت نامه دستنويس مي كردنداگر حاج آقا روح اللّه قبول كنندروحاني بايد با لباس روحانيت شهيد شودمرتبه علمی امامروايات را مي شكافتندامام در خانه زهرا فوراً بيايد او را ببينم تنها جلوي پايشان روشن بود ناهار خورشت داريد؟چرا داد مي کشيد؟ خودشان از اتاق بيرون مي روند نگاهشان پر محبت بودما را به گذشت دعوت مي کردند هميشه لبخند مي زدنداز ما اجازه مي گرفتند با بچه ها رو راست باشيد بايد صورت به خاک بمالي تربيت فرزند از مرد بر نمي آيد براي مادرتان هديه بخريدچرا شما نشسته ايدچيزي که مهم است دختر است تو شهيد نشدي؟!تمام اعياد را عيدي مي دادنددو سه روز خودمان را نشان نمي داديم آزادي مطلق به ما مي دادندکنجکاوي نمي کردند اگر مي تواني بماناين هم به خاطر تو در عمل به ما ياد مي دادند مقيّد بودند حجابمان را حفظ کنيمشما هيچ تفاوتي با خواهرتان نداريدسلام واجب نيستمي خواهي به چين بروي ؟گفتند علي باشد توصيه هايشان کلّي بوداستخاره کردند خبرهاي خوش را با همه مطرح مي کردند سعي کنيد علم را به قلب تان بفرستيد تکبّر نکنيداهميت جوانيدعاي عهد در سرنوشت دخالت دارد شيطان از همين جا سراغ آدم مي آيد حتي به شوخي دروغ نگوييد نمازت را خوب بخوانسعي کنيد با هم رفيق باشيدانسان بايد خودکفا باشداحساس کردم نوبت من است کسي را بيدار نمي کردند قلب من کوبيده شدهمسرم بايد همفکر من باشدشب را تقسيم بندي مي کردند به هر صورت که ميل داري لباس بخرشما برويد پيش مهمانهابه من ياد دادندخوش به حال من که چنين همسري دارممادرت به جز خدا کسي را ندارداينجا آب نيست ؟تا گفتم خانم گفته ،چيزي نگفتندمرد حق ندارد بگويدبرويد مادرتان تنها نباشدمن کسي را نمي خواهمشما نشسته ايد و خانم کار مي کنند؟ من لباس دارم؟در گوشمان دعا مي خواندندبتول خانم ،حالت چطور است؟نگفتم عزيزترين موجود! اگر شيطنت نکند مريض استبگذاريد بازي کنندبلند شدند و شعار دادندعلي را روي دوششان سوار مي کردندبدون آنکه بگويند به آشپزخانه مي رفتندعشق به مردم ماشين کجاست؟خوشحالي امام از کار سواد آموزياگر براي مردم استامام و رزمندگان با بيشترين هم خود به شما دعا ميکنمبسيجي ها را بيشتر از همه دوست داشتند خداوند با قلب اينها چه کرده استشهدا و خانواده هایشان مضايقه نکنيد خوشابه حال پدرانشانمن هم پدرم را نديده ام آيا شهيد شده اند ؟امام و محرومینبه فکر مردم محروم کردستان بودندخودشان پرده را کنار مي زنندمسائل و حقوق زنان همه آزادي داشتند به ارتباط زن و مرد بسيار حساس بودنددعا کنيد دختر باشدچيزي که مهم است دختر استخانمها از خودشان صحبت کنند جوانها بيشتر خود را بپوشانند مگر امکان دارد زنها در خانه بنشينند؟روي رنگ نظر نداشتندديگر به خانه آن استاد نرفتند هر رنگي که مي خواهيد بپوشيد قرائت قرآن اشکالي ندارد چرا نمي گوييم بي حجاب ها با حجاب شده اندتوصیه ها سفارش بچه ها را مي کردنددر ساعت تفريح درس نخوانيدآخرین روزهابه او وعده نده ديگر بر نمي گردمحالا ديگر شب وداع استخيلي ضعف دارم تو را هم دوست داشتمخدايا من را بپذير به اهل بيت بگو بيايندخانم ها را صدا بزنيدبا دقت به حسابها رسيدگي مي کنندنگران نماز اول وقتشان بودند آخرين پيام امام نماز بودنماز نافله را خوابيده مي خواندنددرس و تدریسحوزه ها درس را شروع کنند فقه را بيشتر دوست دارمامام و مرجعیتامام خميني (ره) از منظر دیگرانويژگي هاي فردينظم نظم درجواني الان چه ساعتي از روز است نمونه كامل يك رفتار جدول شبانه روزياستفاده احسن از اوقات تغييري در برنامه روزانه خود ندادندراه رفتن ايشان با ذكر تنظيم مي شد نظم قدم زدن در نجفساعت قدم زدن دير شد نظم حتي در زندان نماز شبنظم درتشرف به حرم نظم در زيارت يك برنامه مرتب و هميشگي حضور به موقع در درس امام قبل از همه به درس مي آمدندحتي يك دقيقه تأخير نمي كردند عنايت ويژه امام به آيت اللّه خامنه ايساده زيستي اول كسي كه صورت دارايي خود را داد در وجوه شرعي هيچ تصرفي نكردند طلبه ها ندارند تا آخر عمر اجاره نشين بودند به صاحبانشان بر گردانيدبا هزار مكافات راضي شدند مگر منزل صدر اعظم است؟ديوار منزل امام فرو ريخت منزل بي آلايش يك رهبر درسي براي همه طلبه هاي نجفهيچ وقت به هواخوري نرفتندمنزل در قسمتهاي جنوب تهران باشد شيشه نكرده بودند مثل همه مردم زندگي مي كردند اين سجاده را ببر زاهد واقعي آقايان طلبه باشنداين مسجد را بايد احيا كردقناعت و زهد چيزي بر اموال خود نيفزودند نهايت صرفه جويي را داشتندهمه را به ديگران مي دادند بدهيد به كسي كه استفاده كند مايحتاج امام روزانه تهيه مي شد تنها كرايه شما و خودم را مي دهم كمتر استفاده كنبياييد اين شير را درست كنيدبيش از يك مرتبه شستن استحباب ندارد در اين كاغذ كوچك هم مي توانستيد بنويسيد كاغذ پاكت نامه را دور نمي ريختند از تلفنهاي دفتر استفاده شخصي نكنيد چرا چراغ را روشن گذاشتيد اين چه برخوردي است؟دليلي ندارد اسراف شود نبايد اسراف باشد كمال زهد بين طبقه ضعيف استحمام مي كردند اين كار را نمي توانم بكنمعدم تشريفات از تكلفات دوري مي كردندبا دار و دسته راه نمي رفتند شما سؤالي داريد؟ از كوچه ها مي رفتند چهره در هم كشيدند بفرماييد شما نمي گذاريد من زيارت كنم مردم از من محفاظت مي كنند گريز از مسند نشينيتشك را كنار زدندراضي نيستم براي من صلوات بفرستيدلطافت روح هر وقت بلند مي شدند خود را در آينه مي ديدند به مسواك خيلي اهميت مي دهند مبادا استكان كثيف باشد به وضع ظاهري خودشان مي رسيدند رأس ساعت هشت و نيم حمام مي رفتندبهترين عطرها را انتخاب مي كردند ادوكلن مرا بياوربعد از ظهرها به كوه مي رفتند خيلي خوش ذوق هستندعطوفت و مهربانيبه بچّه كاري نداشته باشيد دريافتند علي مريض استبچه هاي مردم را بگيريد ملاطفت امام با فرزند شهيدمي خواهم پيشانيتان را ببوسم دختر خيلي خوب استدرد تو از چيست؟ قم شهر من استمبادا همسايه ها اذيت شونددر پاريس سراغ همسايگان را مي گرفتند هديه امام به دو خانم مسيحي امام نسبت به آنها التماس مي كردند ترحم نسبت به گروگان بيمار در برابر چهره هاي رنجديده نرم بودندآخرين ملاقات با شهيد اشرفي اصفهاني عكس يادگاري بگيريمدرس خواندن براي خدمت به اسلام است الآن بياوريدش داخل تصميم گرفتيم شما را نصيحت كنيم دلم براي رجائي تنگ شده است مي خواستم دستش را ببوسم ناگهان قيافه امام متغير شد اگر كسي بيمار بشودآرامش خاطر يادم ندارم از كسي ترسيده باشم فرزندان مرا كتك بزنند! خوابيدن شما اثري براي من ندارد واللّه من نترسيدميقين كردم مي خواهند مرا بكشندهمه مي گريستند جز امام همه مي ميريم بفرماييد سركارتانآرامش در اوج مصيبتمصطفي اميد آينده اسلام بودبراي مرحوم اصفهاني هم فاتحه بخوانيدموقع پيروزي انقلاب هيجان زده نشدند امام كجاست؟كابينه را تكميل كنيد امام تسلط برخود داشتنددزدي آمده و سنگي انداخته آرامش قلبي امام در جنگ شهرهاطمأنينه امام به همه سرايت مي كرد با آرامش نگاه مي كردند در وجود امام ترس نبودمرگ چيزي نيستآرامش امام در حوادث بزرگشجاعت شديد ترين حمله به آمريكاما هم به كماندوهاي خود دستور مي دهيم فوراً در منزل را باز كنيدچرا وحشيگري مي كنيد؟ حاضر نمي شدند كسي از ايشان محفاظت كندكاري نكن بگويم بيرونت كنند با جيپ رو باز مي آيم ناراحت نباشيد من با شما هستم دولت ايران غلط كرد شما هم غلط كرديد در نوفل لوشاتو تنها قدم مي زدندآمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند ناو آمريكا را هدف قرار مي دادم نمي توان به آن دولت گفت كي تفاهم كرده؟صلابت و وقار نشاط در كودكياين آقا پدر من استسنگين و با طمأنينه راه مي رفتند اگر كسي مي پرسيد جواب مي دادند آنجا آنطوري است ! كم حرف بودندبيشتر اوقات ساكت بودندمتانت ايشان زبانزد بود به علامت محبت تبسم مي كردند كمال جذبه هاي انساني جذابيت سيماي نوراني امامعلاقه مندي دانشجويان فرانسوي به امام هنوز ترجمه تمام نشده بود كه از جا برخاستندمطالعه و پركاري نظم مطالعاتي امام تغيير ناپذير بودروزنامه چه شد؟يا در حال عبادت بودند يا مطالعه يكسره مشغول مطالعه بودندسفارش به مطالعه پرتوي از قرآن يك بارهم امام را بيكار نديدم اگر همه عالم را بگرديداغتنام فرصت نبايد وي را تنها گذاشت اغتنام فرصتها فرصت شناسي در اوج بيماريهوش و دقت با ذكاوت تر از امام نديده ام از همه بهتر درس را مي دانستندمي فهمم چي مي خواهي بگويي آمده بود ما را با هم تطبيق كندحرفهاي مرا كم و زياد مي كنندما جاي خلوتي نداريم سماوري را كنار خود قرار دادندمي خواستيد نشان بدهيد چنين جايي هستنمي خواستيد بين جمعيت باشم آمدن من عين مصلحت است ما بيش از اين تفنگ داريم گمشده من كجاست؟ ذهن جوان 22 ساله داشتند آيا شما را مي گذارند چيزي كه ايشان مي پوشد چيه؟ نامه را برگردانتقيد به آداب شرع اگر شبهه داشتند مسافرت مي كردندپول موقوفه را از شهرداري بگيريد نمي توانم پولي به تو بدهم اين جدا ،آن هم جدا اگر نامحرم باشند نمي توانند با هم صحبت كنند پا روي كفشهاي مردم نمي گذاشتند نهايت دقت را مي كردند كفشها را از سر راه جمع كنيد من خاطرم جمع نيست از سهم امام استفاده نكردندنبايد از اين چيزها بترسند غلط كرده است منزل من جاي گوشه و كنايه نيست پدر دختر راضي است؟ نبايد بي احترامي شود تنها مفسدين را اعدام كنيد نبايد آلبومش را ببينيد دستهاي اينها را باز كنيد شكنجه گر بايد قصاص شودنكند به اينها ظلم شود احتمال ضرر مي دهي؟ به شرط عدم تأييد غير مسلمين اشكالي ندارداگر تمام مردم هم مخالفت كردند قانون حذف بهره را تصويب كنيدامام در خانهاحترام برادر بزرگتر در حد يک استادپيامبر گونه رفتار مي کردندتنها محدوديت ،رعايت مسائل ديني بودبراي شما دعا مي کنم روي برادران ،روانداز انداختنداين انگشتري را براي او نگه دارعطري هم به داماد دادنداين ميز را بخور! لذت عبادت در جواني استبيا اينها را ضبط کنعشق به مردمبه خود کشاورزان منتقل شوداگر خدا اجازه شفاعت بدهد نوبت مردم را رعايت مي کردندديگر جشن نگرفتندچطور به کوفه بروم؟تنها دو مرتبه به کوفه رفتند اجازه نمي دادند قبول نمي کردند مگر مي خواهند کورش را وارد ايران کنند ملت را با خود داشته باشيددر اين مردم نمي شود کودتا کرددشمنان دو چيز را شناخته اندمردم را در جريان بگذاريدبگو ديگر نياورد از ملت ايران خجالت مي کشم20دقيقه اشک مي ريختندحق نداريد جلو مردم را بگيريدشما روح من هستيد اهل کجا هستي؟ مردم نقل مي پاشيدندمثل تسبيح خودم باشدپيرمرد را از زمين بلند کردندامام و رزمندگانصورت ما را مي بوسيدندرزمندگان فرزندان من هستندشما قلب پاکي داريد با شنيدن خبر اخلاص رزمندگان گريه مي کردند ترک نماز اول وقت انگار به حجله عروسي مي روند اشکشان سرازير شدشهدا و خانواده هایشان دستور دادند حقوقي معين شود انگيزه تاسيس بنياد 15خرداد شب به منازل شهدا مي رفتندغالبا از خانواده شهدا بودندسلام مرا به خانواده هاي شهدا برسانيدبه خودش بخشيدم بالاتر از مکه رفته استقيافه ايشان متغير شد با گريه گفتند بس استامام و محرومین در زندان هم به فکر محرومين بودندبراي پا برهنه ها خانه بسازيداولين تذکر، رسيدگي به فقرا بود از کار ما راضي بودنددو سوم را در محل صرف کنيد اگر نمي تواند پرداخت کنداز قشر محروم باشندبه افراد نيازمند بدهيد شرمنده مردم مستضعف هستمامام و آشنایان و دوستانشبهاي پنج شنبه جمع مي شدنداو را ديگر چرا؟نماز جماعتشان را تعطيل کردند هر شب در حرم به ياد شما بودم حفاظت از خودتان واجب است نذر کرده بودند از طلاب مريض عيادت مي کردند فرزندشان را به عيادت من فرستادند براي او طلب رحمت ميکنم ديگر بالاي درخت نرومن و برادرم را به گردش مي بردندقرض فلاني ادا شد چرا با ما قهر کرده اند ؟ روزي دو عدد نان مي فرستادند بگذاريد من تنها شهيد شوم من عادت ندارمايشان رفيق خاص من است انسان به ياد خدا مي افتدزياد گريه کردندمسائل و حقوق زنان وظيفه زنها هم دخالت در سياست استحضور خانمها در مجلس لازم است حجاب شما اسلامي استيکي زياد و نصف او کم استاز آن حرف عصباني شدندتوصیه هاچرا جلوي پدرت راه رفتيسعي کن پهلوان باشيکار هاي بد را ترک کنيدبا هم بسازيدسپاه دخالت نکندهدف شرط استآخرین روزها براي هميشه از پيشتان ميروم آرامش در کمال درداز مردم بخواه دعا کنندعلي اينجا نيايدلحظه آخر عمر من استذکر خدا و ياد مولا علي (ع) آخرين مناجات امامصورتشان پر از اشک بود وقت نماز شب را مي پرسيدند پس از عمل زير لب ذکر مي گفتتددائم تسبيحات اربعه مي گفتندوقتي از دنيا رفتند ناگهان چشم خود را باز کردندهر روز دعاي عهد را مي خواندندحالات معنوي و روحانيانس با قرآن هر سه روز يك ختم قرآنروزي هفت بار قرآن مي خواندند چند ختم قرآن بخوانيد قرآن را روي زمين نگذاريداين چه كاري است كه مي كنيد؟ آمدند روي زمين نشستندعشق به ولايت كتابهاي خود را فروختند اول به حرم حضرت امير رفتند هر چه هست از اهل بيت است بلافاصله به حرم مشرف مي شدندیک برنامه همیشگی زيارتشان ترك نمي شد هر چه هست از اين شلوغيهاست ظلم است تشنه بخوابد صبح و شب حرم مي رفتند هفت زيارت را مقيد بودند متأثرم چرا حرم نرفته ام زيارت رجبيه را بخوانيد سراغ ندارم مراجع ديگر هر روز حرم بروند دستمالشان را در آوردند رنگ صورت امام تغيير پيدا كرد در مجالس روضه قم شركت مي كردند در روضه ها مرتب اشك مي ريختند سالي پنج روز روضه داشتندبيش از همه گريان مي شدنددر دسته جات سينه زني شركت مي كردند به عمامه شان گِل مي زدند تا آخر در روضه حاضر بودنددر روضه شركت كردند شانه هايشان تكان مي خورد كسي هست روضه بخواند حاضرين را اطعام كردندروي زمين مي نشستندزيارت جامعه را بيشتر مي خواندندبا آرامش دعاي عهد مي خواندندنمازبه نماز مي ايستاديم قبل از وقت نماز حاضر بودند قلم را زمين مي گذاشتند چه بهتر نماز بخوانيم نماز را نشسته خواندمتا اذان شد برخاستند شما غذايتان را بخوريد من نمازم را مي خوانم تا نماز نمي خواندند افطار نمي كردندبرويد قبله را مشخص كنيد اين مخصوص نماز است چرا ابهّت نماز را حفظ نمي کنيم حتي نوافل را خواندند نماز ايشان عادي خوانده مي شد نماز جماعت امام بسيار ساده بود نمازشان را سريع مي خواندند تمام مستحبات را انجام مي دادند ذکر سجده آخر نماز امامذکر سجده آخر نماز عصرآيا ظهر شده؟ آنچه باعث ارادت من شددايم الوضو بودندانجام مستحبات و ترك مكروهات خود ماه رمضان کاري است مهر نمازشان خاک کربلا بودبياييد اين فرش را جمع کنيدنوافل را ترک نمي کردند نافله ها را ايستاده مي خواندند ما جوانها تاب نافله نداشتيماز ذکر غافل نبودندانتخاب اصلح و مستحبات مي کردندصلوات مي فرستادندحتي يکبار هم نتوانستمخنده بلند نمي کردندتمام دعاهاي مفاتيح را خوانده اندبه زيارت عاشورا مشغول هستندتهجد و شب زنده داري تهجّد در دوران طلبگيحاج آقا روح الله اهل تهجّدند به نماز شب مقيّد بودندآخر شب برمي خاستندنديدم ترک بشودگريه هاي نيمه شب امام هرگز قطع نشدپس از دو ساعت استراحت برخاستند در دل شب ناله مي کردهيچوقت ترک نکردندبا اينکه نمي توانستند بايستنددستهايشان به آسمان بلند بود پس از کمي استراحت برخاستنددر هواپيما نماز شب مي خواندنددر چهره امام آثار اشک ديده مي شد نيمه شب برمي خاستند نماز شب در کودتا به نماز شب ايستادند قدر بدانبي استثناء نماز شب مي خواندندبا اينکه دير مي خوابيدندصداي گريه بلند امام را مي شنيدم حتي يک شب نديدم از سحر خيزي من بوده استخيلي آرام گريه مي کردند جوياي وقت نماز شب شدندكرامات ناگهان ديديم آبي جاري شد من بايد آتش را خاموش کنمآشيخ محمود ناراحت نباشانگشترشان را به من دادند تفأل به قرآن دومين شخصيت عالم مبادا امام را مقايسه کني پدرت به ايران باز مي گرددايشان را مردي بزرگ يافتم اين جريانها واقع خواهد شد الامان يا صاحب الزمان آوردن اين مطلب را مصلحت نمي دانم دوستان ما را گردن مي زنندصلاح تو نيست که بگيرم مسافرتت طولاني مي شود مي بينم بر مي گردد شما در فرودگاه مسئله اي داشتيد؟ رساله نفرستيددستشان را فوراً زير عبا بردند به حرم مشرف نشدندبگوييد عمامه اش را بردارد بمانيد با هم مي رويم شما فعلاً اينجا باشيد مگر حضرت صاحب به من خلاف مي فرمايند؟شايد از طرف امام زمان باشد بگوييد ما حکومت نظامي نداريم بگوييد اين کار انجام مي شود به اين مسافرت نرويدناگهان ارتباط امام قطع شدمي فرماييد تکيف من چيست؟ مثل اينکه کسي مراجعه کرده هواي اين سيّده را داشته باشد معانقه گرمي کردند با هم عکس بگيريمخداوند محافظتشان بکند مطمئن باشيد در اين عمليات پيروز مي شويدان شاءالله صعود خواهي کرد امسال به حج نرويد هرچه سريعتر پيام را به مدينه مخابره کنيدصورتم را به دست امام کشيدم از آن روزي که پيش امام رفتممن قادر نيستماين دستمال را بگيرچشمهاي من بينا شددستي به سرم کشيددر اثر دعاي امام شفا يافتمدعا کردندنگران نباشيد خدا شفا مي دهدقندها را تبرک کردنداز باقي مانده غذا شفا يافتهر شب به تو دعا مي کردمناراحت نباش گويا مي دانستند راضي نيستم تعريف کنيدبا امام روبوسي کردندپيامبر امام را در آغوش گرفتندنمي توانستم عکسي بگيرم با توسل به امام مشکلاتم حل مي شودتأثير دعاي امامان شاءالله خوب مي شويايمان و توكل نيمه شب مناجات شعبانيه مي خواندند در حال قدم زدن ذکر مي گفت انس دايم با مفاتيح الجنان داشتند ما نکرديم ،خدا کرد خداوند با ماست براي انقلاب دعا کنيددر حملات هوايي نگراني نداشتند مثل اينکه غافل از خدا شدم دست خدا حافظ انقلاب استاخلاص و تقويچرا نبايد در نماز او شرکت کنمنامي از من نباشدراضي نبودند رساله رايگان توزيع شودتاريخ اجتهادشان را نمي گفتندهيچ پاسخي ندادندبه هرکس نزديک تر بود کمتر توجه مي کردندمن اينجا هستم داد نزنپول ندارم ،قرضش را بدهدمسجد متروکه اي انتخاب کردندحتي يک عکس ندادندکسي نفهمداگر براي من کردند چيزي ندارم بدهمدر فکر جمع مريد نبودندنفس است که دعوت مي کندحالا بيايم مشرک بشوم؟توسط ديگري پول فرستادتواضعچرا از من تعريف مي کند؟من اين نيستم که مي گوييداز من تعريف نشودبايد اين القاب برداشته شودچون شعر گفته نمي دهمميل ندارم عکس من باشدخيلي تواضع نشان دادندآقا ،سلام!پاسخ سلام همه را مي دادندحتي به بچه ها سلام مي کردنداحساس کردم کسي سلام کردشرمنده مردم هستممرا ببخشيداحساس حقارت مي کنمعذر مي خواهمکاش من رابطه داشتممي ديديم در صف نانوايي ايستاده اندپس از انقلاب همان رفتار قبلي را داشتندمگر من چه کاره ام؟بنده خداشما امر نفرموديدخودشان به مطب دکتر رفتنددايي ات راست مي گويدشما جلوتر از ما از هواپيما بيرون برويدصداقتاين دروغ استمن يک رأي داشتم که انداختمصحبت ايشان يکسان بودحرفت را بزن!عزت نفسهرگز نديدم خواهشي کنندغصّه روزيتان را نخوريدشما به راه خودتان برويداين طور زيارت شايسته نيستمن بر تو منت دارمبردار و برو!نسبت به تحويل وجوهات بي اعتنا بودنداحتياجي نيستنامي از من برده نشودخودتان را از ذلت نجات دهيدرساله هم مثل ساير احتياجات استاخلاق حسنهاينجا نشسته ايم تا سور بدهيد!بيخود چنين خوابي ديده اي!ما را مي خنداندندنظر تربيت داشتندتبسم زيبايي بر لب داشتندگويي با دوستان قديمي شان صحبت مي کنندما انقلاب کرده ايم که فصوص درس بدهيم!مي ترسم دردتان بيايد!اين هم براي ننه ات!در بيماري لبخند مي زدندپرهيز از غيبتبه شرطي که غيبت نشودبا نگاه تندي ما را ساکت مي کردندشديداً جلوگيري مي کردندغيبت امر حرامي استاز کسي حرف نزنيديک غيبت نشنيدمحتي شبهه غيبت نشنيدمکشتي بگيرند غيبت نکننددر بيروني من غيبت نکنيداين غيبت استغيبت نکنيدعدالتهندي يا ايراني چه فرقي مي کند؟مخارج اضافه نمي داداين عبا را عاريه کردمنمي توانم پولي به تو بدهمهمان مقدار هميشگي تشييع کردندمثل همه يک فاتحه مي خواندندفرقي بين اينها نيستدقت کنيد تبعيض نباشداگر به تخلفات برسيدگذشت و اغماضاز آنچه راجع به من است مي گذرماجازه دفاع نمي دادندبرو همين الان نجاتش بدهبگذاريد به کارشان برسندشبها براي شيخ علي دعا مي کنمسراغ آنها را مي گرفتندتعليم و تدريسامام ، علما و روحانيوندر بزرگي او همين بس استعمامه شان را تحت الحنك كردند چرا مواظب زبانمان نيستيم مرحوم شاه آبادي لطيفه اي رباني بود بالاخره آقا را به قم آورديمتا در منزل ،آقاي بروجردي را همراهي مي كردندبا تمامي شاگردان خود در درس آيت اللّه بروجردي شركت مي كردند در گوشه اي از مجلس درس مي نشستند در سر حد كرامت استدو زانو و مؤدب مي نشستند مأموريتهاي مهمي محوّل مي كردندمثل اينكه بهترين عزيزشان را از دست داده اند هر طور بود از بستر بيماري بلند مي شدند از بزرگواري آقاي شاهرودي بگو همان جا بايستيدحتي اگر شما نياييد ،من نماز نمي رومهمجواري شما براي ما مغتنم استاو را از فيضيه بيرون كردند تب مالتي كه داشتند عود كردخيلي با تجليل نام مي برندخلاف شعائر است براي مرحوم كمپاني هم فاتحه اي بخوانيد تنها كسي كه به ديدن آقاي حكيم مي رفت ما آيت اللّه حكيم را از دست داديمدر عرصۀ تدريسشیوه های تدریسبه طلاب مجال بحث مي دادند كاملاً اهل بحث و دقت بود هيچ گاه عصبانيت در تدريس نداشت حرف همه را گوش مي كردند طلبه بايد متكي به خود باشدمسأله شاگرد و استاد مطرح نبود ما با آنها چه فرقي داريمشما تانكها را مي شمردي ؟بعض الافاضل فرمودند گاهي در تدريس مزاح مي كردنداز اين حرفها نزنيد مردم مي خندند بيان امام شيرين بودبا بيان ساده و روان درس مي دادندقدرت تفهيم امام بسيار عالي بود در تکريم بزرگان علم و فقاهت اهتمام داشتنداحترام گذشتگانابتدا نظرات علما را نقل مي کردنددنباله رو مطالب ديگران نبودند در درس،نظرات مختلفي را مطرح مي کردندشاگردان من به من احتياجي ندارنداول ببينيم خودمان چه مي فهميماز مختصات آثار امام موجز نويسي استمرتبه علمی امام با ساير طلبه ها از لحاظ درس فرق مي كردسيدي مؤدب ،نظيف و مرتب بودندهمينكه گوش مي كردند كافي بودسنگينترين درس در زمان آقاي بروجردي فضلا متوجه اشتباه خود مي شدند بازدهي يك درس امام مطابق يك هفته درس ديگران بوداز نظر اسلوب شعري درست نيستيك دوره فقه را ديده بودنديا درس مي خواندند يا درس مي گفتند تنها كسي كه فارسي مي نوشتاز قلم ني استفاده مي كردند قبل از درس ملاقاتها را تعطيل مي كردنديك بار نگفتند مي روم مطالعه مي كنم هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر مي شدند تهيه برنج بيشتر از گندم زحمت دارداينقدر دقت لازم نيستاين آيه خطاب به سرمايه داران استيك روايت ممكن چند روايت باشدبايد به عرف مردم توجه كردتذکرا ت سازنده طلبه ها فكر كنندبايد فهم خود را به كار بيندازيدبايد پايه اعتراض بالا برودخوبي كه داشت ،اشكال كرده بوديد روح طلبه را جذب مي كردنداز اول تا آخر تقريرات مرا مي ديدند اينجا كه مجلس موعظه نيست با لبخند ،سؤال كننده را تشويق مي كردند بيان حالات ائمه در تدريسنظم در تدریس حين حرکت پاسخ مي دادند قبل از همه به درس مي آمدنداگر طلبه اي دير به درس مي آمد آدم يک درس در روز بخواندحتي يک دقيقه هم تاخير نمي کردند با ورود امام ساعتمان را دقيق مي کرديمبه تشکيل کلاس درس،فوق العاده مقيد بودندمرده بازي را دور بيندازيداينجا جاي پيغمبر و علي استدو پله با نشستن شخصيت نمي آوردمواظب باشيد شعله فقاهت فرو ننشينددر سايه فقه مبارزه کنيدخودتان که سواد داريدروزهاي آخر به جاي درس نصيحت مي کردند بفرماييد برويدبا طلبه ها بسيار متواضع بودند دوبار به عيادت من آمدند علاوه بر مراجع به بازديد طلاب هم مي رفتند اينها را بايد رشد داد از طلبه ها امتحان مي گرفتندببين عباي من هم پاره استاز اين ماه به او شهريه بدهيد وجوه شرعيه بايد به طلبه ها داده شودنگوييد شهريه استرفتار با طلاباگر طلبه اي احتياج داشت به من بگوييداگر حاضري جهنم را تحمل کني هديه امام به يکي از طلابايشان خيلي واسطه مي شود امام و مرجعیتاول به درس خود عمل مي کردندتوصيه هاي اخلاقي به طلاببيشتر آيات جهنم را بيان مي کردندبعضي از حال مي رفتند شاگردان منقلب مي شدندبعد از 45 سال هنوز اثر آن هستخدايا مرا در برابر مردم رسوا مکنخداوندا ما را به خودت متوجه کنآدم شدن مراحل ديگري داردتوصیه ها و مواعظ سازنده هنوز باورمان نشده است بهترين موعظه را خدا فرموده تا مي توانيد به ياد خدا باشيد اگر منظورتان ورود من استخيال مي کني اهل احتياط هستيخيلي از دنيا پرستي بد گويي مي کردندانسان با نعمت خدا معصيت او مي کند شما براي خدا بگوييدتفريحات مشروع داشته باشيدعاطفه شما مقدم بر دينتان نباشدکمالات معنوي را در جواني کسب کنيدچه احتياجي به جلسه استفتا دارم من نمي خواهم مرجع شومبه کسي نگوييد به درس من بيايدامام خميني (ره) از منظر پزشكانحالات معنوينمازانجام مستحبات و ترك مكروهات جزييات وضو رو به قبله بود موقع نماز عطر مصرف مي کردندتهجد و شب زنده داري به نماز صبح وصل مي کردند تمام چهره شان خيس بودبا وجود لوله تنفس نماز شب خواندندكرامات هيچ اثري از امام نبوداخلاق حسنهبا خوشرويي ما را مي پذيرفتندمي خواهيد پيري را معالجه کنيد!با نهايت رأفت رفتار مي کردندهرگز اعتراض نمي کردندويژگي هاي فردينظم هر چيز در جاي خود امام به وقت از خواب برمي خاستلطافت روح از بدنشان خوب نگهداري مي كردندعطوفت و مهربانيامام هرگز به ما اعتراضي نكردندآرامش خاطرآرامش خاص خودشان را داشتندضربان قلب امام افزايش پيدا نمي كرداين دنيا و آن دنيا براي من فرقي نمي كند هيچ اضطرابي در وجود امام نبودعشق به مردممن بروم به پناهگاه؟مثل يک نفر از ملت ايرانآخرین روزها آقاي دکتر از شما بعيد است براي مردم دعاي خير مي کردندآخرين روز عمر با برکت اماماز مرگ هيچ گونه وحشتي نداشتند در همان ساعات هميشگي نماز شب مي خواندند قبل از وقت خودشان را آماده نماز مي کردندامام خميني (ره) از منظر روزنامه ها ، مجلات و ...ويژگي هاي فرديساده زيستي تنها مبلمان خانه يك ميز كوچك است سادگي امام مرا مجذوب خود كرد خانه امام مثل مسكن فقيرترين افراد نجف بوديك ميز كوچك تمامي اسباب دفتر كار امام من هيچ چيز ندارمعدم تشريفات خودشان اتاقشان را تميز مي كردند چقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانم صله امام به گربه كاري نداشته باشيدعطوفت و مهرباني علاقه امام به فرزندانچقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانمصله امام به گربه كاري نداشته باشيدآرامش خاطرآيا به ما شليك خواهد شد خيلي خوشحال به نظر مي رسيد همه جز امام نگران بودند پاسخ امام مرا شگفت زده كردشجاعت همه بدون بازديد بدني به ملاقات من بيايندصلابت و وقار در يك اتاق كوچك همه تحت تأثير آرامش امام بودند ثابت و استوار در زندگيهر فردي را مجذوب خود مي كردندصبر كردند افراد كنار بروند اسلام را بشناسيد تبسم كردندتقيد به آداب شرع ربا بايد حذف شود با امكان زنده ماندن عمل بلامانع است عده اي بي گناه دستگير مي شوندخوراك امام هفت دقيقه و چهل ثانيه مدت نهار ماست و پنير آوردندعشق به مردم بايد در کنار مردم باشممردم مرجع را تعيين مي کنند تا اين زن را نياوريد نمي آيم هديه به خواهر و برادري مسلمان قرآني هديه کردندامام و رزمندگان افتخارم اين است که بسيجي ام با صندلي چرخدار عيادت مي کردند خداوند به ايشان دو بال عنايت کندشهدا و خانواده هایشانپيکر شهيد عراقي را تشييع کردند شرکت در مراسم شهداامام و محرومین به محلات جنوب شهر مي رفتندآخرین روزها من خواهم رفتحالات معنويانس با قرآنبخوان جانمعشق به ولايت تهيه كنندگان را تشويق كردند اين كار موجب مجازات شديد شد زيارت امام رضا آرزوي من است در جشن ميلاد شركت كردند تجلي عشق در نامگذاري شركت در جشن عيد غدير در جشن نيمه شعبان حضور يافتندنماز اکنون موقع نماز استايمان و توكل امانتي بود از جانب خدااخلاص و تقوياز فقرنمايي بدشان مي آمدعدالتعدالت اسلامي را برقرار مي کنيمتعليم و تدريس و مرجعيتامام ، علما و روحانيون اگر مرحوم حاج شيخ زنده بودند در گفت و گو هاي مهم شركت كنيد تنها كسي كه به درد ملت ايران مي خورداين كار توهين به علماي مشهد استدر عرصۀ تدريسمرتبه علمی امامبراي كشف حقيقت به امام رجوع مي كردندشیوه های تدریسدر انتخاب كتاب و شاگرد دقت فراوان مي كردند اگر افراد غير مستعد به درس مي آمدندرفتار با طلابافراد منظم به جايي مي رسنددرسها نبايد تعطيل باشدبرويد رساله را ببينيدتوصيه هاي اخلاقي به طلابآدم حضور خدا را حس مي کردامام خميني (ره) از منظر محافظین ،اعضای بیت و دفتر امامحالات معنويانس با قرآنچون قرآن مي خواندي به تو علاقه مند شدمعشق به ولايتپشت بام زيارت عاشورا را مي خواندند كسي هست روضه بخواندنماز نماز جماعت امام بسيار ساده بودنمازشان را سريع مي خواندند نماز غفيله را ترک نمي کردند پس از نماز آيت الکرسي را مي خواندندسلام به معصومين پس از نمازتا ساعت يک نماز مي خواندند کلمات را فصيح ادا مي کردندظهر شده؟رو به قبله وضو مي گرفتندانجام مستحبات و ترك مكروهاتمهر نمازشان خاک کربلا بود حالا وقت مستحبات استبا هر لقمه دعا مي خواندنددر همه حال نماز مي خواندندتهجد و شب زنده دارييکبار نديدم سر ساعت بيدار نشوندحتي يک شب ما را بيدار نکردندزارزار گريه مي کردندايمان و توكلاين نعمت خداستكراماتشما فعلاً اينجا باشيداخلاق حسنهچند اشکال در وضوي شما هستويژگي هاي فردينظم تعجيل كنيدبرنامه امام تغيير نمي كردرأس ساعت يازده چاي مي خوردند تنظيم ساعت پليسهاي فرانسه با وقت نماز امامساده زيستي باورشان نمي شد بايد روي زمين بنشينندقناعت و زهداينها را نگذاريد خراب شوند در فاصله وضو شير آب را مي بندند امام حتي كفن از خود نداشتندلطافت روحبايد زيرپوش و پيژامه حتماً اطو شودعطوفت و مهرباني برو ببين مصطفي كجاست؟ هر موقع دلت مي خواهد بيانيمه شب به حسينيّه آمدند يك وقت ديديم در باز شد حتي از پدرم انتظار نداشتممرا خواهر صدا مي زدند آمدم كمكتان كنم شب خوابم نبرد اسوۀ مهرباني علي را بياور ببوسم در گوش من دعاي سفر خواندندآرامش خاطر ديگه چي؟آنچه بايد بشود مي شودمطالعه و پركاري نيمه شب صداي قلم و كاغذ مي آمداغتنام فرصتحتي كمتر از دو دقيقه را قرآن مي خواندندتقيد به آداب شرع نامحرم داخل اتاق هستاين روزنامه ها ايراني است؟ آيا ايشان مسلمانند؟ چون مسيحي هستند اسم روح اللّه را ننوشتم مهري تعيين كنيدخوراک امام غذاي امام ساده بود تخم مرغ سمبل چه چيزي است شما دو گناه كرديدغذاي خودتان كدام است ؟امام در خانهاين خجالت نداردبنشينيد ناهار بخوريد آمدم کمکتان کنمپس خود شما چي؟ کارهاي شخصي شان را خودشان مي کردنديک بوسه به من بده ،بعد برو!مرا دل نگران کرديمرتب ،احوال مي پرسنداز اين خرمالوها به باغبان مي داديدبا خانم همراهي کنسحري چيز خوب مي خوري؟خانم را بدرقه مي کردندهندوانه اي آماده کنيددر جمع ،اشتباه کرديعشق به مردم مگر خون من رنگين تر استصداي مردم را که شنيدند به ملاقات شتافتندصورتشان را جلو آوردندنان همه اين طور سفارشي است؟رزمندگان شبهاي حمله تا سحر دعا مي کردندشهدا و خانواده هایشان تا گفتم خانواده شهيد است بلند شدندبه فرزندان شهدا انعام مي دادندتوصیه ها تا مي توانيد در جواني خدمت به مردم بکنيدآخرین روزها ان شاالله مرگ من رسيدهعلي را بياور ببوسمش مرتب ذکر مي گفتندنکند نمازم قضا بشود با اشاره انگشت نماز مي خواندند
نظم ورزش را رها نمي كردند نظم روزانهنظم در اوقات خوابيدن كسي كه كارش ضابطه داردموقع تفريح بايد تفريح كني در ساعت تفريح درس نخوانيدساده زيستي هميشه به سادگي توصيه مي كردند عروسي ما ساده برگزار شدقناعت و زهدوقتي مادرم صحبت مي كندبا همين مقدار بايد زندگي كنيم آقا شهريه نمي گرفتند اين باقيمانده آب واجبات وضو بود ليوان را تا حدي كه مي خوريد پر كنيد اتاق بايد پر نور باشدلطافت روحدر تميزي ضرب المثل بودند لباس ملاقاتشان جدا بود كمتر كسي به نظافت امام پيدا مي شد شما هم همين كار را بكنيد همه نوع عطري مصرف مي كردند روزي هفت بار ادوكلن مي زدند قرص را با قاشق مي خورند قاشق براي ماست هست شنا مي دانستند هرگز فروتني را فراموش نكردند كدام درخت قشنگ تر است تيغ دست علي را اذيت نكند اينها چه زيبا هستندپژمرده شده ام و دارم مي روماين گل سه روزه استفكر مي كني اين غنچه چند روزه است؟ مگر من شاعرمعطوفت و مهربانينگاهشان پر محبت بود امام شديداً عاطفي هستند اگر كسي بيمار بشود مگر صندلي نيست كه بنشينيد اين عكس را به تو امانت مي دهمصداي زنگ را شنيدي؟ بهشتي مظلوم زيست اكثراً به بچه ها نگاه مي كنندوقتي تصوير مجروحين را مي ديدند از همسايگان عذر بخواهيد وقتي مي خواستند بخوابند در گوش ما دعا مي خوانند رقت قلب نسبت به كارگر منزلاگر بگويي فقيري آمده است از سخت ترين شبهاي زندگي امامنصف ثواب مستحبات براي حاج آقا مصطفيبسيار گرم و مهربان بودند خودكار در چشمتان نرودآرامش خاطر مستحبات را نسبت به ايشان انجام دهيد تنها كسي كه آرام بود آرامش در مسير عراق به فرانسهنماز شب خود را خيلي آرام خواندند ما حريف امام نمي شديمشجاعت شما چرا اين جور مي كنيد ؟صلابت و وقار بدنم به لرزه در مي آيدمطالعه و پركاري دايم مشغول مطالعه بودندبه درسشان خيلي مقيّد بودند گاهي پشت كتابها ديده نمي شدند اكثر داستانهاي معروف را خوانده اند مطالعه را دوست دارند گاهي ده دقيقه امام را مي ديدمهوش و دقت واي به وقتي كه پولي گرفته شودتقيد به آداب شرع با اين پولها نمي شود چاپ كرد وقت جشن گرفتن نيستپرداخت ديه را وظيفه خود دانستند از محرمات دوري كنيد در مسأله نامحرم سختگير بودند در واجبات و محرمات برخورد شديد دارند كسي اينجا هست ديوار را بردارنداگر دستمان بيرون مي آمد براي نماز صبح كسي را بيدار نمي كردند بايد پيش از من تكليف كارها را گفت با ديدن فعل حرام بدن امام لرزش پيدا مي كند انگشتر طلا را در بياوريد من اين حق را ندارمخوراك امامبه اندازه غذا درست كنيد سخت به فكر سلامتي خود بودنداگر خوشمزه بود مي خورم پيرمرد باغبان دلم مي خواهد هر لقمه را با يك قاشق بخورمحالات معنویانس با قرآن در هفت سالگي قرآن ختم شد هميشه قرآن نزديكشان استعشق به ولایت اول به كربلا مي روم دشمن مرا به اين موهبت رساند با ديدن تصوير گريه مي كردند تربت مي خوردند خيلي به اين عكس علاقه دارم سعي كن دعاي عهد را بخوانينماز من كه اسلحه اي ندارم وقت فضيلت نماز مي گذرد وقت نمازاست گويي صدايي نشنيده اند موقع نماز حتماً عطر مي زدند برويد وقت نمازاست نماز امام با صداي اذان همراه بود نماز اول وقت امام براي ما عادي بود چرا در نمازت اهمال مي کني يک مرتبه ما را براي نماز صدا نکردند منظور امام صادق اين بود خيلي نماز اول وقت را توصيه مي کردند بچه ها نماز را اول وقت بخوانند زود برو نمازت را بخوان نمازت را خوب بخوان تا مغرب مي شد نماز مي خواندندانجام مستحبات و ترک مکروهات روزهاي بلند را روزه بودند عطر زدند و به نماز ايستادند براي مستحب به زحمت مي افتادند قبل از حمد استعاذه مي کردند تسبيحات حضرت زهرا را انجام مي دادند در نوافل هم مستحبات را رعايت مي کردند آيا نافله بخوانم؟ کلاه به سر مي گذاشتند کلاه به سر مي گذاشتند اذکاري پيش از خواب مي خواندند الآن اين را نمي خوانم اين طور نخنديد دعا را رها نمي کردند سعي کنيد مستحبات را انجام دهيد اجازه مي دهيد؟ هر کاري مي کني در جواني بکن به همان تعداد ذکر مي گفتند هر چند ماهي يک بار صحافي مي شدتهجد و شب زنده داری خوب که نگاه کردم ديدم امام است ترک نشده است نماز شب در مسير تهران مثل هميشه برخاستند مکّه کدام طرف است؟ کار هر شب امام است مثل هر شب نماز شب خواندند ديدني است نه گفتني کاري مي کردند که نشنويم از چراغ قوه کوچک استفاده مي کردند هنوز شبي پيش نيامده حتي يکبار هم نشد ساعت را مي پوشانيدند انسان را به گريه مي انداختکرامات اينها امامان من هستند اين دعا براي اوست ان شاءالله خوب مي شودان شاءالله حل مي شودایمان و توکل همه دعاهاي شب جمعه را مي خواندندان شاءالله حل مي شوداين بچه ملکوتي است به تمام معني راضي بودند خدا را قادر نمي دانيد؟ از خدا طلب خير کردند علي را از اطاق بيرون کردندتواضعتلويزيون را خاموش کردندصداي تلويزيون را کاملاً خاموش کردنددو سطل آب روي من ريختندصداقتچرا حسن اينطور آشفته است؟فرقي بين بيرون و داخل خانه نيستنامه را برگردانيدپرهیز از غیبتگناه بي مزه اي استنبايد آبرويش را ببريدخانمها از خودشان صحبت کنندمگر خودتان حرف نداريد؟در مجالس غيبت شرکت نکنيداخلاص و تقویدرس خود را تعطيل کردراهش را ياد گرفته استبراي پست انقلاب نکرديملازم نيست بداننداخلاق حسنههمواره لبخند مي زدندعزت نفساگر نان و پنير خودمان را بخوريمعدالتهيچ فرقي نيستاگر بتوانند به هر دو کمک مي کنندنمي دانيم کدام را بيشتر دوست دارندامام ،علما و روحانیونبراي اساتيد خود ارزش والايي قائل بودندگاهي شصت نامه دستنويس مي كردنداگر حاج آقا روح اللّه قبول كنندروحاني بايد با لباس روحانيت شهيد شودمرتبه علمی امامروايات را مي شكافتندامام در خانه زهرا فوراً بيايد او را ببينم تنها جلوي پايشان روشن بود ناهار خورشت داريد؟چرا داد مي کشيد؟ خودشان از اتاق بيرون مي روند نگاهشان پر محبت بودما را به گذشت دعوت مي کردند هميشه لبخند مي زدنداز ما اجازه مي گرفتند با بچه ها رو راست باشيد بايد صورت به خاک بمالي تربيت فرزند از مرد بر نمي آيد براي مادرتان هديه بخريدچرا شما نشسته ايدچيزي که مهم است دختر است تو شهيد نشدي؟!تمام اعياد را عيدي مي دادنددو سه روز خودمان را نشان نمي داديم آزادي مطلق به ما مي دادندکنجکاوي نمي کردند اگر مي تواني بماناين هم به خاطر تو در عمل به ما ياد مي دادند مقيّد بودند حجابمان را حفظ کنيمشما هيچ تفاوتي با خواهرتان نداريدسلام واجب نيستمي خواهي به چين بروي ؟گفتند علي باشد توصيه هايشان کلّي بوداستخاره کردند خبرهاي خوش را با همه مطرح مي کردند سعي کنيد علم را به قلب تان بفرستيد تکبّر نکنيداهميت جوانيدعاي عهد در سرنوشت دخالت دارد شيطان از همين جا سراغ آدم مي آيد حتي به شوخي دروغ نگوييد نمازت را خوب بخوانسعي کنيد با هم رفيق باشيدانسان بايد خودکفا باشداحساس کردم نوبت من است کسي را بيدار نمي کردند قلب من کوبيده شدهمسرم بايد همفکر من باشدشب را تقسيم بندي مي کردند به هر صورت که ميل داري لباس بخرشما برويد پيش مهمانهابه من ياد دادندخوش به حال من که چنين همسري دارممادرت به جز خدا کسي را ندارداينجا آب نيست ؟تا گفتم خانم گفته ،چيزي نگفتندمرد حق ندارد بگويدبرويد مادرتان تنها نباشدمن کسي را نمي خواهمشما نشسته ايد و خانم کار مي کنند؟ من لباس دارم؟در گوشمان دعا مي خواندندبتول خانم ،حالت چطور است؟نگفتم عزيزترين موجود! اگر شيطنت نکند مريض استبگذاريد بازي کنندبلند شدند و شعار دادندعلي را روي دوششان سوار مي کردندبدون آنکه بگويند به آشپزخانه مي رفتندعشق به مردم ماشين کجاست؟خوشحالي امام از کار سواد آموزياگر براي مردم استامام و رزمندگان با بيشترين هم خود به شما دعا ميکنمبسيجي ها را بيشتر از همه دوست داشتند خداوند با قلب اينها چه کرده استشهدا و خانواده هایشان مضايقه نکنيد خوشابه حال پدرانشانمن هم پدرم را نديده ام آيا شهيد شده اند ؟امام و محرومینبه فکر مردم محروم کردستان بودندخودشان پرده را کنار مي زنندمسائل و حقوق زنان همه آزادي داشتند به ارتباط زن و مرد بسيار حساس بودنددعا کنيد دختر باشدچيزي که مهم است دختر استخانمها از خودشان صحبت کنند جوانها بيشتر خود را بپوشانند مگر امکان دارد زنها در خانه بنشينند؟روي رنگ نظر نداشتندديگر به خانه آن استاد نرفتند هر رنگي که مي خواهيد بپوشيد قرائت قرآن اشکالي ندارد چرا نمي گوييم بي حجاب ها با حجاب شده اندتوصیه ها سفارش بچه ها را مي کردنددر ساعت تفريح درس نخوانيدآخرین روزهابه او وعده نده ديگر بر نمي گردمحالا ديگر شب وداع استخيلي ضعف دارم تو را هم دوست داشتمخدايا من را بپذير به اهل بيت بگو بيايندخانم ها را صدا بزنيدبا دقت به حسابها رسيدگي مي کنندنگران نماز اول وقتشان بودند آخرين پيام امام نماز بودنماز نافله را خوابيده مي خواندنددرس و تدریسحوزه ها درس را شروع کنند فقه را بيشتر دوست دارمامام و مرجعیت
ورزش را رها نمي كردند نظم روزانهنظم در اوقات خوابيدن كسي كه كارش ضابطه داردموقع تفريح بايد تفريح كني در ساعت تفريح درس نخوانيد
هميشه به سادگي توصيه مي كردند عروسي ما ساده برگزار شد
وقتي مادرم صحبت مي كندبا همين مقدار بايد زندگي كنيم آقا شهريه نمي گرفتند اين باقيمانده آب واجبات وضو بود ليوان را تا حدي كه مي خوريد پر كنيد اتاق بايد پر نور باشد
در تميزي ضرب المثل بودند لباس ملاقاتشان جدا بود كمتر كسي به نظافت امام پيدا مي شد شما هم همين كار را بكنيد همه نوع عطري مصرف مي كردند روزي هفت بار ادوكلن مي زدند قرص را با قاشق مي خورند قاشق براي ماست هست شنا مي دانستند هرگز فروتني را فراموش نكردند كدام درخت قشنگ تر است تيغ دست علي را اذيت نكند اينها چه زيبا هستندپژمرده شده ام و دارم مي روماين گل سه روزه استفكر مي كني اين غنچه چند روزه است؟ مگر من شاعرم
نگاهشان پر محبت بود امام شديداً عاطفي هستند اگر كسي بيمار بشود مگر صندلي نيست كه بنشينيد اين عكس را به تو امانت مي دهمصداي زنگ را شنيدي؟ بهشتي مظلوم زيست اكثراً به بچه ها نگاه مي كنندوقتي تصوير مجروحين را مي ديدند از همسايگان عذر بخواهيد وقتي مي خواستند بخوابند در گوش ما دعا مي خوانند رقت قلب نسبت به كارگر منزلاگر بگويي فقيري آمده است از سخت ترين شبهاي زندگي امامنصف ثواب مستحبات براي حاج آقا مصطفيبسيار گرم و مهربان بودند خودكار در چشمتان نرود
مستحبات را نسبت به ايشان انجام دهيد تنها كسي كه آرام بود آرامش در مسير عراق به فرانسهنماز شب خود را خيلي آرام خواندند ما حريف امام نمي شديم
شما چرا اين جور مي كنيد ؟
بدنم به لرزه در مي آيد
دايم مشغول مطالعه بودندبه درسشان خيلي مقيّد بودند گاهي پشت كتابها ديده نمي شدند اكثر داستانهاي معروف را خوانده اند مطالعه را دوست دارند گاهي ده دقيقه امام را مي ديدم
واي به وقتي كه پولي گرفته شود
با اين پولها نمي شود چاپ كرد وقت جشن گرفتن نيستپرداخت ديه را وظيفه خود دانستند از محرمات دوري كنيد در مسأله نامحرم سختگير بودند در واجبات و محرمات برخورد شديد دارند كسي اينجا هست ديوار را بردارنداگر دستمان بيرون مي آمد براي نماز صبح كسي را بيدار نمي كردند بايد پيش از من تكليف كارها را گفت با ديدن فعل حرام بدن امام لرزش پيدا مي كند انگشتر طلا را در بياوريد من اين حق را ندارم
به اندازه غذا درست كنيد سخت به فكر سلامتي خود بودنداگر خوشمزه بود مي خورم پيرمرد باغبان دلم مي خواهد هر لقمه را با يك قاشق بخورم
انس با قرآن در هفت سالگي قرآن ختم شد هميشه قرآن نزديكشان استعشق به ولایت اول به كربلا مي روم دشمن مرا به اين موهبت رساند با ديدن تصوير گريه مي كردند تربت مي خوردند خيلي به اين عكس علاقه دارم سعي كن دعاي عهد را بخوانينماز من كه اسلحه اي ندارم وقت فضيلت نماز مي گذرد وقت نمازاست گويي صدايي نشنيده اند موقع نماز حتماً عطر مي زدند برويد وقت نمازاست نماز امام با صداي اذان همراه بود نماز اول وقت امام براي ما عادي بود چرا در نمازت اهمال مي کني يک مرتبه ما را براي نماز صدا نکردند منظور امام صادق اين بود خيلي نماز اول وقت را توصيه مي کردند بچه ها نماز را اول وقت بخوانند زود برو نمازت را بخوان نمازت را خوب بخوان تا مغرب مي شد نماز مي خواندندانجام مستحبات و ترک مکروهات روزهاي بلند را روزه بودند عطر زدند و به نماز ايستادند براي مستحب به زحمت مي افتادند قبل از حمد استعاذه مي کردند تسبيحات حضرت زهرا را انجام مي دادند در نوافل هم مستحبات را رعايت مي کردند آيا نافله بخوانم؟ کلاه به سر مي گذاشتند کلاه به سر مي گذاشتند اذکاري پيش از خواب مي خواندند الآن اين را نمي خوانم اين طور نخنديد دعا را رها نمي کردند سعي کنيد مستحبات را انجام دهيد اجازه مي دهيد؟ هر کاري مي کني در جواني بکن به همان تعداد ذکر مي گفتند هر چند ماهي يک بار صحافي مي شدتهجد و شب زنده داری خوب که نگاه کردم ديدم امام است ترک نشده است نماز شب در مسير تهران مثل هميشه برخاستند مکّه کدام طرف است؟ کار هر شب امام است مثل هر شب نماز شب خواندند ديدني است نه گفتني کاري مي کردند که نشنويم از چراغ قوه کوچک استفاده مي کردند هنوز شبي پيش نيامده حتي يکبار هم نشد ساعت را مي پوشانيدند انسان را به گريه مي انداختکرامات اينها امامان من هستند اين دعا براي اوست ان شاءالله خوب مي شودان شاءالله حل مي شودایمان و توکل همه دعاهاي شب جمعه را مي خواندندان شاءالله حل مي شوداين بچه ملکوتي است به تمام معني راضي بودند خدا را قادر نمي دانيد؟ از خدا طلب خير کردند علي را از اطاق بيرون کردندتواضعتلويزيون را خاموش کردندصداي تلويزيون را کاملاً خاموش کردنددو سطل آب روي من ريختندصداقتچرا حسن اينطور آشفته است؟فرقي بين بيرون و داخل خانه نيستنامه را برگردانيدپرهیز از غیبتگناه بي مزه اي استنبايد آبرويش را ببريدخانمها از خودشان صحبت کنندمگر خودتان حرف نداريد؟در مجالس غيبت شرکت نکنيداخلاص و تقویدرس خود را تعطيل کردراهش را ياد گرفته استبراي پست انقلاب نکرديملازم نيست بداننداخلاق حسنههمواره لبخند مي زدندعزت نفساگر نان و پنير خودمان را بخوريمعدالتهيچ فرقي نيستاگر بتوانند به هر دو کمک مي کنندنمي دانيم کدام را بيشتر دوست دارند
در هفت سالگي قرآن ختم شد هميشه قرآن نزديكشان است
اول به كربلا مي روم دشمن مرا به اين موهبت رساند با ديدن تصوير گريه مي كردند تربت مي خوردند خيلي به اين عكس علاقه دارم سعي كن دعاي عهد را بخواني
من كه اسلحه اي ندارم وقت فضيلت نماز مي گذرد وقت نمازاست گويي صدايي نشنيده اند موقع نماز حتماً عطر مي زدند برويد وقت نمازاست نماز امام با صداي اذان همراه بود نماز اول وقت امام براي ما عادي بود چرا در نمازت اهمال مي کني يک مرتبه ما را براي نماز صدا نکردند منظور امام صادق اين بود خيلي نماز اول وقت را توصيه مي کردند بچه ها نماز را اول وقت بخوانند زود برو نمازت را بخوان نمازت را خوب بخوان تا مغرب مي شد نماز مي خواندند
روزهاي بلند را روزه بودند عطر زدند و به نماز ايستادند براي مستحب به زحمت مي افتادند قبل از حمد استعاذه مي کردند تسبيحات حضرت زهرا را انجام مي دادند در نوافل هم مستحبات را رعايت مي کردند آيا نافله بخوانم؟ کلاه به سر مي گذاشتند کلاه به سر مي گذاشتند اذکاري پيش از خواب مي خواندند الآن اين را نمي خوانم اين طور نخنديد دعا را رها نمي کردند سعي کنيد مستحبات را انجام دهيد اجازه مي دهيد؟ هر کاري مي کني در جواني بکن به همان تعداد ذکر مي گفتند هر چند ماهي يک بار صحافي مي شد
خوب که نگاه کردم ديدم امام است ترک نشده است نماز شب در مسير تهران مثل هميشه برخاستند مکّه کدام طرف است؟ کار هر شب امام است مثل هر شب نماز شب خواندند ديدني است نه گفتني کاري مي کردند که نشنويم از چراغ قوه کوچک استفاده مي کردند هنوز شبي پيش نيامده حتي يکبار هم نشد ساعت را مي پوشانيدند انسان را به گريه مي انداخت
اينها امامان من هستند اين دعا براي اوست ان شاءالله خوب مي شودان شاءالله حل مي شود
همه دعاهاي شب جمعه را مي خواندندان شاءالله حل مي شوداين بچه ملکوتي است به تمام معني راضي بودند خدا را قادر نمي دانيد؟ از خدا طلب خير کردند علي را از اطاق بيرون کردند
تلويزيون را خاموش کردندصداي تلويزيون را کاملاً خاموش کردنددو سطل آب روي من ريختند
چرا حسن اينطور آشفته است؟فرقي بين بيرون و داخل خانه نيستنامه را برگردانيد
گناه بي مزه اي استنبايد آبرويش را ببريدخانمها از خودشان صحبت کنندمگر خودتان حرف نداريد؟در مجالس غيبت شرکت نکنيد
درس خود را تعطيل کردراهش را ياد گرفته استبراي پست انقلاب نکرديملازم نيست بدانند
همواره لبخند مي زدند
اگر نان و پنير خودمان را بخوريم
هيچ فرقي نيستاگر بتوانند به هر دو کمک مي کنندنمي دانيم کدام را بيشتر دوست دارند
براي اساتيد خود ارزش والايي قائل بودندگاهي شصت نامه دستنويس مي كردنداگر حاج آقا روح اللّه قبول كنندروحاني بايد با لباس روحانيت شهيد شود
روايات را مي شكافتند
زهرا فوراً بيايد او را ببينم تنها جلوي پايشان روشن بود ناهار خورشت داريد؟چرا داد مي کشيد؟ خودشان از اتاق بيرون مي روند نگاهشان پر محبت بودما را به گذشت دعوت مي کردند هميشه لبخند مي زدنداز ما اجازه مي گرفتند با بچه ها رو راست باشيد بايد صورت به خاک بمالي تربيت فرزند از مرد بر نمي آيد براي مادرتان هديه بخريدچرا شما نشسته ايدچيزي که مهم است دختر است تو شهيد نشدي؟!تمام اعياد را عيدي مي دادنددو سه روز خودمان را نشان نمي داديم آزادي مطلق به ما مي دادندکنجکاوي نمي کردند اگر مي تواني بماناين هم به خاطر تو در عمل به ما ياد مي دادند مقيّد بودند حجابمان را حفظ کنيمشما هيچ تفاوتي با خواهرتان نداريدسلام واجب نيستمي خواهي به چين بروي ؟گفتند علي باشد توصيه هايشان کلّي بوداستخاره کردند خبرهاي خوش را با همه مطرح مي کردند سعي کنيد علم را به قلب تان بفرستيد تکبّر نکنيداهميت جوانيدعاي عهد در سرنوشت دخالت دارد شيطان از همين جا سراغ آدم مي آيد حتي به شوخي دروغ نگوييد نمازت را خوب بخوانسعي کنيد با هم رفيق باشيدانسان بايد خودکفا باشداحساس کردم نوبت من است کسي را بيدار نمي کردند قلب من کوبيده شدهمسرم بايد همفکر من باشدشب را تقسيم بندي مي کردند به هر صورت که ميل داري لباس بخرشما برويد پيش مهمانهابه من ياد دادندخوش به حال من که چنين همسري دارممادرت به جز خدا کسي را ندارداينجا آب نيست ؟تا گفتم خانم گفته ،چيزي نگفتندمرد حق ندارد بگويدبرويد مادرتان تنها نباشدمن کسي را نمي خواهمشما نشسته ايد و خانم کار مي کنند؟ من لباس دارم؟در گوشمان دعا مي خواندندبتول خانم ،حالت چطور است؟نگفتم عزيزترين موجود! اگر شيطنت نکند مريض استبگذاريد بازي کنندبلند شدند و شعار دادندعلي را روي دوششان سوار مي کردندبدون آنکه بگويند به آشپزخانه مي رفتند
ماشين کجاست؟خوشحالي امام از کار سواد آموزياگر براي مردم است
با بيشترين هم خود به شما دعا ميکنمبسيجي ها را بيشتر از همه دوست داشتند خداوند با قلب اينها چه کرده است
مضايقه نکنيد خوشابه حال پدرانشانمن هم پدرم را نديده ام آيا شهيد شده اند ؟
به فکر مردم محروم کردستان بودندخودشان پرده را کنار مي زنند
همه آزادي داشتند به ارتباط زن و مرد بسيار حساس بودنددعا کنيد دختر باشدچيزي که مهم است دختر استخانمها از خودشان صحبت کنند جوانها بيشتر خود را بپوشانند مگر امکان دارد زنها در خانه بنشينند؟روي رنگ نظر نداشتندديگر به خانه آن استاد نرفتند هر رنگي که مي خواهيد بپوشيد قرائت قرآن اشکالي ندارد چرا نمي گوييم بي حجاب ها با حجاب شده اند
سفارش بچه ها را مي کردنددر ساعت تفريح درس نخوانيد
به او وعده نده ديگر بر نمي گردمحالا ديگر شب وداع استخيلي ضعف دارم تو را هم دوست داشتمخدايا من را بپذير به اهل بيت بگو بيايندخانم ها را صدا بزنيدبا دقت به حسابها رسيدگي مي کنندنگران نماز اول وقتشان بودند آخرين پيام امام نماز بودنماز نافله را خوابيده مي خواندند
حوزه ها درس را شروع کنند فقه را بيشتر دوست دارمامام و مرجعیت
ويژگي هاي فردينظم نظم درجواني الان چه ساعتي از روز است نمونه كامل يك رفتار جدول شبانه روزياستفاده احسن از اوقات تغييري در برنامه روزانه خود ندادندراه رفتن ايشان با ذكر تنظيم مي شد نظم قدم زدن در نجفساعت قدم زدن دير شد نظم حتي در زندان نماز شبنظم درتشرف به حرم نظم در زيارت يك برنامه مرتب و هميشگي حضور به موقع در درس امام قبل از همه به درس مي آمدندحتي يك دقيقه تأخير نمي كردند عنايت ويژه امام به آيت اللّه خامنه ايساده زيستي اول كسي كه صورت دارايي خود را داد در وجوه شرعي هيچ تصرفي نكردند طلبه ها ندارند تا آخر عمر اجاره نشين بودند به صاحبانشان بر گردانيدبا هزار مكافات راضي شدند مگر منزل صدر اعظم است؟ديوار منزل امام فرو ريخت منزل بي آلايش يك رهبر درسي براي همه طلبه هاي نجفهيچ وقت به هواخوري نرفتندمنزل در قسمتهاي جنوب تهران باشد شيشه نكرده بودند مثل همه مردم زندگي مي كردند اين سجاده را ببر زاهد واقعي آقايان طلبه باشنداين مسجد را بايد احيا كردقناعت و زهد چيزي بر اموال خود نيفزودند نهايت صرفه جويي را داشتندهمه را به ديگران مي دادند بدهيد به كسي كه استفاده كند مايحتاج امام روزانه تهيه مي شد تنها كرايه شما و خودم را مي دهم كمتر استفاده كنبياييد اين شير را درست كنيدبيش از يك مرتبه شستن استحباب ندارد در اين كاغذ كوچك هم مي توانستيد بنويسيد كاغذ پاكت نامه را دور نمي ريختند از تلفنهاي دفتر استفاده شخصي نكنيد چرا چراغ را روشن گذاشتيد اين چه برخوردي است؟دليلي ندارد اسراف شود نبايد اسراف باشد كمال زهد بين طبقه ضعيف استحمام مي كردند اين كار را نمي توانم بكنمعدم تشريفات از تكلفات دوري مي كردندبا دار و دسته راه نمي رفتند شما سؤالي داريد؟ از كوچه ها مي رفتند چهره در هم كشيدند بفرماييد شما نمي گذاريد من زيارت كنم مردم از من محفاظت مي كنند گريز از مسند نشينيتشك را كنار زدندراضي نيستم براي من صلوات بفرستيدلطافت روح هر وقت بلند مي شدند خود را در آينه مي ديدند به مسواك خيلي اهميت مي دهند مبادا استكان كثيف باشد به وضع ظاهري خودشان مي رسيدند رأس ساعت هشت و نيم حمام مي رفتندبهترين عطرها را انتخاب مي كردند ادوكلن مرا بياوربعد از ظهرها به كوه مي رفتند خيلي خوش ذوق هستندعطوفت و مهربانيبه بچّه كاري نداشته باشيد دريافتند علي مريض استبچه هاي مردم را بگيريد ملاطفت امام با فرزند شهيدمي خواهم پيشانيتان را ببوسم دختر خيلي خوب استدرد تو از چيست؟ قم شهر من استمبادا همسايه ها اذيت شونددر پاريس سراغ همسايگان را مي گرفتند هديه امام به دو خانم مسيحي امام نسبت به آنها التماس مي كردند ترحم نسبت به گروگان بيمار در برابر چهره هاي رنجديده نرم بودندآخرين ملاقات با شهيد اشرفي اصفهاني عكس يادگاري بگيريمدرس خواندن براي خدمت به اسلام است الآن بياوريدش داخل تصميم گرفتيم شما را نصيحت كنيم دلم براي رجائي تنگ شده است مي خواستم دستش را ببوسم ناگهان قيافه امام متغير شد اگر كسي بيمار بشودآرامش خاطر يادم ندارم از كسي ترسيده باشم فرزندان مرا كتك بزنند! خوابيدن شما اثري براي من ندارد واللّه من نترسيدميقين كردم مي خواهند مرا بكشندهمه مي گريستند جز امام همه مي ميريم بفرماييد سركارتانآرامش در اوج مصيبتمصطفي اميد آينده اسلام بودبراي مرحوم اصفهاني هم فاتحه بخوانيدموقع پيروزي انقلاب هيجان زده نشدند امام كجاست؟كابينه را تكميل كنيد امام تسلط برخود داشتنددزدي آمده و سنگي انداخته آرامش قلبي امام در جنگ شهرهاطمأنينه امام به همه سرايت مي كرد با آرامش نگاه مي كردند در وجود امام ترس نبودمرگ چيزي نيستآرامش امام در حوادث بزرگشجاعت شديد ترين حمله به آمريكاما هم به كماندوهاي خود دستور مي دهيم فوراً در منزل را باز كنيدچرا وحشيگري مي كنيد؟ حاضر نمي شدند كسي از ايشان محفاظت كندكاري نكن بگويم بيرونت كنند با جيپ رو باز مي آيم ناراحت نباشيد من با شما هستم دولت ايران غلط كرد شما هم غلط كرديد در نوفل لوشاتو تنها قدم مي زدندآمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند ناو آمريكا را هدف قرار مي دادم نمي توان به آن دولت گفت كي تفاهم كرده؟صلابت و وقار نشاط در كودكياين آقا پدر من استسنگين و با طمأنينه راه مي رفتند اگر كسي مي پرسيد جواب مي دادند آنجا آنطوري است ! كم حرف بودندبيشتر اوقات ساكت بودندمتانت ايشان زبانزد بود به علامت محبت تبسم مي كردند كمال جذبه هاي انساني جذابيت سيماي نوراني امامعلاقه مندي دانشجويان فرانسوي به امام هنوز ترجمه تمام نشده بود كه از جا برخاستندمطالعه و پركاري نظم مطالعاتي امام تغيير ناپذير بودروزنامه چه شد؟يا در حال عبادت بودند يا مطالعه يكسره مشغول مطالعه بودندسفارش به مطالعه پرتوي از قرآن يك بارهم امام را بيكار نديدم اگر همه عالم را بگرديداغتنام فرصت نبايد وي را تنها گذاشت اغتنام فرصتها فرصت شناسي در اوج بيماريهوش و دقت با ذكاوت تر از امام نديده ام از همه بهتر درس را مي دانستندمي فهمم چي مي خواهي بگويي آمده بود ما را با هم تطبيق كندحرفهاي مرا كم و زياد مي كنندما جاي خلوتي نداريم سماوري را كنار خود قرار دادندمي خواستيد نشان بدهيد چنين جايي هستنمي خواستيد بين جمعيت باشم آمدن من عين مصلحت است ما بيش از اين تفنگ داريم گمشده من كجاست؟ ذهن جوان 22 ساله داشتند آيا شما را مي گذارند چيزي كه ايشان مي پوشد چيه؟ نامه را برگردانتقيد به آداب شرع اگر شبهه داشتند مسافرت مي كردندپول موقوفه را از شهرداري بگيريد نمي توانم پولي به تو بدهم اين جدا ،آن هم جدا اگر نامحرم باشند نمي توانند با هم صحبت كنند پا روي كفشهاي مردم نمي گذاشتند نهايت دقت را مي كردند كفشها را از سر راه جمع كنيد من خاطرم جمع نيست از سهم امام استفاده نكردندنبايد از اين چيزها بترسند غلط كرده است منزل من جاي گوشه و كنايه نيست پدر دختر راضي است؟ نبايد بي احترامي شود تنها مفسدين را اعدام كنيد نبايد آلبومش را ببينيد دستهاي اينها را باز كنيد شكنجه گر بايد قصاص شودنكند به اينها ظلم شود احتمال ضرر مي دهي؟ به شرط عدم تأييد غير مسلمين اشكالي ندارداگر تمام مردم هم مخالفت كردند قانون حذف بهره را تصويب كنيدامام در خانهاحترام برادر بزرگتر در حد يک استادپيامبر گونه رفتار مي کردندتنها محدوديت ،رعايت مسائل ديني بودبراي شما دعا مي کنم روي برادران ،روانداز انداختنداين انگشتري را براي او نگه دارعطري هم به داماد دادنداين ميز را بخور! لذت عبادت در جواني استبيا اينها را ضبط کنعشق به مردمبه خود کشاورزان منتقل شوداگر خدا اجازه شفاعت بدهد نوبت مردم را رعايت مي کردندديگر جشن نگرفتندچطور به کوفه بروم؟تنها دو مرتبه به کوفه رفتند اجازه نمي دادند قبول نمي کردند مگر مي خواهند کورش را وارد ايران کنند ملت را با خود داشته باشيددر اين مردم نمي شود کودتا کرددشمنان دو چيز را شناخته اندمردم را در جريان بگذاريدبگو ديگر نياورد از ملت ايران خجالت مي کشم20دقيقه اشک مي ريختندحق نداريد جلو مردم را بگيريدشما روح من هستيد اهل کجا هستي؟ مردم نقل مي پاشيدندمثل تسبيح خودم باشدپيرمرد را از زمين بلند کردندامام و رزمندگانصورت ما را مي بوسيدندرزمندگان فرزندان من هستندشما قلب پاکي داريد با شنيدن خبر اخلاص رزمندگان گريه مي کردند ترک نماز اول وقت انگار به حجله عروسي مي روند اشکشان سرازير شدشهدا و خانواده هایشان دستور دادند حقوقي معين شود انگيزه تاسيس بنياد 15خرداد شب به منازل شهدا مي رفتندغالبا از خانواده شهدا بودندسلام مرا به خانواده هاي شهدا برسانيدبه خودش بخشيدم بالاتر از مکه رفته استقيافه ايشان متغير شد با گريه گفتند بس استامام و محرومین در زندان هم به فکر محرومين بودندبراي پا برهنه ها خانه بسازيداولين تذکر، رسيدگي به فقرا بود از کار ما راضي بودنددو سوم را در محل صرف کنيد اگر نمي تواند پرداخت کنداز قشر محروم باشندبه افراد نيازمند بدهيد شرمنده مردم مستضعف هستمامام و آشنایان و دوستانشبهاي پنج شنبه جمع مي شدنداو را ديگر چرا؟نماز جماعتشان را تعطيل کردند هر شب در حرم به ياد شما بودم حفاظت از خودتان واجب است نذر کرده بودند از طلاب مريض عيادت مي کردند فرزندشان را به عيادت من فرستادند براي او طلب رحمت ميکنم ديگر بالاي درخت نرومن و برادرم را به گردش مي بردندقرض فلاني ادا شد چرا با ما قهر کرده اند ؟ روزي دو عدد نان مي فرستادند بگذاريد من تنها شهيد شوم من عادت ندارمايشان رفيق خاص من است انسان به ياد خدا مي افتدزياد گريه کردندمسائل و حقوق زنان وظيفه زنها هم دخالت در سياست استحضور خانمها در مجلس لازم است حجاب شما اسلامي استيکي زياد و نصف او کم استاز آن حرف عصباني شدندتوصیه هاچرا جلوي پدرت راه رفتيسعي کن پهلوان باشيکار هاي بد را ترک کنيدبا هم بسازيدسپاه دخالت نکندهدف شرط استآخرین روزها براي هميشه از پيشتان ميروم آرامش در کمال درداز مردم بخواه دعا کنندعلي اينجا نيايدلحظه آخر عمر من استذکر خدا و ياد مولا علي (ع) آخرين مناجات امامصورتشان پر از اشک بود وقت نماز شب را مي پرسيدند پس از عمل زير لب ذکر مي گفتتددائم تسبيحات اربعه مي گفتندوقتي از دنيا رفتند ناگهان چشم خود را باز کردندهر روز دعاي عهد را مي خواندندحالات معنوي و روحانيانس با قرآن هر سه روز يك ختم قرآنروزي هفت بار قرآن مي خواندند چند ختم قرآن بخوانيد قرآن را روي زمين نگذاريداين چه كاري است كه مي كنيد؟ آمدند روي زمين نشستندعشق به ولايت كتابهاي خود را فروختند اول به حرم حضرت امير رفتند هر چه هست از اهل بيت است بلافاصله به حرم مشرف مي شدندیک برنامه همیشگی زيارتشان ترك نمي شد هر چه هست از اين شلوغيهاست ظلم است تشنه بخوابد صبح و شب حرم مي رفتند هفت زيارت را مقيد بودند متأثرم چرا حرم نرفته ام زيارت رجبيه را بخوانيد سراغ ندارم مراجع ديگر هر روز حرم بروند دستمالشان را در آوردند رنگ صورت امام تغيير پيدا كرد در مجالس روضه قم شركت مي كردند در روضه ها مرتب اشك مي ريختند سالي پنج روز روضه داشتندبيش از همه گريان مي شدنددر دسته جات سينه زني شركت مي كردند به عمامه شان گِل مي زدند تا آخر در روضه حاضر بودنددر روضه شركت كردند شانه هايشان تكان مي خورد كسي هست روضه بخواند حاضرين را اطعام كردندروي زمين مي نشستندزيارت جامعه را بيشتر مي خواندندبا آرامش دعاي عهد مي خواندندنمازبه نماز مي ايستاديم قبل از وقت نماز حاضر بودند قلم را زمين مي گذاشتند چه بهتر نماز بخوانيم نماز را نشسته خواندمتا اذان شد برخاستند شما غذايتان را بخوريد من نمازم را مي خوانم تا نماز نمي خواندند افطار نمي كردندبرويد قبله را مشخص كنيد اين مخصوص نماز است چرا ابهّت نماز را حفظ نمي کنيم حتي نوافل را خواندند نماز ايشان عادي خوانده مي شد نماز جماعت امام بسيار ساده بود نمازشان را سريع مي خواندند تمام مستحبات را انجام مي دادند ذکر سجده آخر نماز امامذکر سجده آخر نماز عصرآيا ظهر شده؟ آنچه باعث ارادت من شددايم الوضو بودندانجام مستحبات و ترك مكروهات خود ماه رمضان کاري است مهر نمازشان خاک کربلا بودبياييد اين فرش را جمع کنيدنوافل را ترک نمي کردند نافله ها را ايستاده مي خواندند ما جوانها تاب نافله نداشتيماز ذکر غافل نبودندانتخاب اصلح و مستحبات مي کردندصلوات مي فرستادندحتي يکبار هم نتوانستمخنده بلند نمي کردندتمام دعاهاي مفاتيح را خوانده اندبه زيارت عاشورا مشغول هستندتهجد و شب زنده داري تهجّد در دوران طلبگيحاج آقا روح الله اهل تهجّدند به نماز شب مقيّد بودندآخر شب برمي خاستندنديدم ترک بشودگريه هاي نيمه شب امام هرگز قطع نشدپس از دو ساعت استراحت برخاستند در دل شب ناله مي کردهيچوقت ترک نکردندبا اينکه نمي توانستند بايستنددستهايشان به آسمان بلند بود پس از کمي استراحت برخاستنددر هواپيما نماز شب مي خواندنددر چهره امام آثار اشک ديده مي شد نيمه شب برمي خاستند نماز شب در کودتا به نماز شب ايستادند قدر بدانبي استثناء نماز شب مي خواندندبا اينکه دير مي خوابيدندصداي گريه بلند امام را مي شنيدم حتي يک شب نديدم از سحر خيزي من بوده استخيلي آرام گريه مي کردند جوياي وقت نماز شب شدندكرامات ناگهان ديديم آبي جاري شد من بايد آتش را خاموش کنمآشيخ محمود ناراحت نباشانگشترشان را به من دادند تفأل به قرآن دومين شخصيت عالم مبادا امام را مقايسه کني پدرت به ايران باز مي گرددايشان را مردي بزرگ يافتم اين جريانها واقع خواهد شد الامان يا صاحب الزمان آوردن اين مطلب را مصلحت نمي دانم دوستان ما را گردن مي زنندصلاح تو نيست که بگيرم مسافرتت طولاني مي شود مي بينم بر مي گردد شما در فرودگاه مسئله اي داشتيد؟ رساله نفرستيددستشان را فوراً زير عبا بردند به حرم مشرف نشدندبگوييد عمامه اش را بردارد بمانيد با هم مي رويم شما فعلاً اينجا باشيد مگر حضرت صاحب به من خلاف مي فرمايند؟شايد از طرف امام زمان باشد بگوييد ما حکومت نظامي نداريم بگوييد اين کار انجام مي شود به اين مسافرت نرويدناگهان ارتباط امام قطع شدمي فرماييد تکيف من چيست؟ مثل اينکه کسي مراجعه کرده هواي اين سيّده را داشته باشد معانقه گرمي کردند با هم عکس بگيريمخداوند محافظتشان بکند مطمئن باشيد در اين عمليات پيروز مي شويدان شاءالله صعود خواهي کرد امسال به حج نرويد هرچه سريعتر پيام را به مدينه مخابره کنيدصورتم را به دست امام کشيدم از آن روزي که پيش امام رفتممن قادر نيستماين دستمال را بگيرچشمهاي من بينا شددستي به سرم کشيددر اثر دعاي امام شفا يافتمدعا کردندنگران نباشيد خدا شفا مي دهدقندها را تبرک کردنداز باقي مانده غذا شفا يافتهر شب به تو دعا مي کردمناراحت نباش گويا مي دانستند راضي نيستم تعريف کنيدبا امام روبوسي کردندپيامبر امام را در آغوش گرفتندنمي توانستم عکسي بگيرم با توسل به امام مشکلاتم حل مي شودتأثير دعاي امامان شاءالله خوب مي شويايمان و توكل نيمه شب مناجات شعبانيه مي خواندند در حال قدم زدن ذکر مي گفت انس دايم با مفاتيح الجنان داشتند ما نکرديم ،خدا کرد خداوند با ماست براي انقلاب دعا کنيددر حملات هوايي نگراني نداشتند مثل اينکه غافل از خدا شدم دست خدا حافظ انقلاب استاخلاص و تقويچرا نبايد در نماز او شرکت کنمنامي از من نباشدراضي نبودند رساله رايگان توزيع شودتاريخ اجتهادشان را نمي گفتندهيچ پاسخي ندادندبه هرکس نزديک تر بود کمتر توجه مي کردندمن اينجا هستم داد نزنپول ندارم ،قرضش را بدهدمسجد متروکه اي انتخاب کردندحتي يک عکس ندادندکسي نفهمداگر براي من کردند چيزي ندارم بدهمدر فکر جمع مريد نبودندنفس است که دعوت مي کندحالا بيايم مشرک بشوم؟توسط ديگري پول فرستادتواضعچرا از من تعريف مي کند؟من اين نيستم که مي گوييداز من تعريف نشودبايد اين القاب برداشته شودچون شعر گفته نمي دهمميل ندارم عکس من باشدخيلي تواضع نشان دادندآقا ،سلام!پاسخ سلام همه را مي دادندحتي به بچه ها سلام مي کردنداحساس کردم کسي سلام کردشرمنده مردم هستممرا ببخشيداحساس حقارت مي کنمعذر مي خواهمکاش من رابطه داشتممي ديديم در صف نانوايي ايستاده اندپس از انقلاب همان رفتار قبلي را داشتندمگر من چه کاره ام؟بنده خداشما امر نفرموديدخودشان به مطب دکتر رفتنددايي ات راست مي گويدشما جلوتر از ما از هواپيما بيرون برويدصداقتاين دروغ استمن يک رأي داشتم که انداختمصحبت ايشان يکسان بودحرفت را بزن!عزت نفسهرگز نديدم خواهشي کنندغصّه روزيتان را نخوريدشما به راه خودتان برويداين طور زيارت شايسته نيستمن بر تو منت دارمبردار و برو!نسبت به تحويل وجوهات بي اعتنا بودنداحتياجي نيستنامي از من برده نشودخودتان را از ذلت نجات دهيدرساله هم مثل ساير احتياجات استاخلاق حسنهاينجا نشسته ايم تا سور بدهيد!بيخود چنين خوابي ديده اي!ما را مي خنداندندنظر تربيت داشتندتبسم زيبايي بر لب داشتندگويي با دوستان قديمي شان صحبت مي کنندما انقلاب کرده ايم که فصوص درس بدهيم!مي ترسم دردتان بيايد!اين هم براي ننه ات!در بيماري لبخند مي زدندپرهيز از غيبتبه شرطي که غيبت نشودبا نگاه تندي ما را ساکت مي کردندشديداً جلوگيري مي کردندغيبت امر حرامي استاز کسي حرف نزنيديک غيبت نشنيدمحتي شبهه غيبت نشنيدمکشتي بگيرند غيبت نکننددر بيروني من غيبت نکنيداين غيبت استغيبت نکنيدعدالتهندي يا ايراني چه فرقي مي کند؟مخارج اضافه نمي داداين عبا را عاريه کردمنمي توانم پولي به تو بدهمهمان مقدار هميشگي تشييع کردندمثل همه يک فاتحه مي خواندندفرقي بين اينها نيستدقت کنيد تبعيض نباشداگر به تخلفات برسيدگذشت و اغماضاز آنچه راجع به من است مي گذرماجازه دفاع نمي دادندبرو همين الان نجاتش بدهبگذاريد به کارشان برسندشبها براي شيخ علي دعا مي کنمسراغ آنها را مي گرفتندتعليم و تدريسامام ، علما و روحانيوندر بزرگي او همين بس استعمامه شان را تحت الحنك كردند چرا مواظب زبانمان نيستيم مرحوم شاه آبادي لطيفه اي رباني بود بالاخره آقا را به قم آورديمتا در منزل ،آقاي بروجردي را همراهي مي كردندبا تمامي شاگردان خود در درس آيت اللّه بروجردي شركت مي كردند در گوشه اي از مجلس درس مي نشستند در سر حد كرامت استدو زانو و مؤدب مي نشستند مأموريتهاي مهمي محوّل مي كردندمثل اينكه بهترين عزيزشان را از دست داده اند هر طور بود از بستر بيماري بلند مي شدند از بزرگواري آقاي شاهرودي بگو همان جا بايستيدحتي اگر شما نياييد ،من نماز نمي رومهمجواري شما براي ما مغتنم استاو را از فيضيه بيرون كردند تب مالتي كه داشتند عود كردخيلي با تجليل نام مي برندخلاف شعائر است براي مرحوم كمپاني هم فاتحه اي بخوانيد تنها كسي كه به ديدن آقاي حكيم مي رفت ما آيت اللّه حكيم را از دست داديمدر عرصۀ تدريسشیوه های تدریسبه طلاب مجال بحث مي دادند كاملاً اهل بحث و دقت بود هيچ گاه عصبانيت در تدريس نداشت حرف همه را گوش مي كردند طلبه بايد متكي به خود باشدمسأله شاگرد و استاد مطرح نبود ما با آنها چه فرقي داريمشما تانكها را مي شمردي ؟بعض الافاضل فرمودند گاهي در تدريس مزاح مي كردنداز اين حرفها نزنيد مردم مي خندند بيان امام شيرين بودبا بيان ساده و روان درس مي دادندقدرت تفهيم امام بسيار عالي بود در تکريم بزرگان علم و فقاهت اهتمام داشتنداحترام گذشتگانابتدا نظرات علما را نقل مي کردنددنباله رو مطالب ديگران نبودند در درس،نظرات مختلفي را مطرح مي کردندشاگردان من به من احتياجي ندارنداول ببينيم خودمان چه مي فهميماز مختصات آثار امام موجز نويسي استمرتبه علمی امام با ساير طلبه ها از لحاظ درس فرق مي كردسيدي مؤدب ،نظيف و مرتب بودندهمينكه گوش مي كردند كافي بودسنگينترين درس در زمان آقاي بروجردي فضلا متوجه اشتباه خود مي شدند بازدهي يك درس امام مطابق يك هفته درس ديگران بوداز نظر اسلوب شعري درست نيستيك دوره فقه را ديده بودنديا درس مي خواندند يا درس مي گفتند تنها كسي كه فارسي مي نوشتاز قلم ني استفاده مي كردند قبل از درس ملاقاتها را تعطيل مي كردنديك بار نگفتند مي روم مطالعه مي كنم هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر مي شدند تهيه برنج بيشتر از گندم زحمت دارداينقدر دقت لازم نيستاين آيه خطاب به سرمايه داران استيك روايت ممكن چند روايت باشدبايد به عرف مردم توجه كردتذکرا ت سازنده طلبه ها فكر كنندبايد فهم خود را به كار بيندازيدبايد پايه اعتراض بالا برودخوبي كه داشت ،اشكال كرده بوديد روح طلبه را جذب مي كردنداز اول تا آخر تقريرات مرا مي ديدند اينجا كه مجلس موعظه نيست با لبخند ،سؤال كننده را تشويق مي كردند بيان حالات ائمه در تدريسنظم در تدریس حين حرکت پاسخ مي دادند قبل از همه به درس مي آمدنداگر طلبه اي دير به درس مي آمد آدم يک درس در روز بخواندحتي يک دقيقه هم تاخير نمي کردند با ورود امام ساعتمان را دقيق مي کرديمبه تشکيل کلاس درس،فوق العاده مقيد بودندمرده بازي را دور بيندازيداينجا جاي پيغمبر و علي استدو پله با نشستن شخصيت نمي آوردمواظب باشيد شعله فقاهت فرو ننشينددر سايه فقه مبارزه کنيدخودتان که سواد داريدروزهاي آخر به جاي درس نصيحت مي کردند بفرماييد برويدبا طلبه ها بسيار متواضع بودند دوبار به عيادت من آمدند علاوه بر مراجع به بازديد طلاب هم مي رفتند اينها را بايد رشد داد از طلبه ها امتحان مي گرفتندببين عباي من هم پاره استاز اين ماه به او شهريه بدهيد وجوه شرعيه بايد به طلبه ها داده شودنگوييد شهريه استرفتار با طلاباگر طلبه اي احتياج داشت به من بگوييداگر حاضري جهنم را تحمل کني هديه امام به يکي از طلابايشان خيلي واسطه مي شود امام و مرجعیتاول به درس خود عمل مي کردندتوصيه هاي اخلاقي به طلاببيشتر آيات جهنم را بيان مي کردندبعضي از حال مي رفتند شاگردان منقلب مي شدندبعد از 45 سال هنوز اثر آن هستخدايا مرا در برابر مردم رسوا مکنخداوندا ما را به خودت متوجه کنآدم شدن مراحل ديگري داردتوصیه ها و مواعظ سازنده هنوز باورمان نشده است بهترين موعظه را خدا فرموده تا مي توانيد به ياد خدا باشيد اگر منظورتان ورود من استخيال مي کني اهل احتياط هستيخيلي از دنيا پرستي بد گويي مي کردندانسان با نعمت خدا معصيت او مي کند شما براي خدا بگوييدتفريحات مشروع داشته باشيدعاطفه شما مقدم بر دينتان نباشدکمالات معنوي را در جواني کسب کنيدچه احتياجي به جلسه استفتا دارم من نمي خواهم مرجع شومبه کسي نگوييد به درس من بيايد
نظم نظم درجواني الان چه ساعتي از روز است نمونه كامل يك رفتار جدول شبانه روزياستفاده احسن از اوقات تغييري در برنامه روزانه خود ندادندراه رفتن ايشان با ذكر تنظيم مي شد نظم قدم زدن در نجفساعت قدم زدن دير شد نظم حتي در زندان نماز شبنظم درتشرف به حرم نظم در زيارت يك برنامه مرتب و هميشگي حضور به موقع در درس امام قبل از همه به درس مي آمدندحتي يك دقيقه تأخير نمي كردند عنايت ويژه امام به آيت اللّه خامنه ايساده زيستي اول كسي كه صورت دارايي خود را داد در وجوه شرعي هيچ تصرفي نكردند طلبه ها ندارند تا آخر عمر اجاره نشين بودند به صاحبانشان بر گردانيدبا هزار مكافات راضي شدند مگر منزل صدر اعظم است؟ديوار منزل امام فرو ريخت منزل بي آلايش يك رهبر درسي براي همه طلبه هاي نجفهيچ وقت به هواخوري نرفتندمنزل در قسمتهاي جنوب تهران باشد شيشه نكرده بودند مثل همه مردم زندگي مي كردند اين سجاده را ببر زاهد واقعي آقايان طلبه باشنداين مسجد را بايد احيا كردقناعت و زهد چيزي بر اموال خود نيفزودند نهايت صرفه جويي را داشتندهمه را به ديگران مي دادند بدهيد به كسي كه استفاده كند مايحتاج امام روزانه تهيه مي شد تنها كرايه شما و خودم را مي دهم كمتر استفاده كنبياييد اين شير را درست كنيدبيش از يك مرتبه شستن استحباب ندارد در اين كاغذ كوچك هم مي توانستيد بنويسيد كاغذ پاكت نامه را دور نمي ريختند از تلفنهاي دفتر استفاده شخصي نكنيد چرا چراغ را روشن گذاشتيد اين چه برخوردي است؟دليلي ندارد اسراف شود نبايد اسراف باشد كمال زهد بين طبقه ضعيف استحمام مي كردند اين كار را نمي توانم بكنمعدم تشريفات از تكلفات دوري مي كردندبا دار و دسته راه نمي رفتند شما سؤالي داريد؟ از كوچه ها مي رفتند چهره در هم كشيدند بفرماييد شما نمي گذاريد من زيارت كنم مردم از من محفاظت مي كنند گريز از مسند نشينيتشك را كنار زدندراضي نيستم براي من صلوات بفرستيدلطافت روح هر وقت بلند مي شدند خود را در آينه مي ديدند به مسواك خيلي اهميت مي دهند مبادا استكان كثيف باشد به وضع ظاهري خودشان مي رسيدند رأس ساعت هشت و نيم حمام مي رفتندبهترين عطرها را انتخاب مي كردند ادوكلن مرا بياوربعد از ظهرها به كوه مي رفتند خيلي خوش ذوق هستندعطوفت و مهربانيبه بچّه كاري نداشته باشيد دريافتند علي مريض استبچه هاي مردم را بگيريد ملاطفت امام با فرزند شهيدمي خواهم پيشانيتان را ببوسم دختر خيلي خوب استدرد تو از چيست؟ قم شهر من استمبادا همسايه ها اذيت شونددر پاريس سراغ همسايگان را مي گرفتند هديه امام به دو خانم مسيحي امام نسبت به آنها التماس مي كردند ترحم نسبت به گروگان بيمار در برابر چهره هاي رنجديده نرم بودندآخرين ملاقات با شهيد اشرفي اصفهاني عكس يادگاري بگيريمدرس خواندن براي خدمت به اسلام است الآن بياوريدش داخل تصميم گرفتيم شما را نصيحت كنيم دلم براي رجائي تنگ شده است مي خواستم دستش را ببوسم ناگهان قيافه امام متغير شد اگر كسي بيمار بشودآرامش خاطر يادم ندارم از كسي ترسيده باشم فرزندان مرا كتك بزنند! خوابيدن شما اثري براي من ندارد واللّه من نترسيدميقين كردم مي خواهند مرا بكشندهمه مي گريستند جز امام همه مي ميريم بفرماييد سركارتانآرامش در اوج مصيبتمصطفي اميد آينده اسلام بودبراي مرحوم اصفهاني هم فاتحه بخوانيدموقع پيروزي انقلاب هيجان زده نشدند امام كجاست؟كابينه را تكميل كنيد امام تسلط برخود داشتنددزدي آمده و سنگي انداخته آرامش قلبي امام در جنگ شهرهاطمأنينه امام به همه سرايت مي كرد با آرامش نگاه مي كردند در وجود امام ترس نبودمرگ چيزي نيستآرامش امام در حوادث بزرگشجاعت شديد ترين حمله به آمريكاما هم به كماندوهاي خود دستور مي دهيم فوراً در منزل را باز كنيدچرا وحشيگري مي كنيد؟ حاضر نمي شدند كسي از ايشان محفاظت كندكاري نكن بگويم بيرونت كنند با جيپ رو باز مي آيم ناراحت نباشيد من با شما هستم دولت ايران غلط كرد شما هم غلط كرديد در نوفل لوشاتو تنها قدم مي زدندآمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند ناو آمريكا را هدف قرار مي دادم نمي توان به آن دولت گفت كي تفاهم كرده؟صلابت و وقار نشاط در كودكياين آقا پدر من استسنگين و با طمأنينه راه مي رفتند اگر كسي مي پرسيد جواب مي دادند آنجا آنطوري است ! كم حرف بودندبيشتر اوقات ساكت بودندمتانت ايشان زبانزد بود به علامت محبت تبسم مي كردند كمال جذبه هاي انساني جذابيت سيماي نوراني امامعلاقه مندي دانشجويان فرانسوي به امام هنوز ترجمه تمام نشده بود كه از جا برخاستندمطالعه و پركاري نظم مطالعاتي امام تغيير ناپذير بودروزنامه چه شد؟يا در حال عبادت بودند يا مطالعه يكسره مشغول مطالعه بودندسفارش به مطالعه پرتوي از قرآن يك بارهم امام را بيكار نديدم اگر همه عالم را بگرديداغتنام فرصت نبايد وي را تنها گذاشت اغتنام فرصتها فرصت شناسي در اوج بيماريهوش و دقت با ذكاوت تر از امام نديده ام از همه بهتر درس را مي دانستندمي فهمم چي مي خواهي بگويي آمده بود ما را با هم تطبيق كندحرفهاي مرا كم و زياد مي كنندما جاي خلوتي نداريم سماوري را كنار خود قرار دادندمي خواستيد نشان بدهيد چنين جايي هستنمي خواستيد بين جمعيت باشم آمدن من عين مصلحت است ما بيش از اين تفنگ داريم گمشده من كجاست؟ ذهن جوان 22 ساله داشتند آيا شما را مي گذارند چيزي كه ايشان مي پوشد چيه؟ نامه را برگردانتقيد به آداب شرع اگر شبهه داشتند مسافرت مي كردندپول موقوفه را از شهرداري بگيريد نمي توانم پولي به تو بدهم اين جدا ،آن هم جدا اگر نامحرم باشند نمي توانند با هم صحبت كنند پا روي كفشهاي مردم نمي گذاشتند نهايت دقت را مي كردند كفشها را از سر راه جمع كنيد من خاطرم جمع نيست از سهم امام استفاده نكردندنبايد از اين چيزها بترسند غلط كرده است منزل من جاي گوشه و كنايه نيست پدر دختر راضي است؟ نبايد بي احترامي شود تنها مفسدين را اعدام كنيد نبايد آلبومش را ببينيد دستهاي اينها را باز كنيد شكنجه گر بايد قصاص شودنكند به اينها ظلم شود احتمال ضرر مي دهي؟ به شرط عدم تأييد غير مسلمين اشكالي ندارداگر تمام مردم هم مخالفت كردند قانون حذف بهره را تصويب كنيدامام در خانهاحترام برادر بزرگتر در حد يک استادپيامبر گونه رفتار مي کردندتنها محدوديت ،رعايت مسائل ديني بودبراي شما دعا مي کنم روي برادران ،روانداز انداختنداين انگشتري را براي او نگه دارعطري هم به داماد دادنداين ميز را بخور! لذت عبادت در جواني استبيا اينها را ضبط کنعشق به مردمبه خود کشاورزان منتقل شوداگر خدا اجازه شفاعت بدهد نوبت مردم را رعايت مي کردندديگر جشن نگرفتندچطور به کوفه بروم؟تنها دو مرتبه به کوفه رفتند اجازه نمي دادند قبول نمي کردند مگر مي خواهند کورش را وارد ايران کنند ملت را با خود داشته باشيددر اين مردم نمي شود کودتا کرددشمنان دو چيز را شناخته اندمردم را در جريان بگذاريدبگو ديگر نياورد از ملت ايران خجالت مي کشم20دقيقه اشک مي ريختندحق نداريد جلو مردم را بگيريدشما روح من هستيد اهل کجا هستي؟ مردم نقل مي پاشيدندمثل تسبيح خودم باشدپيرمرد را از زمين بلند کردندامام و رزمندگانصورت ما را مي بوسيدندرزمندگان فرزندان من هستندشما قلب پاکي داريد با شنيدن خبر اخلاص رزمندگان گريه مي کردند ترک نماز اول وقت انگار به حجله عروسي مي روند اشکشان سرازير شدشهدا و خانواده هایشان دستور دادند حقوقي معين شود انگيزه تاسيس بنياد 15خرداد شب به منازل شهدا مي رفتندغالبا از خانواده شهدا بودندسلام مرا به خانواده هاي شهدا برسانيدبه خودش بخشيدم بالاتر از مکه رفته استقيافه ايشان متغير شد با گريه گفتند بس استامام و محرومین در زندان هم به فکر محرومين بودندبراي پا برهنه ها خانه بسازيداولين تذکر، رسيدگي به فقرا بود از کار ما راضي بودنددو سوم را در محل صرف کنيد اگر نمي تواند پرداخت کنداز قشر محروم باشندبه افراد نيازمند بدهيد شرمنده مردم مستضعف هستمامام و آشنایان و دوستانشبهاي پنج شنبه جمع مي شدنداو را ديگر چرا؟نماز جماعتشان را تعطيل کردند هر شب در حرم به ياد شما بودم حفاظت از خودتان واجب است نذر کرده بودند از طلاب مريض عيادت مي کردند فرزندشان را به عيادت من فرستادند براي او طلب رحمت ميکنم ديگر بالاي درخت نرومن و برادرم را به گردش مي بردندقرض فلاني ادا شد چرا با ما قهر کرده اند ؟ روزي دو عدد نان مي فرستادند بگذاريد من تنها شهيد شوم من عادت ندارمايشان رفيق خاص من است انسان به ياد خدا مي افتدزياد گريه کردندمسائل و حقوق زنان وظيفه زنها هم دخالت در سياست استحضور خانمها در مجلس لازم است حجاب شما اسلامي استيکي زياد و نصف او کم استاز آن حرف عصباني شدندتوصیه هاچرا جلوي پدرت راه رفتيسعي کن پهلوان باشيکار هاي بد را ترک کنيدبا هم بسازيدسپاه دخالت نکندهدف شرط استآخرین روزها براي هميشه از پيشتان ميروم آرامش در کمال درداز مردم بخواه دعا کنندعلي اينجا نيايدلحظه آخر عمر من استذکر خدا و ياد مولا علي (ع) آخرين مناجات امامصورتشان پر از اشک بود وقت نماز شب را مي پرسيدند پس از عمل زير لب ذکر مي گفتتددائم تسبيحات اربعه مي گفتندوقتي از دنيا رفتند ناگهان چشم خود را باز کردندهر روز دعاي عهد را مي خواندند
نظم درجواني الان چه ساعتي از روز است نمونه كامل يك رفتار جدول شبانه روزياستفاده احسن از اوقات تغييري در برنامه روزانه خود ندادندراه رفتن ايشان با ذكر تنظيم مي شد نظم قدم زدن در نجفساعت قدم زدن دير شد نظم حتي در زندان نماز شبنظم درتشرف به حرم نظم در زيارت يك برنامه مرتب و هميشگي حضور به موقع در درس امام قبل از همه به درس مي آمدندحتي يك دقيقه تأخير نمي كردند عنايت ويژه امام به آيت اللّه خامنه اي
اول كسي كه صورت دارايي خود را داد در وجوه شرعي هيچ تصرفي نكردند طلبه ها ندارند تا آخر عمر اجاره نشين بودند به صاحبانشان بر گردانيدبا هزار مكافات راضي شدند مگر منزل صدر اعظم است؟ديوار منزل امام فرو ريخت منزل بي آلايش يك رهبر درسي براي همه طلبه هاي نجفهيچ وقت به هواخوري نرفتندمنزل در قسمتهاي جنوب تهران باشد شيشه نكرده بودند مثل همه مردم زندگي مي كردند اين سجاده را ببر زاهد واقعي آقايان طلبه باشنداين مسجد را بايد احيا كرد
چيزي بر اموال خود نيفزودند نهايت صرفه جويي را داشتندهمه را به ديگران مي دادند بدهيد به كسي كه استفاده كند مايحتاج امام روزانه تهيه مي شد تنها كرايه شما و خودم را مي دهم كمتر استفاده كنبياييد اين شير را درست كنيدبيش از يك مرتبه شستن استحباب ندارد در اين كاغذ كوچك هم مي توانستيد بنويسيد كاغذ پاكت نامه را دور نمي ريختند از تلفنهاي دفتر استفاده شخصي نكنيد چرا چراغ را روشن گذاشتيد اين چه برخوردي است؟دليلي ندارد اسراف شود نبايد اسراف باشد كمال زهد بين طبقه ضعيف استحمام مي كردند اين كار را نمي توانم بكنم
از تكلفات دوري مي كردندبا دار و دسته راه نمي رفتند شما سؤالي داريد؟ از كوچه ها مي رفتند چهره در هم كشيدند بفرماييد شما نمي گذاريد من زيارت كنم مردم از من محفاظت مي كنند گريز از مسند نشينيتشك را كنار زدندراضي نيستم براي من صلوات بفرستيد
هر وقت بلند مي شدند خود را در آينه مي ديدند به مسواك خيلي اهميت مي دهند مبادا استكان كثيف باشد به وضع ظاهري خودشان مي رسيدند رأس ساعت هشت و نيم حمام مي رفتندبهترين عطرها را انتخاب مي كردند ادوكلن مرا بياوربعد از ظهرها به كوه مي رفتند خيلي خوش ذوق هستند
به بچّه كاري نداشته باشيد دريافتند علي مريض استبچه هاي مردم را بگيريد ملاطفت امام با فرزند شهيدمي خواهم پيشانيتان را ببوسم دختر خيلي خوب استدرد تو از چيست؟ قم شهر من استمبادا همسايه ها اذيت شونددر پاريس سراغ همسايگان را مي گرفتند هديه امام به دو خانم مسيحي امام نسبت به آنها التماس مي كردند ترحم نسبت به گروگان بيمار در برابر چهره هاي رنجديده نرم بودندآخرين ملاقات با شهيد اشرفي اصفهاني عكس يادگاري بگيريمدرس خواندن براي خدمت به اسلام است الآن بياوريدش داخل تصميم گرفتيم شما را نصيحت كنيم دلم براي رجائي تنگ شده است مي خواستم دستش را ببوسم ناگهان قيافه امام متغير شد اگر كسي بيمار بشود
يادم ندارم از كسي ترسيده باشم فرزندان مرا كتك بزنند! خوابيدن شما اثري براي من ندارد واللّه من نترسيدميقين كردم مي خواهند مرا بكشندهمه مي گريستند جز امام همه مي ميريم بفرماييد سركارتانآرامش در اوج مصيبتمصطفي اميد آينده اسلام بودبراي مرحوم اصفهاني هم فاتحه بخوانيدموقع پيروزي انقلاب هيجان زده نشدند امام كجاست؟كابينه را تكميل كنيد امام تسلط برخود داشتنددزدي آمده و سنگي انداخته آرامش قلبي امام در جنگ شهرهاطمأنينه امام به همه سرايت مي كرد با آرامش نگاه مي كردند در وجود امام ترس نبودمرگ چيزي نيستآرامش امام در حوادث بزرگ
شديد ترين حمله به آمريكاما هم به كماندوهاي خود دستور مي دهيم فوراً در منزل را باز كنيدچرا وحشيگري مي كنيد؟ حاضر نمي شدند كسي از ايشان محفاظت كندكاري نكن بگويم بيرونت كنند با جيپ رو باز مي آيم ناراحت نباشيد من با شما هستم دولت ايران غلط كرد شما هم غلط كرديد در نوفل لوشاتو تنها قدم مي زدندآمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند ناو آمريكا را هدف قرار مي دادم نمي توان به آن دولت گفت كي تفاهم كرده؟
نشاط در كودكياين آقا پدر من استسنگين و با طمأنينه راه مي رفتند اگر كسي مي پرسيد جواب مي دادند آنجا آنطوري است ! كم حرف بودندبيشتر اوقات ساكت بودندمتانت ايشان زبانزد بود به علامت محبت تبسم مي كردند كمال جذبه هاي انساني جذابيت سيماي نوراني امامعلاقه مندي دانشجويان فرانسوي به امام هنوز ترجمه تمام نشده بود كه از جا برخاستند
نظم مطالعاتي امام تغيير ناپذير بودروزنامه چه شد؟يا در حال عبادت بودند يا مطالعه يكسره مشغول مطالعه بودندسفارش به مطالعه پرتوي از قرآن يك بارهم امام را بيكار نديدم اگر همه عالم را بگرديد
نبايد وي را تنها گذاشت اغتنام فرصتها فرصت شناسي در اوج بيماري
با ذكاوت تر از امام نديده ام از همه بهتر درس را مي دانستندمي فهمم چي مي خواهي بگويي آمده بود ما را با هم تطبيق كندحرفهاي مرا كم و زياد مي كنندما جاي خلوتي نداريم سماوري را كنار خود قرار دادندمي خواستيد نشان بدهيد چنين جايي هستنمي خواستيد بين جمعيت باشم آمدن من عين مصلحت است ما بيش از اين تفنگ داريم گمشده من كجاست؟ ذهن جوان 22 ساله داشتند آيا شما را مي گذارند چيزي كه ايشان مي پوشد چيه؟ نامه را برگردان
اگر شبهه داشتند مسافرت مي كردندپول موقوفه را از شهرداري بگيريد نمي توانم پولي به تو بدهم اين جدا ،آن هم جدا اگر نامحرم باشند نمي توانند با هم صحبت كنند پا روي كفشهاي مردم نمي گذاشتند نهايت دقت را مي كردند كفشها را از سر راه جمع كنيد من خاطرم جمع نيست از سهم امام استفاده نكردندنبايد از اين چيزها بترسند غلط كرده است منزل من جاي گوشه و كنايه نيست پدر دختر راضي است؟ نبايد بي احترامي شود تنها مفسدين را اعدام كنيد نبايد آلبومش را ببينيد دستهاي اينها را باز كنيد شكنجه گر بايد قصاص شودنكند به اينها ظلم شود احتمال ضرر مي دهي؟ به شرط عدم تأييد غير مسلمين اشكالي ندارداگر تمام مردم هم مخالفت كردند قانون حذف بهره را تصويب كنيد
احترام برادر بزرگتر در حد يک استادپيامبر گونه رفتار مي کردندتنها محدوديت ،رعايت مسائل ديني بودبراي شما دعا مي کنم روي برادران ،روانداز انداختنداين انگشتري را براي او نگه دارعطري هم به داماد دادنداين ميز را بخور! لذت عبادت در جواني استبيا اينها را ضبط کن
به خود کشاورزان منتقل شوداگر خدا اجازه شفاعت بدهد نوبت مردم را رعايت مي کردندديگر جشن نگرفتندچطور به کوفه بروم؟تنها دو مرتبه به کوفه رفتند اجازه نمي دادند قبول نمي کردند مگر مي خواهند کورش را وارد ايران کنند ملت را با خود داشته باشيددر اين مردم نمي شود کودتا کرددشمنان دو چيز را شناخته اندمردم را در جريان بگذاريدبگو ديگر نياورد از ملت ايران خجالت مي کشم20دقيقه اشک مي ريختندحق نداريد جلو مردم را بگيريدشما روح من هستيد اهل کجا هستي؟ مردم نقل مي پاشيدندمثل تسبيح خودم باشدپيرمرد را از زمين بلند کردند
صورت ما را مي بوسيدندرزمندگان فرزندان من هستندشما قلب پاکي داريد با شنيدن خبر اخلاص رزمندگان گريه مي کردند ترک نماز اول وقت انگار به حجله عروسي مي روند اشکشان سرازير شد
دستور دادند حقوقي معين شود انگيزه تاسيس بنياد 15خرداد شب به منازل شهدا مي رفتندغالبا از خانواده شهدا بودندسلام مرا به خانواده هاي شهدا برسانيدبه خودش بخشيدم بالاتر از مکه رفته استقيافه ايشان متغير شد با گريه گفتند بس است
در زندان هم به فکر محرومين بودندبراي پا برهنه ها خانه بسازيداولين تذکر، رسيدگي به فقرا بود از کار ما راضي بودنددو سوم را در محل صرف کنيد اگر نمي تواند پرداخت کنداز قشر محروم باشندبه افراد نيازمند بدهيد شرمنده مردم مستضعف هستم
شبهاي پنج شنبه جمع مي شدنداو را ديگر چرا؟نماز جماعتشان را تعطيل کردند هر شب در حرم به ياد شما بودم حفاظت از خودتان واجب است نذر کرده بودند از طلاب مريض عيادت مي کردند فرزندشان را به عيادت من فرستادند براي او طلب رحمت ميکنم ديگر بالاي درخت نرومن و برادرم را به گردش مي بردندقرض فلاني ادا شد چرا با ما قهر کرده اند ؟ روزي دو عدد نان مي فرستادند بگذاريد من تنها شهيد شوم من عادت ندارمايشان رفيق خاص من است انسان به ياد خدا مي افتدزياد گريه کردند
وظيفه زنها هم دخالت در سياست استحضور خانمها در مجلس لازم است حجاب شما اسلامي استيکي زياد و نصف او کم استاز آن حرف عصباني شدند
چرا جلوي پدرت راه رفتيسعي کن پهلوان باشيکار هاي بد را ترک کنيدبا هم بسازيدسپاه دخالت نکندهدف شرط است
براي هميشه از پيشتان ميروم آرامش در کمال درداز مردم بخواه دعا کنندعلي اينجا نيايدلحظه آخر عمر من استذکر خدا و ياد مولا علي (ع) آخرين مناجات امامصورتشان پر از اشک بود وقت نماز شب را مي پرسيدند پس از عمل زير لب ذکر مي گفتتددائم تسبيحات اربعه مي گفتندوقتي از دنيا رفتند ناگهان چشم خود را باز کردندهر روز دعاي عهد را مي خواندند
انس با قرآن هر سه روز يك ختم قرآنروزي هفت بار قرآن مي خواندند چند ختم قرآن بخوانيد قرآن را روي زمين نگذاريداين چه كاري است كه مي كنيد؟ آمدند روي زمين نشستندعشق به ولايت كتابهاي خود را فروختند اول به حرم حضرت امير رفتند هر چه هست از اهل بيت است بلافاصله به حرم مشرف مي شدندیک برنامه همیشگی زيارتشان ترك نمي شد هر چه هست از اين شلوغيهاست ظلم است تشنه بخوابد صبح و شب حرم مي رفتند هفت زيارت را مقيد بودند متأثرم چرا حرم نرفته ام زيارت رجبيه را بخوانيد سراغ ندارم مراجع ديگر هر روز حرم بروند دستمالشان را در آوردند رنگ صورت امام تغيير پيدا كرد در مجالس روضه قم شركت مي كردند در روضه ها مرتب اشك مي ريختند سالي پنج روز روضه داشتندبيش از همه گريان مي شدنددر دسته جات سينه زني شركت مي كردند به عمامه شان گِل مي زدند تا آخر در روضه حاضر بودنددر روضه شركت كردند شانه هايشان تكان مي خورد كسي هست روضه بخواند حاضرين را اطعام كردندروي زمين مي نشستندزيارت جامعه را بيشتر مي خواندندبا آرامش دعاي عهد مي خواندندنمازبه نماز مي ايستاديم قبل از وقت نماز حاضر بودند قلم را زمين مي گذاشتند چه بهتر نماز بخوانيم نماز را نشسته خواندمتا اذان شد برخاستند شما غذايتان را بخوريد من نمازم را مي خوانم تا نماز نمي خواندند افطار نمي كردندبرويد قبله را مشخص كنيد اين مخصوص نماز است چرا ابهّت نماز را حفظ نمي کنيم حتي نوافل را خواندند نماز ايشان عادي خوانده مي شد نماز جماعت امام بسيار ساده بود نمازشان را سريع مي خواندند تمام مستحبات را انجام مي دادند ذکر سجده آخر نماز امامذکر سجده آخر نماز عصرآيا ظهر شده؟ آنچه باعث ارادت من شددايم الوضو بودندانجام مستحبات و ترك مكروهات خود ماه رمضان کاري است مهر نمازشان خاک کربلا بودبياييد اين فرش را جمع کنيدنوافل را ترک نمي کردند نافله ها را ايستاده مي خواندند ما جوانها تاب نافله نداشتيماز ذکر غافل نبودندانتخاب اصلح و مستحبات مي کردندصلوات مي فرستادندحتي يکبار هم نتوانستمخنده بلند نمي کردندتمام دعاهاي مفاتيح را خوانده اندبه زيارت عاشورا مشغول هستندتهجد و شب زنده داري تهجّد در دوران طلبگيحاج آقا روح الله اهل تهجّدند به نماز شب مقيّد بودندآخر شب برمي خاستندنديدم ترک بشودگريه هاي نيمه شب امام هرگز قطع نشدپس از دو ساعت استراحت برخاستند در دل شب ناله مي کردهيچوقت ترک نکردندبا اينکه نمي توانستند بايستنددستهايشان به آسمان بلند بود پس از کمي استراحت برخاستنددر هواپيما نماز شب مي خواندنددر چهره امام آثار اشک ديده مي شد نيمه شب برمي خاستند نماز شب در کودتا به نماز شب ايستادند قدر بدانبي استثناء نماز شب مي خواندندبا اينکه دير مي خوابيدندصداي گريه بلند امام را مي شنيدم حتي يک شب نديدم از سحر خيزي من بوده استخيلي آرام گريه مي کردند جوياي وقت نماز شب شدندكرامات ناگهان ديديم آبي جاري شد من بايد آتش را خاموش کنمآشيخ محمود ناراحت نباشانگشترشان را به من دادند تفأل به قرآن دومين شخصيت عالم مبادا امام را مقايسه کني پدرت به ايران باز مي گرددايشان را مردي بزرگ يافتم اين جريانها واقع خواهد شد الامان يا صاحب الزمان آوردن اين مطلب را مصلحت نمي دانم دوستان ما را گردن مي زنندصلاح تو نيست که بگيرم مسافرتت طولاني مي شود مي بينم بر مي گردد شما در فرودگاه مسئله اي داشتيد؟ رساله نفرستيددستشان را فوراً زير عبا بردند به حرم مشرف نشدندبگوييد عمامه اش را بردارد بمانيد با هم مي رويم شما فعلاً اينجا باشيد مگر حضرت صاحب به من خلاف مي فرمايند؟شايد از طرف امام زمان باشد بگوييد ما حکومت نظامي نداريم بگوييد اين کار انجام مي شود به اين مسافرت نرويدناگهان ارتباط امام قطع شدمي فرماييد تکيف من چيست؟ مثل اينکه کسي مراجعه کرده هواي اين سيّده را داشته باشد معانقه گرمي کردند با هم عکس بگيريمخداوند محافظتشان بکند مطمئن باشيد در اين عمليات پيروز مي شويدان شاءالله صعود خواهي کرد امسال به حج نرويد هرچه سريعتر پيام را به مدينه مخابره کنيدصورتم را به دست امام کشيدم از آن روزي که پيش امام رفتممن قادر نيستماين دستمال را بگيرچشمهاي من بينا شددستي به سرم کشيددر اثر دعاي امام شفا يافتمدعا کردندنگران نباشيد خدا شفا مي دهدقندها را تبرک کردنداز باقي مانده غذا شفا يافتهر شب به تو دعا مي کردمناراحت نباش گويا مي دانستند راضي نيستم تعريف کنيدبا امام روبوسي کردندپيامبر امام را در آغوش گرفتندنمي توانستم عکسي بگيرم با توسل به امام مشکلاتم حل مي شودتأثير دعاي امامان شاءالله خوب مي شويايمان و توكل نيمه شب مناجات شعبانيه مي خواندند در حال قدم زدن ذکر مي گفت انس دايم با مفاتيح الجنان داشتند ما نکرديم ،خدا کرد خداوند با ماست براي انقلاب دعا کنيددر حملات هوايي نگراني نداشتند مثل اينکه غافل از خدا شدم دست خدا حافظ انقلاب استاخلاص و تقويچرا نبايد در نماز او شرکت کنمنامي از من نباشدراضي نبودند رساله رايگان توزيع شودتاريخ اجتهادشان را نمي گفتندهيچ پاسخي ندادندبه هرکس نزديک تر بود کمتر توجه مي کردندمن اينجا هستم داد نزنپول ندارم ،قرضش را بدهدمسجد متروکه اي انتخاب کردندحتي يک عکس ندادندکسي نفهمداگر براي من کردند چيزي ندارم بدهمدر فکر جمع مريد نبودندنفس است که دعوت مي کندحالا بيايم مشرک بشوم؟توسط ديگري پول فرستادتواضعچرا از من تعريف مي کند؟من اين نيستم که مي گوييداز من تعريف نشودبايد اين القاب برداشته شودچون شعر گفته نمي دهمميل ندارم عکس من باشدخيلي تواضع نشان دادندآقا ،سلام!پاسخ سلام همه را مي دادندحتي به بچه ها سلام مي کردنداحساس کردم کسي سلام کردشرمنده مردم هستممرا ببخشيداحساس حقارت مي کنمعذر مي خواهمکاش من رابطه داشتممي ديديم در صف نانوايي ايستاده اندپس از انقلاب همان رفتار قبلي را داشتندمگر من چه کاره ام؟بنده خداشما امر نفرموديدخودشان به مطب دکتر رفتنددايي ات راست مي گويدشما جلوتر از ما از هواپيما بيرون برويدصداقتاين دروغ استمن يک رأي داشتم که انداختمصحبت ايشان يکسان بودحرفت را بزن!عزت نفسهرگز نديدم خواهشي کنندغصّه روزيتان را نخوريدشما به راه خودتان برويداين طور زيارت شايسته نيستمن بر تو منت دارمبردار و برو!نسبت به تحويل وجوهات بي اعتنا بودنداحتياجي نيستنامي از من برده نشودخودتان را از ذلت نجات دهيدرساله هم مثل ساير احتياجات استاخلاق حسنهاينجا نشسته ايم تا سور بدهيد!بيخود چنين خوابي ديده اي!ما را مي خنداندندنظر تربيت داشتندتبسم زيبايي بر لب داشتندگويي با دوستان قديمي شان صحبت مي کنندما انقلاب کرده ايم که فصوص درس بدهيم!مي ترسم دردتان بيايد!اين هم براي ننه ات!در بيماري لبخند مي زدندپرهيز از غيبتبه شرطي که غيبت نشودبا نگاه تندي ما را ساکت مي کردندشديداً جلوگيري مي کردندغيبت امر حرامي استاز کسي حرف نزنيديک غيبت نشنيدمحتي شبهه غيبت نشنيدمکشتي بگيرند غيبت نکننددر بيروني من غيبت نکنيداين غيبت استغيبت نکنيدعدالتهندي يا ايراني چه فرقي مي کند؟مخارج اضافه نمي داداين عبا را عاريه کردمنمي توانم پولي به تو بدهمهمان مقدار هميشگي تشييع کردندمثل همه يک فاتحه مي خواندندفرقي بين اينها نيستدقت کنيد تبعيض نباشداگر به تخلفات برسيدگذشت و اغماضاز آنچه راجع به من است مي گذرماجازه دفاع نمي دادندبرو همين الان نجاتش بدهبگذاريد به کارشان برسندشبها براي شيخ علي دعا مي کنمسراغ آنها را مي گرفتند
هر سه روز يك ختم قرآنروزي هفت بار قرآن مي خواندند چند ختم قرآن بخوانيد قرآن را روي زمين نگذاريداين چه كاري است كه مي كنيد؟ آمدند روي زمين نشستند
كتابهاي خود را فروختند اول به حرم حضرت امير رفتند هر چه هست از اهل بيت است بلافاصله به حرم مشرف مي شدندیک برنامه همیشگی زيارتشان ترك نمي شد هر چه هست از اين شلوغيهاست ظلم است تشنه بخوابد صبح و شب حرم مي رفتند هفت زيارت را مقيد بودند متأثرم چرا حرم نرفته ام زيارت رجبيه را بخوانيد سراغ ندارم مراجع ديگر هر روز حرم بروند دستمالشان را در آوردند رنگ صورت امام تغيير پيدا كرد در مجالس روضه قم شركت مي كردند در روضه ها مرتب اشك مي ريختند سالي پنج روز روضه داشتندبيش از همه گريان مي شدنددر دسته جات سينه زني شركت مي كردند به عمامه شان گِل مي زدند تا آخر در روضه حاضر بودنددر روضه شركت كردند شانه هايشان تكان مي خورد كسي هست روضه بخواند حاضرين را اطعام كردندروي زمين مي نشستندزيارت جامعه را بيشتر مي خواندندبا آرامش دعاي عهد مي خواندند
به نماز مي ايستاديم قبل از وقت نماز حاضر بودند قلم را زمين مي گذاشتند چه بهتر نماز بخوانيم نماز را نشسته خواندمتا اذان شد برخاستند شما غذايتان را بخوريد من نمازم را مي خوانم تا نماز نمي خواندند افطار نمي كردندبرويد قبله را مشخص كنيد اين مخصوص نماز است چرا ابهّت نماز را حفظ نمي کنيم حتي نوافل را خواندند نماز ايشان عادي خوانده مي شد نماز جماعت امام بسيار ساده بود نمازشان را سريع مي خواندند تمام مستحبات را انجام مي دادند ذکر سجده آخر نماز امامذکر سجده آخر نماز عصرآيا ظهر شده؟ آنچه باعث ارادت من شددايم الوضو بودند
خود ماه رمضان کاري است مهر نمازشان خاک کربلا بودبياييد اين فرش را جمع کنيدنوافل را ترک نمي کردند نافله ها را ايستاده مي خواندند ما جوانها تاب نافله نداشتيماز ذکر غافل نبودندانتخاب اصلح و مستحبات مي کردندصلوات مي فرستادندحتي يکبار هم نتوانستمخنده بلند نمي کردندتمام دعاهاي مفاتيح را خوانده اندبه زيارت عاشورا مشغول هستند
تهجّد در دوران طلبگيحاج آقا روح الله اهل تهجّدند به نماز شب مقيّد بودندآخر شب برمي خاستندنديدم ترک بشودگريه هاي نيمه شب امام هرگز قطع نشدپس از دو ساعت استراحت برخاستند در دل شب ناله مي کردهيچوقت ترک نکردندبا اينکه نمي توانستند بايستنددستهايشان به آسمان بلند بود پس از کمي استراحت برخاستنددر هواپيما نماز شب مي خواندنددر چهره امام آثار اشک ديده مي شد نيمه شب برمي خاستند نماز شب در کودتا به نماز شب ايستادند قدر بدانبي استثناء نماز شب مي خواندندبا اينکه دير مي خوابيدندصداي گريه بلند امام را مي شنيدم حتي يک شب نديدم از سحر خيزي من بوده استخيلي آرام گريه مي کردند جوياي وقت نماز شب شدند
ناگهان ديديم آبي جاري شد من بايد آتش را خاموش کنمآشيخ محمود ناراحت نباشانگشترشان را به من دادند تفأل به قرآن دومين شخصيت عالم مبادا امام را مقايسه کني پدرت به ايران باز مي گرددايشان را مردي بزرگ يافتم اين جريانها واقع خواهد شد الامان يا صاحب الزمان آوردن اين مطلب را مصلحت نمي دانم دوستان ما را گردن مي زنندصلاح تو نيست که بگيرم مسافرتت طولاني مي شود مي بينم بر مي گردد شما در فرودگاه مسئله اي داشتيد؟ رساله نفرستيددستشان را فوراً زير عبا بردند به حرم مشرف نشدندبگوييد عمامه اش را بردارد بمانيد با هم مي رويم شما فعلاً اينجا باشيد مگر حضرت صاحب به من خلاف مي فرمايند؟شايد از طرف امام زمان باشد بگوييد ما حکومت نظامي نداريم بگوييد اين کار انجام مي شود به اين مسافرت نرويدناگهان ارتباط امام قطع شدمي فرماييد تکيف من چيست؟ مثل اينکه کسي مراجعه کرده هواي اين سيّده را داشته باشد معانقه گرمي کردند با هم عکس بگيريمخداوند محافظتشان بکند مطمئن باشيد در اين عمليات پيروز مي شويدان شاءالله صعود خواهي کرد امسال به حج نرويد هرچه سريعتر پيام را به مدينه مخابره کنيدصورتم را به دست امام کشيدم از آن روزي که پيش امام رفتممن قادر نيستماين دستمال را بگيرچشمهاي من بينا شددستي به سرم کشيددر اثر دعاي امام شفا يافتمدعا کردندنگران نباشيد خدا شفا مي دهدقندها را تبرک کردنداز باقي مانده غذا شفا يافتهر شب به تو دعا مي کردمناراحت نباش گويا مي دانستند راضي نيستم تعريف کنيدبا امام روبوسي کردندپيامبر امام را در آغوش گرفتندنمي توانستم عکسي بگيرم با توسل به امام مشکلاتم حل مي شودتأثير دعاي امامان شاءالله خوب مي شوي
نيمه شب مناجات شعبانيه مي خواندند در حال قدم زدن ذکر مي گفت انس دايم با مفاتيح الجنان داشتند ما نکرديم ،خدا کرد خداوند با ماست براي انقلاب دعا کنيددر حملات هوايي نگراني نداشتند مثل اينکه غافل از خدا شدم دست خدا حافظ انقلاب است
چرا نبايد در نماز او شرکت کنمنامي از من نباشدراضي نبودند رساله رايگان توزيع شودتاريخ اجتهادشان را نمي گفتندهيچ پاسخي ندادندبه هرکس نزديک تر بود کمتر توجه مي کردندمن اينجا هستم داد نزنپول ندارم ،قرضش را بدهدمسجد متروکه اي انتخاب کردندحتي يک عکس ندادندکسي نفهمداگر براي من کردند چيزي ندارم بدهمدر فکر جمع مريد نبودندنفس است که دعوت مي کندحالا بيايم مشرک بشوم؟توسط ديگري پول فرستاد
چرا از من تعريف مي کند؟من اين نيستم که مي گوييداز من تعريف نشودبايد اين القاب برداشته شودچون شعر گفته نمي دهمميل ندارم عکس من باشدخيلي تواضع نشان دادندآقا ،سلام!پاسخ سلام همه را مي دادندحتي به بچه ها سلام مي کردنداحساس کردم کسي سلام کردشرمنده مردم هستممرا ببخشيداحساس حقارت مي کنمعذر مي خواهمکاش من رابطه داشتممي ديديم در صف نانوايي ايستاده اندپس از انقلاب همان رفتار قبلي را داشتندمگر من چه کاره ام؟بنده خداشما امر نفرموديدخودشان به مطب دکتر رفتنددايي ات راست مي گويدشما جلوتر از ما از هواپيما بيرون برويد
اين دروغ استمن يک رأي داشتم که انداختمصحبت ايشان يکسان بودحرفت را بزن!
هرگز نديدم خواهشي کنندغصّه روزيتان را نخوريدشما به راه خودتان برويداين طور زيارت شايسته نيستمن بر تو منت دارمبردار و برو!نسبت به تحويل وجوهات بي اعتنا بودنداحتياجي نيستنامي از من برده نشودخودتان را از ذلت نجات دهيدرساله هم مثل ساير احتياجات است
اينجا نشسته ايم تا سور بدهيد!بيخود چنين خوابي ديده اي!ما را مي خنداندندنظر تربيت داشتندتبسم زيبايي بر لب داشتندگويي با دوستان قديمي شان صحبت مي کنندما انقلاب کرده ايم که فصوص درس بدهيم!مي ترسم دردتان بيايد!اين هم براي ننه ات!در بيماري لبخند مي زدند
به شرطي که غيبت نشودبا نگاه تندي ما را ساکت مي کردندشديداً جلوگيري مي کردندغيبت امر حرامي استاز کسي حرف نزنيديک غيبت نشنيدمحتي شبهه غيبت نشنيدمکشتي بگيرند غيبت نکننددر بيروني من غيبت نکنيداين غيبت استغيبت نکنيد
هندي يا ايراني چه فرقي مي کند؟مخارج اضافه نمي داداين عبا را عاريه کردمنمي توانم پولي به تو بدهمهمان مقدار هميشگي تشييع کردندمثل همه يک فاتحه مي خواندندفرقي بين اينها نيستدقت کنيد تبعيض نباشداگر به تخلفات برسيد
از آنچه راجع به من است مي گذرماجازه دفاع نمي دادندبرو همين الان نجاتش بدهبگذاريد به کارشان برسندشبها براي شيخ علي دعا مي کنمسراغ آنها را مي گرفتند
امام ، علما و روحانيوندر بزرگي او همين بس استعمامه شان را تحت الحنك كردند چرا مواظب زبانمان نيستيم مرحوم شاه آبادي لطيفه اي رباني بود بالاخره آقا را به قم آورديمتا در منزل ،آقاي بروجردي را همراهي مي كردندبا تمامي شاگردان خود در درس آيت اللّه بروجردي شركت مي كردند در گوشه اي از مجلس درس مي نشستند در سر حد كرامت استدو زانو و مؤدب مي نشستند مأموريتهاي مهمي محوّل مي كردندمثل اينكه بهترين عزيزشان را از دست داده اند هر طور بود از بستر بيماري بلند مي شدند از بزرگواري آقاي شاهرودي بگو همان جا بايستيدحتي اگر شما نياييد ،من نماز نمي رومهمجواري شما براي ما مغتنم استاو را از فيضيه بيرون كردند تب مالتي كه داشتند عود كردخيلي با تجليل نام مي برندخلاف شعائر است براي مرحوم كمپاني هم فاتحه اي بخوانيد تنها كسي كه به ديدن آقاي حكيم مي رفت ما آيت اللّه حكيم را از دست داديمدر عرصۀ تدريسشیوه های تدریسبه طلاب مجال بحث مي دادند كاملاً اهل بحث و دقت بود هيچ گاه عصبانيت در تدريس نداشت حرف همه را گوش مي كردند طلبه بايد متكي به خود باشدمسأله شاگرد و استاد مطرح نبود ما با آنها چه فرقي داريمشما تانكها را مي شمردي ؟بعض الافاضل فرمودند گاهي در تدريس مزاح مي كردنداز اين حرفها نزنيد مردم مي خندند بيان امام شيرين بودبا بيان ساده و روان درس مي دادندقدرت تفهيم امام بسيار عالي بود در تکريم بزرگان علم و فقاهت اهتمام داشتنداحترام گذشتگانابتدا نظرات علما را نقل مي کردنددنباله رو مطالب ديگران نبودند در درس،نظرات مختلفي را مطرح مي کردندشاگردان من به من احتياجي ندارنداول ببينيم خودمان چه مي فهميماز مختصات آثار امام موجز نويسي استمرتبه علمی امام با ساير طلبه ها از لحاظ درس فرق مي كردسيدي مؤدب ،نظيف و مرتب بودندهمينكه گوش مي كردند كافي بودسنگينترين درس در زمان آقاي بروجردي فضلا متوجه اشتباه خود مي شدند بازدهي يك درس امام مطابق يك هفته درس ديگران بوداز نظر اسلوب شعري درست نيستيك دوره فقه را ديده بودنديا درس مي خواندند يا درس مي گفتند تنها كسي كه فارسي مي نوشتاز قلم ني استفاده مي كردند قبل از درس ملاقاتها را تعطيل مي كردنديك بار نگفتند مي روم مطالعه مي كنم هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر مي شدند تهيه برنج بيشتر از گندم زحمت دارداينقدر دقت لازم نيستاين آيه خطاب به سرمايه داران استيك روايت ممكن چند روايت باشدبايد به عرف مردم توجه كردتذکرا ت سازنده طلبه ها فكر كنندبايد فهم خود را به كار بيندازيدبايد پايه اعتراض بالا برودخوبي كه داشت ،اشكال كرده بوديد روح طلبه را جذب مي كردنداز اول تا آخر تقريرات مرا مي ديدند اينجا كه مجلس موعظه نيست با لبخند ،سؤال كننده را تشويق مي كردند بيان حالات ائمه در تدريسنظم در تدریس حين حرکت پاسخ مي دادند قبل از همه به درس مي آمدنداگر طلبه اي دير به درس مي آمد آدم يک درس در روز بخواندحتي يک دقيقه هم تاخير نمي کردند با ورود امام ساعتمان را دقيق مي کرديمبه تشکيل کلاس درس،فوق العاده مقيد بودندمرده بازي را دور بيندازيداينجا جاي پيغمبر و علي استدو پله با نشستن شخصيت نمي آوردمواظب باشيد شعله فقاهت فرو ننشينددر سايه فقه مبارزه کنيدخودتان که سواد داريدروزهاي آخر به جاي درس نصيحت مي کردند بفرماييد برويدبا طلبه ها بسيار متواضع بودند دوبار به عيادت من آمدند علاوه بر مراجع به بازديد طلاب هم مي رفتند اينها را بايد رشد داد از طلبه ها امتحان مي گرفتندببين عباي من هم پاره استاز اين ماه به او شهريه بدهيد وجوه شرعيه بايد به طلبه ها داده شودنگوييد شهريه استرفتار با طلاباگر طلبه اي احتياج داشت به من بگوييداگر حاضري جهنم را تحمل کني هديه امام به يکي از طلابايشان خيلي واسطه مي شود امام و مرجعیتاول به درس خود عمل مي کردندتوصيه هاي اخلاقي به طلاببيشتر آيات جهنم را بيان مي کردندبعضي از حال مي رفتند شاگردان منقلب مي شدندبعد از 45 سال هنوز اثر آن هستخدايا مرا در برابر مردم رسوا مکنخداوندا ما را به خودت متوجه کنآدم شدن مراحل ديگري داردتوصیه ها و مواعظ سازنده هنوز باورمان نشده است بهترين موعظه را خدا فرموده تا مي توانيد به ياد خدا باشيد اگر منظورتان ورود من استخيال مي کني اهل احتياط هستيخيلي از دنيا پرستي بد گويي مي کردندانسان با نعمت خدا معصيت او مي کند شما براي خدا بگوييدتفريحات مشروع داشته باشيدعاطفه شما مقدم بر دينتان نباشدکمالات معنوي را در جواني کسب کنيدچه احتياجي به جلسه استفتا دارم من نمي خواهم مرجع شومبه کسي نگوييد به درس من بيايد
در بزرگي او همين بس استعمامه شان را تحت الحنك كردند چرا مواظب زبانمان نيستيم مرحوم شاه آبادي لطيفه اي رباني بود بالاخره آقا را به قم آورديمتا در منزل ،آقاي بروجردي را همراهي مي كردندبا تمامي شاگردان خود در درس آيت اللّه بروجردي شركت مي كردند در گوشه اي از مجلس درس مي نشستند در سر حد كرامت استدو زانو و مؤدب مي نشستند مأموريتهاي مهمي محوّل مي كردندمثل اينكه بهترين عزيزشان را از دست داده اند هر طور بود از بستر بيماري بلند مي شدند از بزرگواري آقاي شاهرودي بگو همان جا بايستيدحتي اگر شما نياييد ،من نماز نمي رومهمجواري شما براي ما مغتنم استاو را از فيضيه بيرون كردند تب مالتي كه داشتند عود كردخيلي با تجليل نام مي برندخلاف شعائر است براي مرحوم كمپاني هم فاتحه اي بخوانيد تنها كسي كه به ديدن آقاي حكيم مي رفت ما آيت اللّه حكيم را از دست داديم
شیوه های تدریسبه طلاب مجال بحث مي دادند كاملاً اهل بحث و دقت بود هيچ گاه عصبانيت در تدريس نداشت حرف همه را گوش مي كردند طلبه بايد متكي به خود باشدمسأله شاگرد و استاد مطرح نبود ما با آنها چه فرقي داريمشما تانكها را مي شمردي ؟بعض الافاضل فرمودند گاهي در تدريس مزاح مي كردنداز اين حرفها نزنيد مردم مي خندند بيان امام شيرين بودبا بيان ساده و روان درس مي دادندقدرت تفهيم امام بسيار عالي بود در تکريم بزرگان علم و فقاهت اهتمام داشتنداحترام گذشتگانابتدا نظرات علما را نقل مي کردنددنباله رو مطالب ديگران نبودند در درس،نظرات مختلفي را مطرح مي کردندشاگردان من به من احتياجي ندارنداول ببينيم خودمان چه مي فهميماز مختصات آثار امام موجز نويسي استمرتبه علمی امام با ساير طلبه ها از لحاظ درس فرق مي كردسيدي مؤدب ،نظيف و مرتب بودندهمينكه گوش مي كردند كافي بودسنگينترين درس در زمان آقاي بروجردي فضلا متوجه اشتباه خود مي شدند بازدهي يك درس امام مطابق يك هفته درس ديگران بوداز نظر اسلوب شعري درست نيستيك دوره فقه را ديده بودنديا درس مي خواندند يا درس مي گفتند تنها كسي كه فارسي مي نوشتاز قلم ني استفاده مي كردند قبل از درس ملاقاتها را تعطيل مي كردنديك بار نگفتند مي روم مطالعه مي كنم هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر مي شدند تهيه برنج بيشتر از گندم زحمت دارداينقدر دقت لازم نيستاين آيه خطاب به سرمايه داران استيك روايت ممكن چند روايت باشدبايد به عرف مردم توجه كردتذکرا ت سازنده طلبه ها فكر كنندبايد فهم خود را به كار بيندازيدبايد پايه اعتراض بالا برودخوبي كه داشت ،اشكال كرده بوديد روح طلبه را جذب مي كردنداز اول تا آخر تقريرات مرا مي ديدند اينجا كه مجلس موعظه نيست با لبخند ،سؤال كننده را تشويق مي كردند بيان حالات ائمه در تدريسنظم در تدریس حين حرکت پاسخ مي دادند قبل از همه به درس مي آمدنداگر طلبه اي دير به درس مي آمد آدم يک درس در روز بخواندحتي يک دقيقه هم تاخير نمي کردند با ورود امام ساعتمان را دقيق مي کرديمبه تشکيل کلاس درس،فوق العاده مقيد بودندمرده بازي را دور بيندازيداينجا جاي پيغمبر و علي استدو پله با نشستن شخصيت نمي آوردمواظب باشيد شعله فقاهت فرو ننشينددر سايه فقه مبارزه کنيدخودتان که سواد داريدروزهاي آخر به جاي درس نصيحت مي کردند بفرماييد برويدبا طلبه ها بسيار متواضع بودند دوبار به عيادت من آمدند علاوه بر مراجع به بازديد طلاب هم مي رفتند اينها را بايد رشد داد از طلبه ها امتحان مي گرفتندببين عباي من هم پاره استاز اين ماه به او شهريه بدهيد وجوه شرعيه بايد به طلبه ها داده شودنگوييد شهريه استرفتار با طلاباگر طلبه اي احتياج داشت به من بگوييداگر حاضري جهنم را تحمل کني هديه امام به يکي از طلابايشان خيلي واسطه مي شود
به طلاب مجال بحث مي دادند كاملاً اهل بحث و دقت بود هيچ گاه عصبانيت در تدريس نداشت حرف همه را گوش مي كردند طلبه بايد متكي به خود باشدمسأله شاگرد و استاد مطرح نبود ما با آنها چه فرقي داريمشما تانكها را مي شمردي ؟بعض الافاضل فرمودند گاهي در تدريس مزاح مي كردنداز اين حرفها نزنيد مردم مي خندند بيان امام شيرين بودبا بيان ساده و روان درس مي دادندقدرت تفهيم امام بسيار عالي بود در تکريم بزرگان علم و فقاهت اهتمام داشتنداحترام گذشتگانابتدا نظرات علما را نقل مي کردنددنباله رو مطالب ديگران نبودند در درس،نظرات مختلفي را مطرح مي کردندشاگردان من به من احتياجي ندارنداول ببينيم خودمان چه مي فهميماز مختصات آثار امام موجز نويسي است
با ساير طلبه ها از لحاظ درس فرق مي كردسيدي مؤدب ،نظيف و مرتب بودندهمينكه گوش مي كردند كافي بودسنگينترين درس در زمان آقاي بروجردي فضلا متوجه اشتباه خود مي شدند بازدهي يك درس امام مطابق يك هفته درس ديگران بوداز نظر اسلوب شعري درست نيستيك دوره فقه را ديده بودنديا درس مي خواندند يا درس مي گفتند تنها كسي كه فارسي مي نوشتاز قلم ني استفاده مي كردند قبل از درس ملاقاتها را تعطيل مي كردنديك بار نگفتند مي روم مطالعه مي كنم هشتصد نفر طلبه به درس امام حاضر مي شدند تهيه برنج بيشتر از گندم زحمت دارداينقدر دقت لازم نيستاين آيه خطاب به سرمايه داران استيك روايت ممكن چند روايت باشدبايد به عرف مردم توجه كرد
طلبه ها فكر كنندبايد فهم خود را به كار بيندازيدبايد پايه اعتراض بالا برودخوبي كه داشت ،اشكال كرده بوديد روح طلبه را جذب مي كردنداز اول تا آخر تقريرات مرا مي ديدند اينجا كه مجلس موعظه نيست با لبخند ،سؤال كننده را تشويق مي كردند بيان حالات ائمه در تدريس
حين حرکت پاسخ مي دادند قبل از همه به درس مي آمدنداگر طلبه اي دير به درس مي آمد آدم يک درس در روز بخواندحتي يک دقيقه هم تاخير نمي کردند با ورود امام ساعتمان را دقيق مي کرديمبه تشکيل کلاس درس،فوق العاده مقيد بودندمرده بازي را دور بيندازيداينجا جاي پيغمبر و علي استدو پله با نشستن شخصيت نمي آوردمواظب باشيد شعله فقاهت فرو ننشينددر سايه فقه مبارزه کنيدخودتان که سواد داريدروزهاي آخر به جاي درس نصيحت مي کردند بفرماييد برويدبا طلبه ها بسيار متواضع بودند دوبار به عيادت من آمدند علاوه بر مراجع به بازديد طلاب هم مي رفتند اينها را بايد رشد داد از طلبه ها امتحان مي گرفتندببين عباي من هم پاره استاز اين ماه به او شهريه بدهيد وجوه شرعيه بايد به طلبه ها داده شودنگوييد شهريه است
اگر طلبه اي احتياج داشت به من بگوييداگر حاضري جهنم را تحمل کني هديه امام به يکي از طلابايشان خيلي واسطه مي شود
اول به درس خود عمل مي کردند
بيشتر آيات جهنم را بيان مي کردندبعضي از حال مي رفتند شاگردان منقلب مي شدندبعد از 45 سال هنوز اثر آن هستخدايا مرا در برابر مردم رسوا مکنخداوندا ما را به خودت متوجه کنآدم شدن مراحل ديگري دارد
هنوز باورمان نشده است بهترين موعظه را خدا فرموده تا مي توانيد به ياد خدا باشيد اگر منظورتان ورود من استخيال مي کني اهل احتياط هستيخيلي از دنيا پرستي بد گويي مي کردندانسان با نعمت خدا معصيت او مي کند شما براي خدا بگوييدتفريحات مشروع داشته باشيدعاطفه شما مقدم بر دينتان نباشدکمالات معنوي را در جواني کسب کنيدچه احتياجي به جلسه استفتا دارم من نمي خواهم مرجع شومبه کسي نگوييد به درس من بيايد
حالات معنوينمازانجام مستحبات و ترك مكروهات جزييات وضو رو به قبله بود موقع نماز عطر مصرف مي کردندتهجد و شب زنده داري به نماز صبح وصل مي کردند تمام چهره شان خيس بودبا وجود لوله تنفس نماز شب خواندندكرامات هيچ اثري از امام نبوداخلاق حسنهبا خوشرويي ما را مي پذيرفتندمي خواهيد پيري را معالجه کنيد!با نهايت رأفت رفتار مي کردندهرگز اعتراض نمي کردندويژگي هاي فردينظم هر چيز در جاي خود امام به وقت از خواب برمي خاستلطافت روح از بدنشان خوب نگهداري مي كردندعطوفت و مهربانيامام هرگز به ما اعتراضي نكردندآرامش خاطرآرامش خاص خودشان را داشتندضربان قلب امام افزايش پيدا نمي كرداين دنيا و آن دنيا براي من فرقي نمي كند هيچ اضطرابي در وجود امام نبودعشق به مردممن بروم به پناهگاه؟مثل يک نفر از ملت ايرانآخرین روزها آقاي دکتر از شما بعيد است براي مردم دعاي خير مي کردندآخرين روز عمر با برکت اماماز مرگ هيچ گونه وحشتي نداشتند در همان ساعات هميشگي نماز شب مي خواندند قبل از وقت خودشان را آماده نماز مي کردند
نمازانجام مستحبات و ترك مكروهات جزييات وضو رو به قبله بود موقع نماز عطر مصرف مي کردندتهجد و شب زنده داري به نماز صبح وصل مي کردند تمام چهره شان خيس بودبا وجود لوله تنفس نماز شب خواندندكرامات هيچ اثري از امام نبوداخلاق حسنهبا خوشرويي ما را مي پذيرفتندمي خواهيد پيري را معالجه کنيد!با نهايت رأفت رفتار مي کردندهرگز اعتراض نمي کردند
جزييات وضو رو به قبله بود موقع نماز عطر مصرف مي کردند
به نماز صبح وصل مي کردند تمام چهره شان خيس بودبا وجود لوله تنفس نماز شب خواندند
هيچ اثري از امام نبود
با خوشرويي ما را مي پذيرفتندمي خواهيد پيري را معالجه کنيد!با نهايت رأفت رفتار مي کردندهرگز اعتراض نمي کردند
نظم هر چيز در جاي خود امام به وقت از خواب برمي خاستلطافت روح از بدنشان خوب نگهداري مي كردندعطوفت و مهربانيامام هرگز به ما اعتراضي نكردندآرامش خاطرآرامش خاص خودشان را داشتندضربان قلب امام افزايش پيدا نمي كرداين دنيا و آن دنيا براي من فرقي نمي كند هيچ اضطرابي در وجود امام نبودعشق به مردممن بروم به پناهگاه؟مثل يک نفر از ملت ايرانآخرین روزها آقاي دکتر از شما بعيد است براي مردم دعاي خير مي کردندآخرين روز عمر با برکت اماماز مرگ هيچ گونه وحشتي نداشتند در همان ساعات هميشگي نماز شب مي خواندند قبل از وقت خودشان را آماده نماز مي کردند
هر چيز در جاي خود امام به وقت از خواب برمي خاست
از بدنشان خوب نگهداري مي كردند
امام هرگز به ما اعتراضي نكردند
آرامش خاص خودشان را داشتندضربان قلب امام افزايش پيدا نمي كرداين دنيا و آن دنيا براي من فرقي نمي كند هيچ اضطرابي در وجود امام نبود
من بروم به پناهگاه؟مثل يک نفر از ملت ايران
آقاي دکتر از شما بعيد است براي مردم دعاي خير مي کردندآخرين روز عمر با برکت اماماز مرگ هيچ گونه وحشتي نداشتند در همان ساعات هميشگي نماز شب مي خواندند قبل از وقت خودشان را آماده نماز مي کردند
ويژگي هاي فرديساده زيستي تنها مبلمان خانه يك ميز كوچك است سادگي امام مرا مجذوب خود كرد خانه امام مثل مسكن فقيرترين افراد نجف بوديك ميز كوچك تمامي اسباب دفتر كار امام من هيچ چيز ندارمعدم تشريفات خودشان اتاقشان را تميز مي كردند چقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانم صله امام به گربه كاري نداشته باشيدعطوفت و مهرباني علاقه امام به فرزندانچقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانمصله امام به گربه كاري نداشته باشيدآرامش خاطرآيا به ما شليك خواهد شد خيلي خوشحال به نظر مي رسيد همه جز امام نگران بودند پاسخ امام مرا شگفت زده كردشجاعت همه بدون بازديد بدني به ملاقات من بيايندصلابت و وقار در يك اتاق كوچك همه تحت تأثير آرامش امام بودند ثابت و استوار در زندگيهر فردي را مجذوب خود مي كردندصبر كردند افراد كنار بروند اسلام را بشناسيد تبسم كردندتقيد به آداب شرع ربا بايد حذف شود با امكان زنده ماندن عمل بلامانع است عده اي بي گناه دستگير مي شوندخوراك امام هفت دقيقه و چهل ثانيه مدت نهار ماست و پنير آوردندعشق به مردم بايد در کنار مردم باشممردم مرجع را تعيين مي کنند تا اين زن را نياوريد نمي آيم هديه به خواهر و برادري مسلمان قرآني هديه کردندامام و رزمندگان افتخارم اين است که بسيجي ام با صندلي چرخدار عيادت مي کردند خداوند به ايشان دو بال عنايت کندشهدا و خانواده هایشانپيکر شهيد عراقي را تشييع کردند شرکت در مراسم شهداامام و محرومین به محلات جنوب شهر مي رفتندآخرین روزها من خواهم رفتحالات معنويانس با قرآنبخوان جانمعشق به ولايت تهيه كنندگان را تشويق كردند اين كار موجب مجازات شديد شد زيارت امام رضا آرزوي من است در جشن ميلاد شركت كردند تجلي عشق در نامگذاري شركت در جشن عيد غدير در جشن نيمه شعبان حضور يافتندنماز اکنون موقع نماز استايمان و توكل امانتي بود از جانب خدااخلاص و تقوياز فقرنمايي بدشان مي آمدعدالتعدالت اسلامي را برقرار مي کنيمتعليم و تدريس و مرجعيتامام ، علما و روحانيون اگر مرحوم حاج شيخ زنده بودند در گفت و گو هاي مهم شركت كنيد تنها كسي كه به درد ملت ايران مي خورداين كار توهين به علماي مشهد استدر عرصۀ تدريسمرتبه علمی امامبراي كشف حقيقت به امام رجوع مي كردندشیوه های تدریسدر انتخاب كتاب و شاگرد دقت فراوان مي كردند اگر افراد غير مستعد به درس مي آمدندرفتار با طلابافراد منظم به جايي مي رسنددرسها نبايد تعطيل باشدبرويد رساله را ببينيدتوصيه هاي اخلاقي به طلابآدم حضور خدا را حس مي کرد
ساده زيستي تنها مبلمان خانه يك ميز كوچك است سادگي امام مرا مجذوب خود كرد خانه امام مثل مسكن فقيرترين افراد نجف بوديك ميز كوچك تمامي اسباب دفتر كار امام من هيچ چيز ندارمعدم تشريفات خودشان اتاقشان را تميز مي كردند چقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانم صله امام به گربه كاري نداشته باشيدعطوفت و مهرباني علاقه امام به فرزندانچقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانمصله امام به گربه كاري نداشته باشيدآرامش خاطرآيا به ما شليك خواهد شد خيلي خوشحال به نظر مي رسيد همه جز امام نگران بودند پاسخ امام مرا شگفت زده كردشجاعت همه بدون بازديد بدني به ملاقات من بيايندصلابت و وقار در يك اتاق كوچك همه تحت تأثير آرامش امام بودند ثابت و استوار در زندگيهر فردي را مجذوب خود مي كردندصبر كردند افراد كنار بروند اسلام را بشناسيد تبسم كردندتقيد به آداب شرع ربا بايد حذف شود با امكان زنده ماندن عمل بلامانع است عده اي بي گناه دستگير مي شوندخوراك امام هفت دقيقه و چهل ثانيه مدت نهار ماست و پنير آوردندعشق به مردم بايد در کنار مردم باشممردم مرجع را تعيين مي کنند تا اين زن را نياوريد نمي آيم هديه به خواهر و برادري مسلمان قرآني هديه کردندامام و رزمندگان افتخارم اين است که بسيجي ام با صندلي چرخدار عيادت مي کردند خداوند به ايشان دو بال عنايت کندشهدا و خانواده هایشانپيکر شهيد عراقي را تشييع کردند شرکت در مراسم شهداامام و محرومین به محلات جنوب شهر مي رفتندآخرین روزها من خواهم رفت
تنها مبلمان خانه يك ميز كوچك است سادگي امام مرا مجذوب خود كرد خانه امام مثل مسكن فقيرترين افراد نجف بوديك ميز كوچك تمامي اسباب دفتر كار امام من هيچ چيز ندارم
خودشان اتاقشان را تميز مي كردند چقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانم صله امام به گربه كاري نداشته باشيد
علاقه امام به فرزندانچقدر كم پيش ما مي آيي؟ بخوان جانمصله امام به گربه كاري نداشته باشيد
آيا به ما شليك خواهد شد خيلي خوشحال به نظر مي رسيد همه جز امام نگران بودند پاسخ امام مرا شگفت زده كرد
همه بدون بازديد بدني به ملاقات من بيايند
در يك اتاق كوچك همه تحت تأثير آرامش امام بودند ثابت و استوار در زندگيهر فردي را مجذوب خود مي كردندصبر كردند افراد كنار بروند اسلام را بشناسيد تبسم كردند
ربا بايد حذف شود با امكان زنده ماندن عمل بلامانع است عده اي بي گناه دستگير مي شوند
هفت دقيقه و چهل ثانيه مدت نهار ماست و پنير آوردند
بايد در کنار مردم باشممردم مرجع را تعيين مي کنند تا اين زن را نياوريد نمي آيم هديه به خواهر و برادري مسلمان قرآني هديه کردند
افتخارم اين است که بسيجي ام با صندلي چرخدار عيادت مي کردند خداوند به ايشان دو بال عنايت کند
پيکر شهيد عراقي را تشييع کردند شرکت در مراسم شهدا
به محلات جنوب شهر مي رفتند
من خواهم رفت
انس با قرآنبخوان جانمعشق به ولايت تهيه كنندگان را تشويق كردند اين كار موجب مجازات شديد شد زيارت امام رضا آرزوي من است در جشن ميلاد شركت كردند تجلي عشق در نامگذاري شركت در جشن عيد غدير در جشن نيمه شعبان حضور يافتندنماز اکنون موقع نماز استايمان و توكل امانتي بود از جانب خدااخلاص و تقوياز فقرنمايي بدشان مي آمدعدالتعدالت اسلامي را برقرار مي کنيم
بخوان جانم
تهيه كنندگان را تشويق كردند اين كار موجب مجازات شديد شد زيارت امام رضا آرزوي من است در جشن ميلاد شركت كردند تجلي عشق در نامگذاري شركت در جشن عيد غدير در جشن نيمه شعبان حضور يافتند
اکنون موقع نماز است
امانتي بود از جانب خدا
از فقرنمايي بدشان مي آمد
عدالت اسلامي را برقرار مي کنيم
امام ، علما و روحانيون اگر مرحوم حاج شيخ زنده بودند در گفت و گو هاي مهم شركت كنيد تنها كسي كه به درد ملت ايران مي خورداين كار توهين به علماي مشهد استدر عرصۀ تدريسمرتبه علمی امامبراي كشف حقيقت به امام رجوع مي كردندشیوه های تدریسدر انتخاب كتاب و شاگرد دقت فراوان مي كردند اگر افراد غير مستعد به درس مي آمدندرفتار با طلابافراد منظم به جايي مي رسنددرسها نبايد تعطيل باشدبرويد رساله را ببينيدتوصيه هاي اخلاقي به طلابآدم حضور خدا را حس مي کرد
اگر مرحوم حاج شيخ زنده بودند در گفت و گو هاي مهم شركت كنيد تنها كسي كه به درد ملت ايران مي خورداين كار توهين به علماي مشهد است
مرتبه علمی امامبراي كشف حقيقت به امام رجوع مي كردندشیوه های تدریسدر انتخاب كتاب و شاگرد دقت فراوان مي كردند اگر افراد غير مستعد به درس مي آمدندرفتار با طلابافراد منظم به جايي مي رسنددرسها نبايد تعطيل باشدبرويد رساله را ببينيد
براي كشف حقيقت به امام رجوع مي كردند
در انتخاب كتاب و شاگرد دقت فراوان مي كردند اگر افراد غير مستعد به درس مي آمدند
افراد منظم به جايي مي رسنددرسها نبايد تعطيل باشدبرويد رساله را ببينيد
آدم حضور خدا را حس مي کرد
حالات معنويانس با قرآنچون قرآن مي خواندي به تو علاقه مند شدمعشق به ولايتپشت بام زيارت عاشورا را مي خواندند كسي هست روضه بخواندنماز نماز جماعت امام بسيار ساده بودنمازشان را سريع مي خواندند نماز غفيله را ترک نمي کردند پس از نماز آيت الکرسي را مي خواندندسلام به معصومين پس از نمازتا ساعت يک نماز مي خواندند کلمات را فصيح ادا مي کردندظهر شده؟رو به قبله وضو مي گرفتندانجام مستحبات و ترك مكروهاتمهر نمازشان خاک کربلا بود حالا وقت مستحبات استبا هر لقمه دعا مي خواندنددر همه حال نماز مي خواندندتهجد و شب زنده دارييکبار نديدم سر ساعت بيدار نشوندحتي يک شب ما را بيدار نکردندزارزار گريه مي کردندايمان و توكلاين نعمت خداستكراماتشما فعلاً اينجا باشيداخلاق حسنهچند اشکال در وضوي شما هستويژگي هاي فردينظم تعجيل كنيدبرنامه امام تغيير نمي كردرأس ساعت يازده چاي مي خوردند تنظيم ساعت پليسهاي فرانسه با وقت نماز امامساده زيستي باورشان نمي شد بايد روي زمين بنشينندقناعت و زهداينها را نگذاريد خراب شوند در فاصله وضو شير آب را مي بندند امام حتي كفن از خود نداشتندلطافت روحبايد زيرپوش و پيژامه حتماً اطو شودعطوفت و مهرباني برو ببين مصطفي كجاست؟ هر موقع دلت مي خواهد بيانيمه شب به حسينيّه آمدند يك وقت ديديم در باز شد حتي از پدرم انتظار نداشتممرا خواهر صدا مي زدند آمدم كمكتان كنم شب خوابم نبرد اسوۀ مهرباني علي را بياور ببوسم در گوش من دعاي سفر خواندندآرامش خاطر ديگه چي؟آنچه بايد بشود مي شودمطالعه و پركاري نيمه شب صداي قلم و كاغذ مي آمداغتنام فرصتحتي كمتر از دو دقيقه را قرآن مي خواندندتقيد به آداب شرع نامحرم داخل اتاق هستاين روزنامه ها ايراني است؟ آيا ايشان مسلمانند؟ چون مسيحي هستند اسم روح اللّه را ننوشتم مهري تعيين كنيدخوراک امام غذاي امام ساده بود تخم مرغ سمبل چه چيزي است شما دو گناه كرديدغذاي خودتان كدام است ؟امام در خانهاين خجالت نداردبنشينيد ناهار بخوريد آمدم کمکتان کنمپس خود شما چي؟ کارهاي شخصي شان را خودشان مي کردنديک بوسه به من بده ،بعد برو!مرا دل نگران کرديمرتب ،احوال مي پرسنداز اين خرمالوها به باغبان مي داديدبا خانم همراهي کنسحري چيز خوب مي خوري؟خانم را بدرقه مي کردندهندوانه اي آماده کنيددر جمع ،اشتباه کرديعشق به مردم مگر خون من رنگين تر استصداي مردم را که شنيدند به ملاقات شتافتندصورتشان را جلو آوردندنان همه اين طور سفارشي است؟رزمندگان شبهاي حمله تا سحر دعا مي کردندشهدا و خانواده هایشان تا گفتم خانواده شهيد است بلند شدندبه فرزندان شهدا انعام مي دادندتوصیه ها تا مي توانيد در جواني خدمت به مردم بکنيدآخرین روزها ان شاالله مرگ من رسيدهعلي را بياور ببوسمش مرتب ذکر مي گفتندنکند نمازم قضا بشود با اشاره انگشت نماز مي خواندند
انس با قرآنچون قرآن مي خواندي به تو علاقه مند شدمعشق به ولايتپشت بام زيارت عاشورا را مي خواندند كسي هست روضه بخواندنماز نماز جماعت امام بسيار ساده بودنمازشان را سريع مي خواندند نماز غفيله را ترک نمي کردند پس از نماز آيت الکرسي را مي خواندندسلام به معصومين پس از نمازتا ساعت يک نماز مي خواندند کلمات را فصيح ادا مي کردندظهر شده؟رو به قبله وضو مي گرفتندانجام مستحبات و ترك مكروهاتمهر نمازشان خاک کربلا بود حالا وقت مستحبات استبا هر لقمه دعا مي خواندنددر همه حال نماز مي خواندندتهجد و شب زنده دارييکبار نديدم سر ساعت بيدار نشوندحتي يک شب ما را بيدار نکردندزارزار گريه مي کردندايمان و توكلاين نعمت خداستكراماتشما فعلاً اينجا باشيداخلاق حسنهچند اشکال در وضوي شما هست
چون قرآن مي خواندي به تو علاقه مند شدم
پشت بام زيارت عاشورا را مي خواندند كسي هست روضه بخواند
نماز جماعت امام بسيار ساده بودنمازشان را سريع مي خواندند نماز غفيله را ترک نمي کردند پس از نماز آيت الکرسي را مي خواندندسلام به معصومين پس از نمازتا ساعت يک نماز مي خواندند کلمات را فصيح ادا مي کردندظهر شده؟رو به قبله وضو مي گرفتند
مهر نمازشان خاک کربلا بود حالا وقت مستحبات استبا هر لقمه دعا مي خواندنددر همه حال نماز مي خواندند
يکبار نديدم سر ساعت بيدار نشوندحتي يک شب ما را بيدار نکردندزارزار گريه مي کردند
اين نعمت خداست
شما فعلاً اينجا باشيد
چند اشکال در وضوي شما هست
نظم تعجيل كنيدبرنامه امام تغيير نمي كردرأس ساعت يازده چاي مي خوردند تنظيم ساعت پليسهاي فرانسه با وقت نماز امامساده زيستي باورشان نمي شد بايد روي زمين بنشينندقناعت و زهداينها را نگذاريد خراب شوند در فاصله وضو شير آب را مي بندند امام حتي كفن از خود نداشتندلطافت روحبايد زيرپوش و پيژامه حتماً اطو شودعطوفت و مهرباني برو ببين مصطفي كجاست؟ هر موقع دلت مي خواهد بيانيمه شب به حسينيّه آمدند يك وقت ديديم در باز شد حتي از پدرم انتظار نداشتممرا خواهر صدا مي زدند آمدم كمكتان كنم شب خوابم نبرد اسوۀ مهرباني علي را بياور ببوسم در گوش من دعاي سفر خواندندآرامش خاطر ديگه چي؟آنچه بايد بشود مي شودمطالعه و پركاري نيمه شب صداي قلم و كاغذ مي آمداغتنام فرصتحتي كمتر از دو دقيقه را قرآن مي خواندندتقيد به آداب شرع نامحرم داخل اتاق هستاين روزنامه ها ايراني است؟ آيا ايشان مسلمانند؟ چون مسيحي هستند اسم روح اللّه را ننوشتم مهري تعيين كنيدخوراک امام غذاي امام ساده بود تخم مرغ سمبل چه چيزي است شما دو گناه كرديدغذاي خودتان كدام است ؟امام در خانهاين خجالت نداردبنشينيد ناهار بخوريد آمدم کمکتان کنمپس خود شما چي؟ کارهاي شخصي شان را خودشان مي کردنديک بوسه به من بده ،بعد برو!مرا دل نگران کرديمرتب ،احوال مي پرسنداز اين خرمالوها به باغبان مي داديدبا خانم همراهي کنسحري چيز خوب مي خوري؟خانم را بدرقه مي کردندهندوانه اي آماده کنيددر جمع ،اشتباه کرديعشق به مردم مگر خون من رنگين تر استصداي مردم را که شنيدند به ملاقات شتافتندصورتشان را جلو آوردندنان همه اين طور سفارشي است؟رزمندگان شبهاي حمله تا سحر دعا مي کردندشهدا و خانواده هایشان تا گفتم خانواده شهيد است بلند شدندبه فرزندان شهدا انعام مي دادندتوصیه ها تا مي توانيد در جواني خدمت به مردم بکنيدآخرین روزها ان شاالله مرگ من رسيدهعلي را بياور ببوسمش مرتب ذکر مي گفتندنکند نمازم قضا بشود با اشاره انگشت نماز مي خواندند
تعجيل كنيدبرنامه امام تغيير نمي كردرأس ساعت يازده چاي مي خوردند تنظيم ساعت پليسهاي فرانسه با وقت نماز امام
باورشان نمي شد بايد روي زمين بنشينند
اينها را نگذاريد خراب شوند در فاصله وضو شير آب را مي بندند امام حتي كفن از خود نداشتند
بايد زيرپوش و پيژامه حتماً اطو شود
برو ببين مصطفي كجاست؟ هر موقع دلت مي خواهد بيانيمه شب به حسينيّه آمدند يك وقت ديديم در باز شد حتي از پدرم انتظار نداشتممرا خواهر صدا مي زدند آمدم كمكتان كنم شب خوابم نبرد اسوۀ مهرباني علي را بياور ببوسم در گوش من دعاي سفر خواندند
ديگه چي؟آنچه بايد بشود مي شود
نيمه شب صداي قلم و كاغذ مي آمد
حتي كمتر از دو دقيقه را قرآن مي خواندند
نامحرم داخل اتاق هستاين روزنامه ها ايراني است؟ آيا ايشان مسلمانند؟ چون مسيحي هستند اسم روح اللّه را ننوشتم مهري تعيين كنيد
غذاي امام ساده بود تخم مرغ سمبل چه چيزي است شما دو گناه كرديدغذاي خودتان كدام است ؟
اين خجالت نداردبنشينيد ناهار بخوريد آمدم کمکتان کنمپس خود شما چي؟ کارهاي شخصي شان را خودشان مي کردنديک بوسه به من بده ،بعد برو!مرا دل نگران کرديمرتب ،احوال مي پرسنداز اين خرمالوها به باغبان مي داديدبا خانم همراهي کنسحري چيز خوب مي خوري؟خانم را بدرقه مي کردندهندوانه اي آماده کنيددر جمع ،اشتباه کردي
مگر خون من رنگين تر استصداي مردم را که شنيدند به ملاقات شتافتندصورتشان را جلو آوردندنان همه اين طور سفارشي است؟
شبهاي حمله تا سحر دعا مي کردند
تا گفتم خانواده شهيد است بلند شدندبه فرزندان شهدا انعام مي دادند
تا مي توانيد در جواني خدمت به مردم بکنيد
ان شاالله مرگ من رسيدهعلي را بياور ببوسمش مرتب ذکر مي گفتندنکند نمازم قضا بشود با اشاره انگشت نماز مي خواندند
احکام تقلیداحکام طهارتانواع آبها و احکام آبهااحکام تخلینجاساتمطهراتاحکام ظرفهاوضووضووضوی ارتماسیدعاهایی که موقع وضو گرفتن مستحب استشرایط وضواحکام وضوچیزهایی که باید برای آنها وضو گرفتچیزهایی که وضو را باطل می کنداحکام وضوی جبیرهغسلغسلهای واجب و انواع آناحکام غسل کردناحکام مخصوص بانوانغسل مس میتاحکام محتضراحکام محتضراحکام بعداز مرگ(احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت)نماز وحشتنبش قبرغسلهای مستحبتیممموارد تیممچیزهایی که تیمم به آنها صحیح استدستور تیمم و احکام تیمماحکام نمازنمازهای واجبوقت نماز و احکام آننمازهایی که باید به ترتیب خوانده شودنمازهای مستحباحکام قبلهپوشانیدن بدن در نمازلباس نمازگزارمکان نمازگزارمکان نمازگزاراحکام مسجداذان و اقامهواجبات نمازواجبات نمازترجمه نمازتعقیب نمازمبطلات نمازچیزهایی که در نماز مکروه استمواردی که می شود نماز واجب را شکستشکیاتشکهای باطلشکهایی که نباید به آنها اعتنا کردشکهای صحیحنماز احتیاطسجده سهوقضای سجده و تشهد فراموش شدهنماز جماعت
انواع آبها و احکام آبهااحکام تخلینجاساتمطهراتاحکام ظرفهاوضووضووضوی ارتماسیدعاهایی که موقع وضو گرفتن مستحب استشرایط وضواحکام وضوچیزهایی که باید برای آنها وضو گرفتچیزهایی که وضو را باطل می کنداحکام وضوی جبیرهغسلغسلهای واجب و انواع آناحکام غسل کردناحکام مخصوص بانوانغسل مس میتاحکام محتضراحکام محتضراحکام بعداز مرگ(احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت)نماز وحشتنبش قبرغسلهای مستحبتیممموارد تیممچیزهایی که تیمم به آنها صحیح استدستور تیمم و احکام تیمم
وضووضوی ارتماسیدعاهایی که موقع وضو گرفتن مستحب استشرایط وضواحکام وضوچیزهایی که باید برای آنها وضو گرفتچیزهایی که وضو را باطل می کنداحکام وضوی جبیره
غسلهای واجب و انواع آناحکام غسل کردناحکام مخصوص بانوانغسل مس میت
احکام محتضراحکام بعداز مرگ(احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت)نماز وحشتنبش قبر
موارد تیممچیزهایی که تیمم به آنها صحیح استدستور تیمم و احکام تیمم
نمازهای واجبوقت نماز و احکام آننمازهایی که باید به ترتیب خوانده شودنمازهای مستحباحکام قبلهپوشانیدن بدن در نمازلباس نمازگزارمکان نمازگزارمکان نمازگزاراحکام مسجداذان و اقامهواجبات نمازواجبات نمازترجمه نمازتعقیب نمازمبطلات نمازچیزهایی که در نماز مکروه استمواردی که می شود نماز واجب را شکستشکیاتشکهای باطلشکهایی که نباید به آنها اعتنا کردشکهای صحیحنماز احتیاطسجده سهوقضای سجده و تشهد فراموش شدهنماز جماعت
مکان نمازگزاراحکام مسجداذان و اقامه
واجبات نماز
شکهای باطلشکهایی که نباید به آنها اعتنا کردشکهای صحیحنماز احتیاطسجده سهوقضای سجده و تشهد فراموش شده
مسابقات اينترنتي سال 86مهدويت در انديشه امام خميني(س)شوراي همامنگي13آبان روز دانش آموزپاسخنامه سيزده آبان
مهدويت در انديشه امام خميني(س)شوراي همامنگي13آبان روز دانش آموزپاسخنامه سيزده آبان
نگارستانفعاليتهاي هنريفعاليتهاي فرهنگينمايشگاههاگالري آثارنمايشگاه مجازينمايشگاههاي فجر 87همايشهاي فجر 87
نمايشگاههاي فجر 87همايشهاي فجر 87
مسابقه اينترنتي كتابخوانيفرم شركت در ايستگاه مجازي گرافيكبازديد از نگارستانعضويت در گروه فيلمسازي نگارستانفراخوان چهارمین جشنواره آئینه و آفتابّفرمارسال پاسخ مسابقهنگارستان مجازينمايشگاه كتاب فجر 87 نمايشگاه آثار هنري « امام خميني (س) ، انقلاب اسلامي و قيام حسيني » هنرمندان كشورنمايشگاه آثار گرافيكي « امام خميني (س) ، انقلاب اسلامي و قيام حسيني»نمايشگاه آثار هنري « امام ، كودكان و نوجوانان »نمايشگاه كتابنمايش تئاتربازديدهانمايشگاههاهمايشهاهمايش فيلمسازانهمايش ادبي آئينه حضورهمايش فعالان فرهنگي و هنري موسسهشعرامشاهده تصاوير سخنرانان همايشساير برنامه هامسابقاتبازديد از برنامه هاي دهه فجر نگارستانتصاوير نمايشگاه كتابنمایشگاه مجازیفرم عضويت در كارگاه هنر و ادبياتفرم شماره 2 كارگاه هنر و ادبياتاولين دوره آموزش مجازيعضويت در كارگاه ادبياتهمايش هنري-كارگاهي مهر 88شهلا روضاتيمجيد فعال پاكدهيسيد علي ظهير الاسلاممهدي فرخيمهرنوش تابشمرضيه فاميل دردشتيمعصومه عسگريسيد محسن علوي نژادزهرا صابر طحانصفورا استكيسكينه ابراهيميعذرا عبدالهي تصاوير افتتاحيه همايش مهراستاد اكبر مصري پورفريبا فرقدانيمهناز سجادياستاد قشقائيمحسن سليمانياستاد گلشنسيد فاتح نطنزيآثار هنري همايش مهر 88 ويژه هنرمندان اصفهانتصاوير اختتاميهگزارش افتتاحيهتصاوير نشست تخصصي ارتباط متقابل هنر و روانتصاوير نشست تخصصي هنر و عرفان
نمايشگاه كتاب فجر 87 نمايشگاه آثار هنري « امام خميني (س) ، انقلاب اسلامي و قيام حسيني » هنرمندان كشورنمايشگاه آثار گرافيكي « امام خميني (س) ، انقلاب اسلامي و قيام حسيني»نمايشگاه آثار هنري « امام ، كودكان و نوجوانان »نمايشگاه كتابنمايش تئاتربازديدهانمايشگاههاهمايشهاهمايش فيلمسازانهمايش ادبي آئينه حضورهمايش فعالان فرهنگي و هنري موسسهشعرامشاهده تصاوير سخنرانان همايشساير برنامه هامسابقاتبازديد از برنامه هاي دهه فجر نگارستانتصاوير نمايشگاه كتاب
همايش فيلمسازانهمايش ادبي آئينه حضورهمايش فعالان فرهنگي و هنري موسسهشعرامشاهده تصاوير سخنرانان همايش
شهلا روضاتيمجيد فعال پاكدهيسيد علي ظهير الاسلاممهدي فرخيمهرنوش تابشمرضيه فاميل دردشتيمعصومه عسگريسيد محسن علوي نژادزهرا صابر طحانصفورا استكيسكينه ابراهيميعذرا عبدالهي تصاوير افتتاحيه همايش مهراستاد اكبر مصري پورفريبا فرقدانيمهناز سجادياستاد قشقائيمحسن سليمانياستاد گلشنسيد فاتح نطنزيآثار هنري همايش مهر 88 ويژه هنرمندان اصفهانتصاوير اختتاميهگزارش افتتاحيهتصاوير نشست تخصصي ارتباط متقابل هنر و روانتصاوير نشست تخصصي هنر و عرفان
موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) نمایندگی اصفهان |تلفن:03112353434|پست الکترونیکی :info@imam-khomaini-isf.comبروزرسانی: ١٨ شهريور ١٣٨٩ | آمار بازديد کنندگان: ٤٩٩٦٥٨٩ | آماربازديد صفحه جاری: | نسخه قابل چاپ